به گزارش آتیهآنلاین، وجود سه هزار مگاوات نیروگاه فرسوده در کشور و عمر بالای این واحدهای نیروگاهی خود موید این ادعاست؛ امری که تاکنون به کرات سرتیتر اخبار شده ولی اقدامی عاجل و موثر برای بازنشسته کردنشان صورت نگرفته است.
حال اینکه چرا این بخش صنعتی که نبض تولید برق کشور را در اختیار دارد آنگونه که باید و شاید مورد رصد و پیگیری قرار نگرفته و چرا جذابیتی که پالایشگاهها چه از حیث توسعه و چه از منظر اقتصادی برای عوام و خواص در برداشته، ولی نیروگاهها ازداشتن آن محروم بودهاند؟ جای تامل دارد.
با این تفاصیل و رقم خوردن این غفلت، ناقوس خاموشی در جوار چاههای نفت و گاز هرچند کوتاهمدت برای کشور نواخته شد. دومینویی که با کمبود گاز شروع شد و با عبور از اظهار نظرات خلق الساعهای همچون افت فشار آنی در پارس جنوبی و حمله سایبری و رسیدن به انبارهای استخراج رمزارز، سرانجام با دو دوتا کردنهای متعدد به قطعیهای مقطعی برق و از مدار خارج شدن واحدهای نیروگاهی ختم شد تا بلبشویی از گمانه زنیها رقم بخورد.
اما آن سوی ماجرای قطعیهای برق روایتی دیگر از جنس دغدغه محیط زیست مطرح بود، تا انتشار بیمحابای آلایندهها در هوای تهران و سایر کلانشهرها را به مازوت ربط دهد.
هرچند آلاینده بودن مازوت در سناریوی آلودگی هوا توسط سازمان حفاظت محیط زیست طی چند روز گذشته تکذیب شد اما بد نیست با مطرح شدن این بحث نگاهی اجمالی به سیطره عملکردی نیروگاهها که بخشی از فرآوردههای تولیدی پالایشگاههای نفتی و گازی را مصرف میکنند انداخته شود که در برهه اصرار به آلایندگی مازوت، منجر به حذف آن از سبد برخی نیروگاهها شد و در پی قطعی مقطعی برق خسارتهایی نیز به بخشهای صنعتی وارد کرد.
بزرگی مقیاس مصرف مازوت و زغال سنگ در دنیا
اگر در سبد سوخت نیروگاههای سایر کشورها دقیق شویم متوجه خواهیم شد که دو فرآورده مازوت و زغال سنگ از اصلیترین محصولاتی هستند که در واحدهای نیروگاهی مصرف میشوند.
بر اساس گزارش اوپک در سال ۲۰۱۹ تقاضا برای باقیماندههای سنگین نفت خام روزانه حدود ۱۹ میلیون بشکه (۷ میلیون بشکه نفت کوره و ۲/۱۱ میلیون بشکه فرآوردههای سنگین تر از نفت کوره) و تقاضا برای مصرف زغال سنگ ۷۷ میلیون بشکه نفت خام بوده است.
مجموع تقاضا برای نفت کوره، فرآوردههای سنگین تر از نفت کوره و زغال سنگ روزانه حدود ۹۶ میلیون بشکه معادل نفت خام (معادل ۱۵/۲ میلیارد لیتر) تخمین زده شده که اکثریت این تقاضا برای سوخت نیروگاهها ثبت شده است. اما رها گویای این است که مصرف زغال سنگ بیشتر از نفت کوره میباشد که آلایندگیاش به مراتب بیشتر از سایر سوختها است.
در ایران چه میگذرد؟
متوسط مصرف نفت کوره (مازوت) در نیروگاههای کشور از ابتدای سال تاکنون روزانه ۱۳ میلیون لیتر و از ابتدای دی ماه نیز روزانه ۳۵ میلیون لیتر بوده که به ترتیب معادل هشت صدم درصد (%۰۸/۰) و بیست و سه صدم درصد (%۲۳.۰ ) نفت کوره و زغال سنگ مصرف شده در دنیا است.
