درجنگ هشتساله هرچه شهری به مرز نزدیکتر بود بیشتر در معرض حمله قرار داشت.ایلام کرمانشاه خوزستان و کردستان بخشی از خط مقدم بودند و فاصله جغرافیایی با مرز تا حد زیادی میتوانست میزان خطر را توضیح دهد.جنگهای جدید اما این معادله را تغییر دادهاند. موشکهای دوربرد پهپادها حملات هوایی اختلال در شبکههای ارتباطی و هدفگیری زیرساختهای حیاتی باعث شدهاند شهرهای دور از مرز نیز بخشی از جغرافیای جنگ باشند. همین تغییر این پرسش را مقابل برنامهریزان شهری قرار داده اگر دیگر فاصله از مرز تضمینکننده امنیت نیست شهرها باید چگونه برای جنگ و بحران آماده شوند؟
این پرسش محور دومین نشست از سلسله نشستهای «روایت شهرها از جنگ» بود که با عنوان «مرز، شهر و جنگ؛ بازخوانی روایتهای محلی شهر ایلام» از سوی انجمن علمی دانشجویی برنامهریزی شهری و توسعه منطقهای دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری انجمن علمی دانشجویی مهندسی شهرسازی دانشگاه ایلام و تعدادی از انجمنهای علمی برگزار شد.
محسن شبستر پژوهشگر شهرسازی و مدرس دانشگاه دبیری این نشست را برعهده داشت و حامد هواسی پژوهشگر و مدرس دانشگاه ایلام در کنار ارغوان رضایینسب احمدرضا یوسفی و نیایش هواسی تجربه ایلام را از زاویه شهرسازی و جامعهشناسی بررسی کردند.
یکی از محورهای اصلی نشست نسبت میان جنگ و تمرکز جمعیت و زیرساختهای شهری بود. در این بحث تأکید شد تمرکز بیش از اندازه جمعیت خدمات و زیرساختهای حیاتی در چند شهر بزرگ فقط یک مسئله توسعهای نیست و در شرایط جنگ میتواند به مسئله امنیت و تابآوری سرزمینی تبدیل شود.ازاین منظر توزیع متوازن امکانات در پهنه کشور علاوه بر کاهش نابرابری منطقهای میتواند آسیبپذیری در برابر بحرانهای گسترده را نیز کاهش دهد. این همان نقطهای است که مفاهیمی مانند آمایش سرزمین عدالت فضایی پدافند غیرعامل و برنامهریزی شهری به مسئله جنگ متصل میشوند.
احمدرضا یوسفی دانشجوی شهرسازی دانشگاه ایلام نیز تأکید کرد ورود جنگ به یک شهر فقط ساختمانها و تأسیسات را تحت تأثیر قرار نمیدهد.به گفته او در شرایط بحران نحوه استفاده مردم از فضاهای عمومی الگوی رفتوآمد دسترسی به خدمات فعالیت اقتصادی و حتی رابطه شهروندان با محیط زندگی تغییر میکند. پارکی که در شرایط عادی محل تفریح است میتواند در وضعیت اضطراری به فضای تجمع یا اسکان تبدیل شود و شبکه معابری که در روزهای عادی تنها وظیفه جابهجایی را برعهده دارد در بحران باید امکان امدادرسانی و تخلیه اضطراری را فراهم کند.
او ایلام را شهری دانست که ویژگیهای توپوگرافی و قرار گرفتن میان ارتفاعات بر شبکه معابر و نحوه گسترش آن اثر گذاشته است. از نگاه او همین ویژگیها در زمان بحران اهمیت بیشتری پیدا میکنند. اگر دسترسی محلهها به مراکز درمانی محدود باشد یا بخشهایی از شبکه شهری مسیر جایگزین نداشته باشند حتی بدون تخریب گسترده کالبدی عملکرد شهر میتواند مختل شود.
به همین دلیل تابآوری را نمیتوان تنها با مقاومت ساختمانها سنجید و شبکه دسترسی زیرساخت آب و برق ارتباطات خدمات عمومی و امکان ادامه فعالیتهای ضروری نیز باید در محاسبات وارد شود.
