«هر وقت در خبری میخوانم که خرسی کشته شده، تنبک میزنم.» این حرف باغداری در روستای سیوند استان فارس است. یک روز اردیبهشت که با او در باغش قدم میزدیم یکییکی درختهایی را نشان میداد که بر اثر ورود خرس قهوهای آسیب دیده بودند. علی میگفت خسارتی که بیمه بهازای شکسته شدن شاخههای درختش به او میدهد، آنقدر اندک است که جوابگوی زیانی که میبیند نیست. او از محیطزیست هم گله داشت و میگفت، از وقتی تابلوی خرس را در ورودی باغهایشان نصب کردهاند، تعداد خرسها زیاد شده است. برای رفع تعارض میان حیاتوحش و جامعه محلی در این منطقه چه میتوان کرد؟ آیا راهکاری وجود دارد؟ در گفتو گو با «لیلا جولایی» رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیات وحش محیط زیست فارس از او در این باره پرسیدیم.
در روستای سیوند شاهد افزایش تعارض میان خرس قهوهای و باغداران هستیم. برخی باغداران معتقدند از زمانی که محیطزیست تابلوهای منطقه شکار ممنوع را نصب کرده، تعداد خرسها افزایش یافته و خسارت به باغها بیشتر شده است. آیا افزایش مشاهده خرسها ناشی از افزایش جمعیت خرسهاست یا عوامل دیگری مانند تغییر رفتار، کاهش منابع غذایی در زیستگاه یا تخریب زیستگاه باعث نزدیک شدن خرسها به روستا شده است؟
مناطق شمالی استان فارس با دربر داشتن جنگلهای زاگرسی زیستگاه خرس قهوهای است و منطقه شکار ممنوع «کوه خرسی» که به دلیل حضور این گونه به این نام خوانده میشود، یکی از مهمترین زیستگاهها برای این گونه است. نصب تابلو در این منطقه و سایر زیستگاههای خرس با هدف آگاهیرسانی به مردم محلی صورت گرفته است. در سالهای اخیر تعارضات خرس با انسان بیشتر شده، زیرا توسعه مراکز مسکونی، جادهها، خطوط ریلی، آزادراه و صنایع، زیستگاه خرس را تکهتکه کرده است. حیوان با وجود همه این تغییر کاربریها ناچار به حفظ بقاست. ما در این منطقه شاهدیم که کریدورهای خرس یا تبدیل به باغ و یا مسیرهای مواصلاتی شده است. برداشت محصولات جنگلی توسط جوامع بومی که خشکسالی و آتشسوزی جنگلها نیز به آن اضافه شده هم منبع غذایی خرس را تهدید میکند. پس حیوان چارهای ندارد جز اینکه برای زنده ماندن به باغها وارد شود و از میوههای تابستانی آبدار و سیبهای پاییزه تغذیه یا اینکه کندوهای عسل را تخریب کند.
آیا مطالعات یا پایشهایی درباره جمعیت خرس قهوهای در این منطقه انجام شده است؟
در مورد پراکنش خرس پایاننامه دانشگاهی انجام شده و دوربینگذاریهایی هم داریم که همکاران در مناطق انجام میدهند. همینطور در سال ۹۹ مطالعهای توسط دانشگاه شیراز با موضوع تعارضات خرس و پلنگ انجام شد و نقاط پراکنش و تعارض هر دو گونه مشخص شد و حتی لکههای داغ این تعارضات بیرون آمد. در نقشههای خروجی مشخص است کجا تعارض به نسبت شدیدتر است.
برای کاهش تعارض میان خرسها و باغداران سیوند چه اقداماتی انجام دادهاید؟
تعارض موضوعی نیست که بتوان آن را به صفر رساند. جوامع محلی که در همسایگی خرس زندگی میکنند باید با بهکاربستن راهکارهایی، همزیستی با این گونه را بیاموزند. نتایج مطالعات ما نشان داد برای مدیریت تعارضات باید راهکارهای تلفیقی بهکار بسته شود. همچنین باید از دانش بومی جوامع محلی استفاده کنیم. ما برای این منظور کارگاههایی آموزشی-مشورتی را طراحی کردیم و در تلاشیم با تفاهمنامهای که با یکی از پتروشیمیهای منطقه است، آنها را بهعنوان حامی خرس قهوهای معرفی و با کمکشان این کارگاهها را اجرایی کنیم. بنابراین میتوانم بگویم که مهمترین رویکرد ما در خصوص این موضوع آموزش است و در برخی مناطق که تعارض بالایی با خرس داشتند و این تعارض باعث حذف گونه میشد، آموزش بهخوبی جواب داده است.
