«امید به زندگی» یکی از شاخصهایی است که تقریباً هر روز در گزارشهای جمعیتی، بهداشتی و اجتماعی با آن روبهرو میشویم. وقتی گفته میشود امید به زندگی در کشوری ۷۸ سال است، این عدد دقیقاً چه معنایی دارد؟ آیا یعنی یک نوزاد امروز حتماً تا ۷۸ سالگی زندگی خواهد کرد؟ و آیا افزایش امید به زندگی بهتنهایی به معنای بهتر شدن کیفیت زندگی است؟
امید به زندگی، در سادهترین تعریف، میانگین سالهایی است که انتظار میرود یک فرد در یک جمعیت زندگی کند، با این فرض که الگوی مرگومیر موجود در زمان محاسبه در طول زندگی او ثابت بماند. رایجترین شکل این شاخص، «امید به زندگی هنگام تولد» است؛ یعنی میانگین سالهایی که یک نوزاد، انتظار میرود زندگی کند؛ با این فرض که روند نرخ مرگومیر کنونی در سنهای مختلف استمرار داشته باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز امید به زندگی را شاخصی برای نشان دادن میانگین طول عمر افراد در یک جمعیت میداند.
نکته مهم این است که امید به زندگی، پیشبینی دقیق طول عمر یک فرد نیست. اگر نرخ مرگومیر در سالهای آینده کاهش پیدا کند، فردی که امروز متولد شده است ممکن است در عمل بیشتر از عدد فعلی امید به زندگی عمر کند. بنابراین وقتی میگوییم «امید به زندگی ۷۸ سال است»، معنایش این نیست که همه افراد جامعه در ۷۸ سالگی میمیرند؛ بلکه این عدد تصویری آماری از وضعیت مرگومیر جمعیت در یک مقطع زمانی است.
امید به زندگی را میتوان برای سنین مختلف نیز محاسبه کرد. برای مثال، «امید به زندگی در ۶۰ سالگی» نشان میدهد فردی که به ۶۰ سالگی رسیده، با توجه به شرایط مرگومیر موجود، بهطور متوسط چند سال دیگر هم میتواند انتظار زندگی داشته باشد.
امید به زندگی از جدولهای عمر یا «جداول مرگومیر» به دست میآید؛ جداولی که احتمال مرگ و بقا را در سنین مختلف نشان میدهند. بنابراین مهمترین دادههای مورد نیاز برای محاسبه آن، نرخ مرگومیر در گروههای سنی مختلف است. اما یک عدد بهتنهایی برای شناخت وضعیت سلامت و رفاه یک جامعه کافی نیست. در کنار امید به زندگی، شاخصهایی مانند مرگومیر نوزادان، مرگومیر مادران، امید به زندگی در سنین بالاتر و «امید به زندگی سالم» نیز اهمیت دارند.
تفاوت میان امید به زندگی و امید به زندگی سالم بسیار مهم است. ممکن است مردم یک جامعه سالهای بیشتری زندگی کنند، اما بخشی از این سالها همراه با بیماری، ناتوانی یا محدودیت در فعالیتهای روزمره باشد. سازمان جهانی بهداشت «امید به زندگی سالم» را تعداد سالهایی تعریف میکند که فرد میتواند انتظار داشته باشد از بدو تولد در سلامت کامل زندگی کند. بنابراین طول عمر و سالهای زندگی سالم، دو مفهوم مرتبط اما یکسان نیستند.
ریشههای سنجش طول عمر به زمانی بازمیگردد که مرگومیر از یک پدیده صرفاً توصیفی به موضوعی قابل اندازهگیری تبدیل شد. در قرن هفدهم، جان گرانت، پژوهشگر انگلیسی، با بررسی مرگومیرها در لندن تلاش کرد الگوی مرگ در سنین مختلف را از دل دادههای جمعیتی استخراج کند. کار او در سال ۱۶۶۲ یکی از پایههای شکلگیری جمعیتشناسی و آمار حیاتی بود و ایده دنبال کردن بقا و مرگ یک گروه جمعیتی را پیش کشید.
چند دهه بعد، ادموند هالی، ستارهشناس و ریاضیدان انگلیسی، در سال ۱۶۹۳ با استفاده از دادههای تولد و مرگ شهر برسلاو، جدول عمر تجربی مهمی تهیه کرد. این جدول امکان محاسبه دقیقتر احتمال بقا و طول عمر را فراهم کرد و به یکی از پایههای توسعه علوم جمعیتی و محاسبات بیمهای تبدیل شد.
در قرن هجدهم و نوزدهم، با گسترش ثبت تولد و مرگ و پیشرفت روشهای آماری، جدولهای عمر دقیقتر شدند. همزمان، دولتها دریافتند که دادههای مرگومیر فقط برای شناخت جمعیت نیستند و میتوانند در برنامهریزی سلامت، بیمه و سیاستگذاری اجتماعی نیز به کار روند.
در قرن بیستم، با گسترش بهداشت عمومی، واکسیناسیون، آب سالم، فاضلاب، تغذیه بهتر، دسترسی گستردهتر به خدمات درمانی و پیشرفت پزشکی، امید به زندگی در بسیاری از نقاط جهان افزایش چشمگیری پیدا کرد. از اینجا به بعد، امید به زندگی از یک شاخص جمعیتی به یکی از شاخصهای مهم توسعه و رفاه اجتماعی تبدیل شد.