ارغوان رضایینسب دبیر انجمن علمی شهرسازی دانشگاه ایلام تجربه جنگ را از زاویه همجواری کاربریهای حساس و مناطق مسکونی روایت کرد. او به تجربه خانواده خود اشاره کرد که خانه پدربزرگش در فاصله چند کوچه از یک مرکز نظامی قرار داشت و در جریان یکی از حملات شدت انفجار باعث پرتاب قطعات به حیاط خانه و آسیب دیدن خودروها و ساختمانهای اطراف شده بود.
به گفته او پیامد این اتفاق فقط خسارت فیزیکی نبود. برخی کودکان پس از انفجار دچار ترس شدید شدند و خانوادههایی برای مدتی محل سکونت خود را ترک کردند و ساعات روز را در خارج از محدوده شهری یا طبیعت گذراندند.رضایینسب از این تجربه به یکی از مسائل کمتر دیدهشده توسعه شهری رسید؛ بسیاری از مراکز نظامی و کاربریهای حساس در زمان احداث خارج از محدوده مسکونی قرار داشتهاند اما گسترش شهر در طول دههها باعث شده ساختوسازها به تدریج تا مجاورت آنهاپیش بروند.
بنابراین مسئله فقط محل اولیه استقرار این مراکز نیست بلکه نحوه کنترل توسعه شهری در اطراف آنها نیز اهمیت دارد. از نظر او حریم کاربریهای حساس باید به صورت مستمر در طرحهای شهری بازبینی شود زیرا شرایطی که چند دهه قبل قابل قبول بوده ممکن است امروز به دلیل گسترش بافت مسکونی دیگر ایمن نباشد.
جنگ در عین حال عملکرد شهر را حتی در نقاطی که هیچ ساختمانی تخریب نشده تغییر میدهد. تعطیلی یا مجازی شدن دانشگاهها کاهش رفتوآمد مردم و محدود شدن فعالیت کسبوکارهای محلی نمونههایی از این تغییر هستند. یک مغازه ممکن است سالم بماند اما با کاهش حضور مردم مشتری خود را از دست بدهد. دانشگاه نیز تنها مجموعهای از ساختمانها نیست و تعطیلی آن بخشی از جریان روزانه رفتوآمد خدمات و فعالیت اقتصادی اطراف آن را متوقف میکند. از این زاویه خسارت جنگ فقط با تعداد ساختمانهای آسیبدیده قابل اندازهگیری نیست.
نیایش هواسی دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه ایلام به تجربه اجتماعی جنگ اشاره کردو گفت در شهری مانند ایلام جنگ فقط یک واقعه جدید نیست بلکه با حافظه جنگ ایران و عراق پیوند میخورد. خاطرات جنگ در بسیاری از خانوادههای ایلام هنوز میان نسلها منتقل میشود و هر حمله تازه میتواند بخشی از این حافظه را دوباره فعال کند. از این منظر صدای انفجار یا خبر حمله فقط یک اتفاق لحظهای نیست و میتواند خاطراتی را که سالها در خانواده و محله باقی ماندهاند دوباره زنده کند.
او امنیت را نیز فراتر از نبود حمله نظامی تعریف کرد. امنیت زمانی وجود دارد که خانواده بتواند برای فردا برنامهریزی کند دانشجو بداند دانشگاهش چه زمانی باز خواهد بود و صاحب یک کسبوکار بتواند درباره ادامه فعالیت خود تصمیم بگیرد. در جنگ این امکان برنامهریزی مختل میشود و حتی کسانی که به صورت مستقیم در محل حمله حضور ندارند از طریق اخبار شایعات نگرانی برای اعضای خانواده و اختلال در زندگی روزمره تحت فشار قرار میگیرند.
در این نشست به نابرابری آثار جنگ نیز اشاره شد. بحران برای همه یکسان نیست.