مهمترین چالش در مدیریت این تعارض چیست؟ همکاری نکردن جوامع محلی، کمبود اعتبار یا عوامل دیگری در این موضوع دخیل است؟
مهمترین چالش را شاید بتوان تعامل بیندستگاهی دانست؛ تعاملی که بتواند چارهساز باشد و در عین حفاظت از گونه خرس، از معیشت مردم هم حمایت کند. بیشتر زیستگاههای پراکنش خرس در استان خارج از محدوده مناطق تحت مدیریت ماست. موضوع تأمین اعتبار برای پروژههای آموزشی و حفاظتی این گونه نیز چالش دیگر ماست.
آیا خسارتهای واردشده به باغداران تاکنون ارزیابی و جبران شده است؟ و سازوکار جبران خسارت وجود دارد؟
بله، البته باید به این نکته توجه کرد که پرداخت خسارت یکی از راهکارهای حل تعارض است و شاید آخرین راهکار باشد. خسارت در گذشته بهعنوان غرامت از محل اعتبارات سازمان و در چند سال گذشته از طریق بیمه و طی تفاهمنامه بین صندوق محیطزیست و صندوق بیمه کشاورزی پرداخت شده که البته یک روند اداری برای آن طی میشود. کارشناس بیمه میزان خسارت و کارشناس محیطزیست نوع گونه آسیبرسان را تأیید میکنند و مبلغی بابت خسارت پرداخت میشود. این تفاهمنامه امسال تمدید نشده و در حال حاضر بیمه سامان مسئول پرداخت خسارتهاست. مبلغ خسارتها کم است و کماکان زیاندیدگان ناراضی هستند.

یکی از روشهای کاهش تعارض، استفاده از فنسهای الکتریکی یا روشهای بازدارنده است. آیا امکان اجرای چنین طرحهایی برای باغداران منطقه وجود دارد؟
این روش پیشنهاد اداره کل به باغداران بوده، اما به دلیل هزینه بالای فنس الکتریکی و نبودن حمایتهای مالی، از این راهکار استقبال نشد. اداره کل حفاظت محیطزیست فارس از جهاد کشاورزی و صندوق محیطزیست هم برای اجرای یک طرح پایلوت تقاضای کمک کرد که به نتیجه نرسید.
در چه مناطق دیگری از استان فارس تعارض با خرس قهوهای وجود دارد؟ این تعارضها بیشتر با چه گروههایی است؛ باغداران، دامداران، زنبورداران یا جوامع روستایی؟
بیشتر این تعارض در شمال استان است. شهرستانهای مرودشت، اقلید، پاسارگاد، بوانات، سرچهان، همینطور شیراز، کازرون و سپیدان. بیشترین تعارض با باغداران و پس از آن کندوداران است.
برای اینکه تعارض انسان و خرس در سالهای آینده افزایش پیدا نکند، چه اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد؟
واگذاری و تغییر کاربری اراضی با توجه به حساسیت زیستگاههای این گونه بایستی انجام شود. جهاد کشاورزی برای مدیریت مسئله به کمک سازمان حفاظت محیطزیست بیاید و در ترویج و آموزش روشهای مدیریت تعارضات به روستاییان با کارشناسان محیطزیست همکاری کند. همچنین تسهیلاتی برای باغدارانی که میخواهند از فنس الکتریک استفاده کنند، در نظر بگیرد. برای برگزاری نشستهای آموزشی نیز نیاز به تأمین منابع مالی است که باید در اعتبارات پیشبینی شود.
با توجه به حساسیت اجتماعی تعارض خرس و انسان، چگونه میتوان بین حفاظت از این گونه و نگرانیهای معیشتی مردم محلی تعادل ایجاد کرد؟
این تعادل زمانی ایجاد میشود که دستگاههای مربوطه برنامهای برای مدیریت مسئله داشته باشند و هر دستگاه در حوزه وظایف خود به مسئولیتهایش عمل کند تا اینطور با یک موضوع بغرنج مواجه نباشیم. در مورد این مسئله نباید تنها سازمان حفاظت محیطزیست را پاسخگو بدانیم. حفاظت و احیای جنگلها، مدیریت برداشت محصولات جنگلی، وجود تجهیزات اطفای حریق در زیستگاههای زاگرسی، آموزش و تعامل با جوامع بومی و ترویج روشهای پیشگیرانه کارساز است.