افزایش امید به زندگی یک دستاورد مهم بهداشتی و اجتماعی است، اما یک پرسش تازه ایجاد میکند: مردم این سالهای اضافه را چگونه زندگی میکنند؟
همین پرسش باعث شد توجه از «چند سال زندگی کردن» به «چند سال سالم زندگی کردن» نیز معطوف شود. در این نگاه، بیماریهای مزمن، ناتوانی، سلامت روان و توانایی فرد برای انجام فعالیتهای روزمره اهمیت پیدا میکنند.
این تغییر نگاه با رویکرد گستردهتر به رفاه نیز همخوان است. در نگاههای جدید به رفاه، سلامت یکی از اجزای مهم زندگی خوب است، اما تمام آن نیست. فرد ممکن است عمر طولانی داشته باشد، اما از امنیت اقتصادی، مسکن مناسب، روابط اجتماعی یا امکان مشارکت در جامعه برخوردار نباشد. بنابراین افزایش طول عمر زمانی معنای کاملتری پیدا میکند که با کیفیت زندگی همراه باشد.
امید به زندگی یکی از شاخصهای مهم رفاه اجتماعی است، زیرا تا حد زیادی بازتاب شرایط سلامت، محیط زندگی و سطح توسعه یک جامعه است. افزایش آن معمولاً با عواملی مانند بهبود سطح زندگی، آموزش، تغذیه، دسترسی به خدمات سلامت و پیشرفت بهداشت عمومی ارتباط دارد.
در عین حال، این شاخص میتواند نابرابریهای اجتماعی را نیز آشکار کند. امید به زندگی در همه گروههای اجتماعی یکسان نیست و عواملی مانند درآمد، آموزش، شغل و محل زندگی میتوانند با تفاوت در طول عمر همراه باشند. به همین دلیل، وقتی از امید به زندگی یک کشور سخن میگوییم، در واقع با یک میانگین جمعیتی روبهرو هستیم که میتواند تفاوتهای قابل توجه میان گروههای مختلف را پنهان کند.
بر اساس تازهترین دادههای بانک جهانی، امید به زندگی هنگام تولد در جهان در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۳ سال بوده است. این رقم در ایران در همان سال حدود ۷۸ سال ثبت شده است؛ یعنی میانگین امید به زندگی در ایران حدود پنج سال بالاتر از میانگین جهانی بوده است. در همین سال، این شاخص در ژاپن حدود ۸۴ سال، در فرانسه ۸۳ سال و در آمریکا ۷۹ سال بوده است.
افزایش امید به زندگی در دو قرن گذشته یکی از مهمترین تغییرات جمعیتی جهان بوده است. برآوردهای تاریخی نشان میدهد میانگین امید به زندگی در جهان در حدود سال ۱۸۰۰ در هیچ منطقهای به ۴۰ سال نمیرسید، در حالی که امروز میانگین جهانی از ۷۰ سال عبور کرده است. این افزایش حاصل مجموعهای از تغییرات، از بهبود آب و فاضلاب و تغذیه گرفته تا واکسنها، آنتیبیوتیکها، مراقبتهای پزشکی و بهبود شرایط زندگی بوده است.
البته این روند همیشه یکنواخت نبوده است. همهگیری کووید-۱۹ در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ موجب کاهش امید به زندگی در بسیاری از کشورهای جهان شد. پس از آن، در بسیاری از کشورها این شاخص دوباره افزایش یافت. در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز اگرچه امید به زندگی در بلندمدت رشد کرده، سرعت این رشد در سالهای پیش از همهگیری کاهش یافته بود؛ عواملی مانند بیماریهای قلبی و عروقی، چاقی، دیابت و برخی عوامل مرگومیر زودرس در این روند نقش داشتهاند.
در ایران نیز رقم ۷۸ سال نشاندهنده افزایش قابل توجه طول عمر در مقایسه با دهههای گذشته است. با این حال، برای ارزیابی کامل وضعیت سلامت و رفاه ایرانیان، صرفاً دانستن این عدد کافی نیست و باید آن را در کنار شاخصهایی مانند امید به زندگی سالم، مرگومیر قابل پیشگیری، دسترسی به خدمات سلامت و تفاوتهای اجتماعی و منطقهای بررسی کرد.
امید به زندگی یکی از سادهترین راهها برای پاسخ دادن به یک پرسش مهم درباره وضعیت یک جامعه است: مردم بهطور متوسط چند سال زندگی میکنند؟ اما معنای واقعی این شاخص فراتر از یک عدد درباره طول عمر است. تغییرات امید به زندگی حاصل مجموعهای از شرایط اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و محیطی است و به همین دلیل میتواند تصویری کلی از مسیر تحول یک جامعه ارائه دهد.
با این حال، طولانیتر شدن زندگی بهتنهایی برای سنجش رفاه کافی نیست. پرسش مهمتر این است که این سالهای بیشتر با چه میزان سلامت، استقلال و امکان مشارکت در زندگی اجتماعی همراهاند. از همین رو، در ارزیابی رفاه جوامع، امید به زندگی در کنار امید به زندگی سالم و دیگر شاخصهای سلامت و کیفیت زندگی معنا پیدا میکند.