سالمندان کودکان افراد دارای معلولیت خانوادههای کمدرآمد و صاحبان کسبوکارهای کوچک توان مشابهی برای عبور از بحران ندارند. خانوادهای که امکان ترک موقت شهر یا تأمین هزینههای جایگزین را ندارد در برابر همان تهدیدی قرار میگیرد که خانوادهای برخوردارتر با امکانات بیشتری برای مواجهه با آن روبهروست. به همین دلیل تابآوری اجتماعی بدون در نظر گرفتن طبقه اقتصادی و دسترسی نابرابر به منابع تصویری ناقص از وضعیت شهر ارائه میدهد.
حامد هواسی پژوهشگر و مدرس دانشگاه ایلام با مقایسه جنگ هشتساله و جنگهای جدید گفت یکی از مهمترین تغییرات تغییر مفهوم جبهه است. در جنگ ایران و عراق فاصله از مرز یکی از عوامل اصلی تعیین میزان خطر بود اما در جنگهای جدید با ورود موشکهای دوربرد پهپادها حملات هوایی و جنگ الکترونیک مرکز ثقل تهدید میتواند صدها کیلومتر از مرز فاصله داشته باشد. بنابراین دیگر نمیتوان شهرها را صرفاً با میزان فاصله آنها از مرز به امن و ناامن تقسیم کرد.
او تأکید کرد در این شرایط هدفگیری نیز تغییر کرده است. به جای تخریب گسترده یک محدوده ممکن است زیرساخت یا نقطهای هدف قرار گیرد که از کار افتادن آن بیشترین اختلال را در عملکرد شهر ایجاد کند. مراکز درمانی شبکه برق تأسیسات آب مسیرهای ارتباطی و زیرساختهای کلیدی به همین دلیل بخشی از ارزیابی آسیبپذیری شهری هستند. در چنین شرایطی اهمیت یک زیرساخت فقط به ارزش فیزیکی آن محدود نیست بلکه باید دید اگر از مدار خارج شود چه میزان از عملکرد شهر مختل خواهد شد و جایگزینی یا بازیابی آن چقدر زمان میبرد.
هواسی تابآوری شهری را نیز مجموعهای از چند بعد دانست؛ تابآوری کالبدی شامل کیفیت ساختمانها دسترسی خودروهای امدادی و وجود فضاهای باز است. تابآوری شبکهای به عملکرد آب برق گاز حملونقل و زنجیره تأمین مربوط میشود. تابآوری اجتماعی و اقتصادی توان خانوادهها و کسبوکارها برای عبور از بحران را دربرمیگیرد و تابآوری نهادی به هماهنگی شهرداری مدیریت بحران فرمانداری و سایر دستگاهها در لحظه بحران مربوط است. از نگاه او شهری را نمیتوان تنها به دلیل مقاوم بودن ساختمانهایش تابآور دانست.
ساختار معابر ایلام نیز در این نشست مورد توجه قرار گرفت. بخشهایی از شهر دارای شبکه منظمتر و بخشهایی دارای بافت ارگانیک و کوچههای پیچیده هستند. این تفاوت در روزهای عادی ممکن است چندان محسوس نباشد اما هنگام امدادرسانی میتواند تعیینکننده شود. هرچه یک محله مسیرهای جایگزین بیشتری داشته باشد دسترسی به آن در صورت بسته شدن یک مسیر آسانتر خواهد بود. موضوعی که در برنامهریزی آینده شهرها باید نه فقط برای جنگ بلکه برای زلزله سیل و دیگر بحرانها در نظر گرفته شود.
یکی از حاضران نشست نیز بر شکاف تجربه جنگ میان نسل ها تأکید کرد و گفت نسلهایی که جنگ ایران و عراق را تجربه کردهاند تصویر مشخصتری از وضعیت جنگی دارند اما برای بخش بزرگی از نسل جدید مواجهه مستقیم با حمله نظامی تجربهای تازه است. او نبود پناهگاههای در دسترس سیستم هشدار روشن و آموزش و مانورهای عمومی را از مسائلی دانست که میتواند اضطراب شهروندان را افزایش دهد و تأکید کرد مدیریت شهری باید از «مدیریت بحران پس از حادثه» به سمت «مدیریت مستمر ریسک» حرکت کند.
