پساب به یکی از راههای اصلی تأمین آب صنایع تبدیل شده است. قرار است فشار برداشت از منابع زیرزمینی را کم کند اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار میدهد اگر پساب از یک محدوده خارج شود و جای خالی آن در آبخوان و رودخانه جبران نشود آنچه به نام صرفهجویی ثبت میشود ممکن است در عمل فقط جابهجایی آب از یک نقطه به نقطه دیگر باشد.
بازچرخانی آب در چند سال گذشته به یکی از نسخههای اصلی مقابله با کمآبی تبدیل شده است. صنایع آببر باید به سمت پساب و آب دریا بروند. شهرداریها آب شرب را از آبیاری فضای سبز کنار بگذارند و بخشی از نیاز صنعت و کشاورزی هم از فاضلاب تصفیهشده تأمین شود. برنامه هفتم نیز برای این مسیر عدد تعیین کرده است؛ حدود یک میلیارد و ۷۷۰ میلیون مترمکعب آب از منابع نامتعارف از جمله پساب و آب دریا.
اما گزارش «تبیین خطاهای مهم در سیاستگذاری بازچرخانی آب از منظر بیلان آب» سراغ بخشی از این سیاست رفته که کمتر درباره آن حرف زده شده است. پساب آبی نیست که از بیرون وارد چرخه آب شده باشد. همان آبی است که یک بار مصرف شده و بخشی از آن دوباره به زمین و رودخانه و آبخوان برمیگشته است. حالا اگر این آب جمع شود و کیلومترها دورتر به کارخانه یا معدن برسد باید دید محدوده مبدأ چه چیزی از دست داده است.
بخشی از پساب شهری و صنعتی پیش از جمعآوری و انتقال در همان محدوده به چرخه آب برمیگردد. مقداری از آن به سفرههای زیرزمینی میرسد و بخشی هم وارد جریانهای سطحی میشود. بنابراین وقتی پساب از یک محدوده بیرون میرود فقط آب مصرفشده جابهجا نشده است. ممکن است بخشی از آبی که پیش از این به رودخانه یا آبخوان برمیگشت هم از دسترس خارج شود.
مرکز پژوهشهای مجلس بر همین اساس هشدار داده که بازچرخانی را نباید بدون محاسبه بیلان آب یک «منبع جدید» دانست. ممکن است یک منطقه از انتقال پساب منتفع شود اما منطقه مبدأ همان میزان آب را در چرخه طبیعی خود از دست بدهد.
این هشدار در شرایطی مطرح شده که بر اساس دادههای مورد استناد گزارش از ۶۰۹ محدوده مطالعاتی کشور ۴۲۰ محدوده در شمار دشتهای ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار دارند و ۱۳۴ محدوده نیز با فرونشست روبهرو شدهاند.
گزارش در بخش دیگری سراغ سرنوشت آبی میرود که پس از جایگزینی پساب با آب شیرین آزاد میشود. فرض کنید کارخانهای تا دیروز از آب زیرزمینی استفاده میکرده و امروز همان نیاز را با پساب تأمین میکند. اگر سهم قبلی آب آن کارخانه دوباره به مصرفکننده دیگری داده شود در مجموع مصرف آب کمتر نشده است. فقط مصرفکننده تغییر کرده است.
مرکز پژوهشها بر «صرفهجویی واقعی آب» تأکید میکند. معیار موفقیت یک پروژه نباید فقط این باشد که یک صنعت دیگر از آب زیرزمینی برداشت نمیکند. باید مشخص شود در پایان چه مقدار آب واقعاً در منبع باقی مانده است. گزارش به همین دلیل پیشنهاد میکند برنامهریزی آب فقط بر میزان برداشت استوار نباشد و میزان مصرف واقعی نیز مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
این تفاوت میتواند نتیجه یک طرح را تغییر دهد. ممکن است در گزارش عملکرد نوشته شود مصرف آب شیرین یک کارخانه متوقف شده است اما اگر همان سهم آب به مصرف تازهای برسد آبخوان چیزی به دست نیاورده است.
