مردمی که کارزار نجات چیتگر را راه انداختهاند از خشک شدن درختان و رها شدن شبکه آبیاری و کم شدن رسیدگی به یکی از قدیمیترین تفرجگاههای تهران نوشتهاند. بخشهایی از چیتگر امروز با زمینهای خشک و درختان آسیبدیده و کندههایی شناخته میشود که از درختان قدیمی باقی ماندهاند. پیش از این نیز نگرانی از قطع درختان سرخهحصار به شکلگیری یک کارزار دیگر منجر شده بود. خواسته هر دو گروه حفظ جنگلهایی است که چند دهه برای شکل گرفتن آنها زمان صرف شده است.
امیرحسین عبداللهزاده، شهرساز میگوید خشک شدن تعدادی درخت به خودی خود غیرطبیعی نیست. درخت موجود زنده است و ممکن است بر اثر عمر طبیعی یا آفت و بیماری از بین برود اما وقتی تعداد زیادی درخت در یک عرصه به شکل تودهای خشک میشوند دیگر نمیتوان همه ماجرا را طبیعی دانست و باید نحوه نگهداری آن عرصه را هم بررسی کرد.
سالهاست درباره چنارهای خیابان ولیعصر هم هشدار داده میشود. خشک شدن درختان پارک لاله و سنگفرش میدان تجریش و احتمال آسیب به ریشه درختان قدیمی و حصارکشی بوستانهایی مانند حضرت مریم، بهجتآباد، مرزداران و کوثر نیز در دورههای مختلف اعتراضهایی به دنبال داشته است. در برخی نقاط درختان برای اجرای پروژههای شهری و ساختن مخازن آب اضطراری جابهجا شدهاند و نگرانی درباره باغ گیاهشناسی نیز همچنان ادامه دارد.
تعداد این اتفاقها این تصور را ایجاد کرده که درختان تهران بیشتر از گذشته خشک میشوند اما آمار جامعی برای تأیید یا رد این تصور منتشر نشده است. معلوم نیست هر سال چند درخت در تهران خشک میشوند و چه تعداد بر اثر کمآبی یا آفت و بیماری از بین میروند. آماری هم وجود ندارد که نشان دهد چند درخت برای اجرای پروژهها قطع یا جابهجا شدهاند و از نهالهایی که هر سال کاشته میشوند چند درصد پس از چند سال زنده میمانند. بنابراین نمیتوان با عدد گفت خشکیدگی درختان در کل تهران بیشتر شده اما وضعیت برخی از جنگلهای قدیمی شهر نشان میدهد با خشک شدن چند درخت پراکنده روبهرو نیستیم.
حدود نیم قرن پس از آغاز جنگلکاری در قالب کمربند سبز تهران، بخش زیادی از پوشش درختی چیتگر از بین رفته و بعد از حذف درختان خشک در بخشهایی از عرصه فقط زمین خشک و کنده درختان باقی مانده است. عبداللهزاده با بررسی تصاویر هوایی سالهای گذشته و مشاهدات میدانی میگوید روند زوال در چیتگر از سالها قبل آغاز شده اما طی سه تا چهار سال گذشته سرعت بیشتری گرفته است. برآورد او این است که بیش از ۸۰ درصد پوشش درختی چیتگر از بین رفته است. چیتگر بیش از ۸۰۰ هکتار وسعت دارد و بخش مهمی از درختان آن از دهه ۴۰ شمسی کاشته شدهاند. به این ترتیب درختانی که چند دهه برای رشد آنها زمان صرف شده طی چند سال از دست رفتهاند.
چیتگر و خرگوشدره در غرب و سرخهحصار در شرق و لویزان در شمال شرق از مهمترین جنگلهای دستکاشت تهران هستند. بخش زیادی از درختان این عرصهها سوزنیبرگاند. گونههایی که به دلیل تحمل شرایط سخت محیطی و امکان رشد در خاکهای ضعیف در طرحهای جنگلکاری مناطق خشک و نیمهخشک استفاده شدهاند. با این حال کاهش بارندگی و افزایش دما و خشکسالیهای پیدرپی فشار زیادی به درختان وارد کرده است. کارشناسان میگویند آفت و بیماری را نیز نمیتوان جدا از این شرایط بررسی کرد. درختی که برای مدت طولانی آب کافی دریافت نکند ضعیف میشود و مقاومت طبیعی آن کاهش پیدا میکند. سوسکهای چوبخوار و پوستخوار و قارچها در چنین شرایطی امکان بیشتری برای گسترش دارند. بنابراین در بسیاری از موارد آفت پس از تنش آبی به سراغ درخت ضعیف میرود.