حال این رقم مصرف سوخت را با سایر انرژیهای کلیدی یعنی گاز و برق قیاس کنید، بر اساس آمار موجود ایران هفت برابر سرانه تقاضای جهانی گاز و دو برابر سرانه جهانی برق مصرف میکند. به عبارت دیگر ایران ۶.۷ درصد تقاضای گاز جهانی و ۱.۸۵ درصد برق جهان را به خود اختصاص داده این درحالی است که فقط ۱.۱ درصد جمعیت دنیا را در اختیار دارد.
این آمار مضاف بر این که گویای میزان سرسام مصرف و هدررفت انرژی است، کوچک بودن رقم مصرف مازوت یا همان نفت کوره نسبت به دو مورد مذکور در داخل کشور را نیز گوشزد می کند، چرا که بخش اعظمی از نفت کوره های تولیدی در نفتکش ها بارگیری و صادر می شوند.
اما در نگاه دیگر باید گفت از آنجایی که هر احتراق سوختی از نوع فسیلی با هر کیفیتی آلایندگی ایجاد می کند باید میزان الاینده ها را به حداقل رساند چه گاز مصرف شود و چه مازوت حتی با کیفیت استاندارد یورو باید گازهای خروجی دودکش نیروگاه ها تصفیه شوند.
حال با توجه به با حجم مصرف مازوت و زغال سنگ در مقیاس جهانی چگونه در کشورهای دیگر آلایندگی ها کنترل می شود؟ این امر به کیفیت سوخت باز می گردد یا به محل احتراق سوخت؟
غفلت از یک خلاء صنعتی
بر اساس اطلاعات آژانس حفاظت از محیط زیست EPA قوانین سختگیرانه ای برای نیروگاه ها از لحاظ میزان انتشارات آلاینده SOx ها شامل، NOx, CO۲ ذرات معلق و فلزات سنگین مانند جیوه مقرر کرده است.
بر همین اساس و به گزارش آژانس بینالمللی انرژی IEA درسال ۲۰۱۷ بیش از دو سوم نیروگاه هایی که از سوخت فسیلی استفاده می کردند عملیات فیلتراسیون بر روی گازهای خروجی حاصل از احتراق انجام داده اند، اقدامی که می توان گفت با یک سیر صعودی همراه بوده است.
بنابراین میزان آلایندگی در نیروگاه های خارج از کشور با نصب اسکرابر بر دودکش نیروگاه ها کنترل و میزان آلاینده ها با فیلترینگ به حداقل می رسد.
با توجه به این اعداد و ارقام مشخص می شود عملیات تصفیه گازهای خروجی از نیروگاه ها در تمامی مناطق دنیا اعم از کشورهای صنعتی و نیز کشورهای در حال توسعه به صورت یک الزام قانونی در آمده است.
در شرایطی که می توان با ایزوله کردن دودکش های نیروگاه ها این واحدها را ایمن کرده و نه تنها آلایندگی احتراق حاصل از مازوت بلکه سایر سوخت ها را به حداقل رساند جای سوال دارد که چرا در نیروگاه های کشور مبادرت به انجام این کار نشده است.
حال نیروگاه های فرسوده که باید از مدار تولید خارج شوند را در کنار راندمان تقریبی ۳۲ درصدی تولید قرار دهید که برای تامین نیاز برق، میزان مصرف سوخت را مضاعف خواهد کرد آن هم در شرایطی که امکاناتی برای نصب تجهیزات مرتبط برای فیلترینگ سوخت در این واحدهای صنعتی برق هنگام احتراق در نظر گرفته نشده است.
با این تفاسیر باید پرسید چرا خلاء صنعتی مذکور در حاشیه باقی مانده و برای رفع این چالش اقدامی صورت نگرفته است؟ وجود سه هزار مگاوات نیروگاه فرسوده به اضافه آلاینده هایی که از دودکش نیروگاه های قدیمی و تازه نفس خارج می شود سهم چند درصدی در آلودگی هوای شهرها دارد؟ چرا تاکنون از سوی دست اندرکاران، این امر به موازات عدم تعجیل در افزایش راندمان ۳۲ درصدی فعلی ساماندهی نشده است؟
سمیه مهدوی، روزنامه نگار حوزه انرژی
نظر شما