تا پایان سال ۱۴۰۱ حجم پساب استحصالشده در کشور سالانه حدود یک میلیارد و ۶۴۴ میلیون مترمکعب اعلام شده است. از این میزان ۴۹۳ میلیون مترمکعب به آبخوانها تحویل شده که حدود ۳۰ درصد کل پساب است. ۲۲۲ میلیون مترمکعب فروخته شده و ۹۲۹ میلیون مترمکعب نیز در گروه پساب قابل برنامهریزی قرار داشته است. قراردادهای بازچرخانی پساب هم در ۱۴ استان میان شرکتهای آب و فاضلاب و صنایع منعقد شده بود.
فهرست پروژههای درجشده در گزارش نشان میدهد استفاده صنعتی از پساب تا چه اندازه گسترش پیدا کرده است. پساب بجنورد به پتروشیمی خراسان میرود. پساب شیراز برای فولاد پاسارگاد در نظر گرفته شده است. پساب همدان به نیروگاه شهید مفتح میرسد و پساب کرج به اشتهارد منتقل میشود. در یزد نیز خطی ۱۰۰ کیلومتری برای انتقال سالانه ۳.۱ میلیون مترمکعب پساب به معدن سرب و روی مهدیآباد در نظر گرفته شده است.
تهران هم یکی از نمونههای مهم گزارش است. ظرفیت انتقال پساب تصفیهخانه جنوب تهران به دشتهای پاکدشت و ورامین و شهرری سالانه ۲۸۳ میلیون مترمکعب اعلام شده و طول خط انتقال نیز ۳۶ کیلومتر است.
اهمیت این عدد فقط به حجم پساب مربوط نیست. وقتی چنین حجمی از آب جابهجا میشود باید معلوم باشد پیش از انتقال کجا میرفته است. اگر بخشی از آن وارد خاک یا آبخوان میشده خروجش از چرخه محلی چه اثری بر منابع آب دارد و این کسری قرار است چگونه جبران شود.
گزارش میگوید قوانین موجود در این بخش روشن نیستند. استفاده از پساب تشویق شده اما درباره انتقال پساب از یک محدوده مطالعاتی به محدوده دیگر و جبران آبی که از مبدأ خارج میشود حکم روشنی وجود ندارد.
مرکز پژوهشهای مجلس پیشنهاد کرده اصل بر مصرف پساب در همان محدوده مطالعاتی باشد. انتقال به محدوده دیگر نیز تنها زمانی مجاز شود که آب خارجشده از چرخه مبدأ به طور کامل جبران شود. در متن پیشنهادی گزارش حتی آمده است که انتقال پساب میان محدودههای مطالعاتی ممنوع باشد مگر اینکه حجم خارجشده از بیلان آب مبدأ به طور کامل جبران شود.
گزارش بر یک موضوع دیگر هم تأکید دارد. وقتی صنعتی به جای آب شیرین پساب دریافت میکند سهم قبلی آب آن نباید دوباره به مصرفکننده تازهای داده شود. آن حجم آب باید در رودخانه یا آبخوان باقی بماند. وگرنه بازچرخانی به جای کمکردن فشار بر منابع آب میتواند راه را برای مصرف بیشتر باز کند.
گزارش مرکز پژوهشها بازچرخانی آب را نفی نمیکند. پساب میتواند جای آب شرب را در فضای سبز بگیرد. میتواند مصرف آب شیرین صنعت را کاهش دهد و ورود فاضلاب آلوده به محیط را کمتر کند. مسئله زمانی آغاز میشود که هر مترمکعب پساب مانند یک مترمکعب آب تازه محاسبه شود.
به همین دلیل تعداد تصفیهخانهها یا طول خطوط انتقال به تنهایی نمیتواند موفقیت این سیاست را نشان دهد. باید دید پس از اجرای هر پروژه چه مقدار آب در رودخانه و آبخوان باقی مانده و چه مقدار فقط از یک مصرفکننده به مصرفکننده دیگر منتقل شده است.
اگر این حساب روشن نباشد ممکن است در آمار از صرفهجویی حرف بزنیم اما در زمین تنها مسیر آب را عوض کرده باشیم.