به گفته عبداللهزاده هشدار درباره وضعیت چیتگر هم مربوط به امروز نیست و از حدود سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ درباره خشکیدگی گسترده و تودهای درختان این بوستان هشدار داده شده بود. از نظر عبداللهزاده همین سابقه یک پرسش مهم ایجاد میکند. اگر روند خشکیدگی از چند سال قبل دیده شده بود چرا اقدامی که بتواند سرعت آن را کاهش دهد انجام نشد؟ برای نگهداری این عرصه در تمام این سالها قراردادهایی وجود داشته و هزینههایی پرداخت شده است. بنابراین وقتی خشکیدگی به چنین ابعادی میرسد فقط نمیتوان عملکرد یک ناظر در یک ناحیه یا منطقه را بررسی کرد و باید دید نظارت عالی بر این قراردادها چگونه انجام شده است.
چیتگر در گذشته چندین حلقه چاه و حقابه داشت. بخشی از آب آن در سالهای گذشته از حقابه سد کرج تأمین میشد. شبکه آبیاری زیرسطحی و قطرهای نیز در قسمتهایی از بوستان اجرا شده اما کارشناسان میگویند در بسیاری از این خطوط برای مدت طولانی آب به شکل مستمر جریان نداشته است. قرار بوده پساب تصفیهشده هم بخشی از نیاز آبی بوستان را تأمین کند اما میزان پسابی که به این محدوده میرسد محدود است.
کمبود نیروی انسانی برای آبیاری نیز مطرح است. براساس اظهارات کارشناسی در بخشهایی از فاز غربی چیتگر که بیش از ۵۰۰ هکتار وسعت دارد تنها دو نیروی آبیار در نظر گرفته شده است. عبداللهزاده میگوید باید مشخص شود حقابه چیتگر در این سالها چه سرنوشتی داشته و آیا به جای دیگری واگذار شده یا وجود داشته اما به دلیل ضعف در مدیریت و انتقال به درختان نرسیده است. او حتی تعیین تکلیف قضایی این موضوع را در صورت نیاز ضروری میداند.
مدیریت پارک جنگلی چیتگر نیز یکدست نیست. این اراضی در گذشته در اختیار منابع طبیعی و جنگلبانی بودهاند و از دهه ۶۰ نگهداری آنها به سازمان پارکها و بعد سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران سپرده شد. بخشی از امور نیز به مناطق و پیمانکاران واگذار شده در حالی که برخی مسئولیتها مانند بهرهبرداری و جمعآوری چوب همچنان با منابع طبیعی است. کارشناسان این چنددستگی را یکی از مشکلات نگهداری جنگلهای تهران میدانند.
نبودن پایش مستمر مشکل دیگری است. کارشناسان میگویند عرصهای با صدها هکتار وسعت باید با تصاویر هوایی و سامانههای اطلاعات جغرافیایی و بازدیدهای میدانی دورهای پایش شود تا ضعف درخت پیش از خشک شدن کامل شناسایی شود. وقتی آفت پس از مرگ تعداد زیادی درخت دیده میشود نمیتوان بدون بررسی شرایط سالهای قبل همه خسارت را به سوسک چوبخوار یا قارچ نسبت داد.
سرخهحصار در مقایسه با چیتگر مدت بیشتری دوام آورده اما برآوردهای کارشناسی میزان زوال پوشش درختی آن را حدود ۶۰ درصد عنوان میکند. تفاوت مهم سرخهحصار با چیتگر وجود زیستگاههای طبیعی و حیات وحش در این محدوده است. از بین رفتن پوشش گیاهی در اینجا میتواند زیستگاه جانوران را نیز تغییر دهد.
کارشناسان میگویند سرخهحصار با حذف درخت خشک و کاشت تعدادی نهال احیا نمیشود. خاک و شیب زمین و منابع آب و شیوه آبیاری و نوع گونهای که کاشته میشود باید در کنار حیات وحش منطقه دیده شود. نهالی که امروز کاشته میشود باید برای شرایط ۳۰ یا ۵۰ سال آینده این محدوده مناسب باشد. درختان بلند و کوتاه و پهنبرگها و درختچهها و پوشش علفی در کنار هم زیستگاه را میسازند و کاشت بدون توجه به این مجموعه نمیتواند جای پوشش از دست رفته را بگیرد.
چنارهای خیابان ولیعصر نمونه دیگری از درختان آسیبدیده تهران هستند. سالهاست درباره خشک شدن آنها هشدار داده میشود و کمبود آب و آسیب به ریشه و آفت و بیماریهای قارچی از دلایلی هستند که در دورههای مختلف مطرح شدهاند. سازمان حفاظت محیط زیست نیز به موضوع ورود کرده اما همچنان خبر خشک شدن یا قطع تعدادی از این درختان منتشر میشود.
همه درختان تهران نیز بر اثر خشکسالی و بیماری از بین نمیروند. پیروز حناچی شهردار پیشین تهران از قطع شبانه درختان در برخی مناطق شمالی شهر گفته است. مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران نیز بارها گفته سود ساخت و ساز در بعضی مناطق به اندازهای است که برخی مالکان حاضرند جریمه قطع درخت را پرداخت کنند.
پروژههای شهری نیز گاهی به جابهجایی یا قطع درختان میرسند. حصارکشی تعدادی از بوستانها و اجرای پروژههایی مانند ساخت مخازن آب اضطراری نمونههایی هستند که اعتراض اعضای شورای شهر و شهروندان را به دنبال داشتهاند. ناصر امانی عضو شورای شهر تهران از شهرداری خواسته بود فهرست بوستانهای حصارکشی شده و علت اجرای پروژهها و تعداد درختان جابهجا شده و زمان پایان عملیات را به شورا ارائه کند. او همچنین درباره قطع درختان بدون ارائه مجوز کمیسیون ماده ۷ تذکر داده است. معمولا پاسخ به تذکر اعضا هم دراین رابطه کلی است و به نتیجه نمیرسد.
آرش میلانی مشاور معاون رئیسجمهور در امور محیط زیست شهری میگوید سرانه فضای سبز تهران حدود ۱۷ مترمربع است و هرچند در سالهای گذشته فضای سبز توسعه پیدا کرده اما مسئله امروز حفظ همین سرمایه است. به گفته او سازمان بوستانها و واحدهای خدمات شهری وظیفه دارند از فضایی که با هزینههای سنگین ایجاد شده نگهداری کنند اما همچنان گزارشهایی از ضعف نگهداری در پارکهایی مانند لاله و جنگلهای شهری منتشر میشود.
میلانی شکل گرفتن کارزارهای مردمی را هم قابل توجه میداند. به گفته او وقتی شهروندان برای حفظ یک پارک کارزار راه میاندازند یا خودشان برای آبیاری درختان دست به کار میشوند باید علت آن بررسی شود. شهروند نمیتواند جای سیستم حرفهای نگهداری فضای سبز را بگیرد.
او یکی از مشکلات تهران را بلاتکلیف ماندن طرح جامع فضای سبز میداند. طرحی که از دوره پیشین مدیریت شهری آغاز شد اما هنوز به نتیجه نرسیده است. به گفته میلانی شهری با وسعت تهران را نمیتوان بدون برنامه جامع برای فضای سبز اداره کرد بهخصوص حالا که منابع آب کمتر شده و شرایط اقلیمی نیز تغییر کرده است.
میلانی معتقد است امکان پایش مستمر پارکها با کمک مراکز علمی و فناوری وجود دارد. اطلاعات مربوط به پوشش گیاهی و رطوبت خاک و برنامه آبیاری میتواند پیش از مرگ درختان نشانههای خطر را مشخص کند. او همچنین خواستار انتشار اطلاعات دقیق درباره استفاده از پساب است. به گفته او باید مشخص شود چه میزان از برنامه استفاده از پساب برای آبیاری فضای سبز اجرا شده و اگر اجرای آن با مشکل روبهروست علت چیست.
سفرههای آب زیرزمینی تهران زیر فشارند و تأمین آب شرب نیز اولویت دارد. میلانی میگوید در چنین شرایطی الگوی کاشت و نگهداری فضای سبز باید تغییر کند. آییننامه اجرایی ماده ۲۲ قانون هوای پاک نیز اصلاح الگوی فضای سبز متناسب با تغییر اقلیم را تکلیف شهرداریها کرده است اما هنوز گزارش روشنی درباره میزان اجرای این تکلیف در تهران منتشر نشده است.
شهرداری تهران هر سال از توسعه کمربند سبز و اضافه شدن صدها هکتار به عرصههای جنگلکاری خبر میدهد اما مشخص نیست از نهالهایی که در سالهای گذشته کاشته شدهاند چند درصد باقی ماندهاند. آماری منتشر نشده که نشان دهد این نهالها سه یا پنج یا ۱۰ سال بعد چه وضعی دارند و چه میزان آب برای نگهداری آنها مصرف میشود.
خشک شدن درختان تهران یک دلیل ندارد. تغییر اقلیم و کمبود آب بخشی از ماجراست و آفت و بیماری بخشی دیگر. وقتی درخت به دلیل نرسیدن آب ضعیف میشود یا شبکه آبیاری کار نمیکند یا هشدارها برای چند سال بیپاسخ میماند دیگر نمیتوان همه خسارت را به خشکسالی نسبت داد. برای مشخص شدن سهم مدیریت شهری نیز یک چیز کم است؛ آمار روشنی از تعداد درختان خشک شده اعلام نمیشود و علت مرگ آنها و وضعیت منابع آب و عملکرد پیمانکاران نگهداری مشخص نیست.
کارزار چیتگر از همین نقطه شروع شده است. شهروندان میخواهند درختانی که هنوز باقی ماندهاند حفظ شوند. پاسخ به این خواسته قبل از کاشت نهال تازه نیازمند روشن شدن یک مسئله است؛ درختانی که چند دهه دوام آورده بودند چرا در چند سال اخیر با چنین سرعتی از بین رفتند؟
