هفته گذشته در یادداشتی با عنوان «من با جهان در صلح هستم و جهان با من در صلح است» نوشتم که بسیاری از ما نه در جنگها نقشی داریم و نه در منازعات سیاسی جهان. ما فقط میخواهیم کار کنیم، یاد بگیریم، ارتباط برقرار کنیم و از فناوری برای ساختن زندگی بهتر استفاده کنیم. اما هرچه بیشتر به دنیای فناوری نگاه میکنم، بیشتر به این نتیجه میرسم که حتی وقتی با جهان در صلح هستیم، لزوماً در جهان دیجیتال آزاد نیستیم.
چند روز پیش هنگام شنیدن گفتوگوی محمد فاضلی و محمدجواد آذری جهرمی درباره حکمرانی سایبری، همزمان خبر اعتراض توسعهدهندگان اندروید به سیاستهای جدید گوگل را میخواندم. همان لحظه متوجه شدم بخش بزرگی از حکمرانی فضای دیجیتال دیگر در اختیار دولتها نیست. اما گوگل دقیقاً چه چیزی را تغییر داده است؟
تا امروز یکی از تفاوتهای مهم سیستم عامل اندروید با آیفون این بود که کاربر میتوانست نرمافزار را فقط از فروشگاه رسمی گوگل دریافت نکند. امکان نصب برنامه از فروشگاههای دیگر یا حتی نصب مستقیم فایلهای APK، یکی از ویژگیهایی بود که اندروید همواره با آن خود را به عنوان «پلتفرمی باز» معرفی میکرد. گوگل اکنون در حال تغییر همین معادله است؛ بر اساس برنامهای که اعلام کرده، از شهریور و مهر امسال هر توسعهدهندهای که بخواهد برنامهاش روی دستگاههای اندرویدی نصب شود، باید ابتدا برای گوگل احراز هویت انجام دهد، مدارک هویتی ارائه دهد و در سامانه این شرکت ثبتنام کند؛ کاری که به دلیل تحریمها و محدودیتهای موجود برای بسیاری از توسعهدهندگان ایران، بدون استفاده از راهکارهای واسطه عملاً ممکن نیست. در نتیجه دامنه کنترل گوگل از فروشگاه گوگل پلی (Google Play) فراتر میرود و به کل اکوسیستم اندروید گسترش مییابد؛ حتی اگر نرمافزار از فروشگاههایی مانند کافهبازار، مایکت، F-Droid یا حتی بهصورت مستقیم توزیع شود. به همین دلیل دهها سازمان فعال در حوزه نرمافزار آزاد، حقوق دیجیتال و متنباز از جمله پروژه F-Droid، بنیادهای نرمافزار آزاد و چندین سازمان مدافع آزادی دیجیتال، با انتشار نامهای سرگشاده از گوگل خواستهاند این سیاست را بازنگری کند. استدلال آنها این است که مسئله فقط امنیت نیست؛ مسئله این است که چه کسی در نهایت اختیار دارد تصمیم بگیرد چه نرمافزاری روی دستگاهی که ما خریدهایم اجرا شود.
در ایران معمولاً بحث را به فیلترینگ و محدودیتهای داخلی تقلیل میدهیم، اما توسعهدهنده ایرانی تنها با محدودیتهای داخلی مواجه نیست. او همزمان باید با تحریمها، سیاست اپاستورها، محدودیتهای سرویسهای ابری، قوانین شرکتهای آمریکایی و تغییرات مداوم پلتفرمهای جهانی نیز کنار بیاید.
در چنین شرایطی پرسش اصلی این نیست که طرفدار فیلترینگ هستیم یا مخالف آن، بلکه پرسش اصلی این است که در جهانی که زیرساختهای دیجیتال در اختیار چند شرکت محدود قرار گرفتهاند، استقلال دیجیتال دقیقاً چه معنایی دارد؟ گاهی تصور میشود راهحل ساخت نسخه بومی همه چیز است؛ از موتور جستجو گرفته تا سیستمعامل و شبکه اجتماعی. تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد این رویکرد در بسیاری از موارد موفق نبوده است. هیچ کشوری با جمعیت و منابع ایران نمیتواند نسخهای از گوگل، اپل یا اوپن ای.آی ( OpenAI) بسازد و در سطح جهانی با آنها رقابت کند، اما از سوی دیگر، وابستگی کامل نیز راهحل نیست. کشورها باید بتوانند سهمی از زنجیره ارزش فناوری داشته باشند، نه اینکه صرفاً مصرفکننده محصولات دیگران باشند. تفاوت بزرگی میان «ارتباط با جهان» و «وابستگی مطلق به جهان» وجود دارد. شاید برخی تصور کنند این بحث فقط به برنامهنویسان مربوط است، اما کافی است به اطراف خود نگاه کنیم. وقتی از وابستگی به اکوسیستمهای دیجیتال حرف میزنیم، منظور خودروهای پرنده فیلمهای علمیتخیلی نیست. همین امروز اندروید اتو(Android Auto ) روی بسیاری از خودروهای داخلی مانند تارا، شاهین و ریرا و همچنین خودروهایی که به نمایشگرهای جدید مجهز شدهاند، مورد استفاده قرار میگیرد و مسیریابی، موسیقی، تماس تلفنی، پیامها و بخش مهمی از تجربه رانندگی مدرن، به اکوسیستمهایی وابسته شده است که قواعد آنها در ایران نوشته نمیشود. همین موضوع درباره تلفنهای همراه، تلویزیونها و ساعتهای هوشمند و بسیاری از ابزارهای روزمره ما نیز صادق است. ممکن است این دستگاهها را خریده باشیم، اما بخش مهمی از تجربه استفاده از آنها به تصمیم شرکتهایی وابسته است که هزاران کیلومتر دورتر از ما قرار دارند. کافهبازار و مایکت میتوانند وابستگی به گوگل پلی را کاهش دهند، اما نمیتوانند وابستگی به خود اکوسیستم اندروید را از میان ببرند. همانطور که یک مستأجر میتواند دکوراسیون خانه را تغییر دهد، اما مالک ساختمان نیست.
در نهایت، بحث حکمرانی سایبری بیش از آنکه درباره فناوری باشد، درباره قدرت است. اینکه چه کسی قواعد بازی را تعیین میکند. دولتها؟ شرکتهای فناوری؟ سازمانهای بینالمللی یا کاربران؟ وقتی یک دولت اینترنت را قطع میکند، قدرت خود را نشان میدهد. وقتی یک شرکت فناوری میتواند با یک تغییر سیاست، میلیونها توسعهدهنده و میلیاردها کاربر را تحت تأثیر قرار دهد، او نیز در حال اعمال قدرت است. و شاید بزرگترین اشتباه ما این باشد که فقط یکی از این دو را ببینیم. در نهایت، مهمترین سرمایه نه سرورها هستند، نه دیتاسنترها و نه حتی مدلهای هوش مصنوعی.
سرمایه اصلی، انسانهایی هستند که این فناوریها را میسازند. کشوری که نتواند برنامهنویسان، پژوهشگران، کارآفرینان و مهندسان خود را حفظ کند، حتی اگر بهترین سیاستهای حکمرانی سایبری را روی کاغذ بنویسد، در عمل بازنده خواهد بود. شاید مسئله اصلی این نباشد که چه کسی موبایل را ساخته است، مسئله این است که چه کسی حق دارد درباره آینده آن تصمیم بگیرد؟
چون در قرن بیستویکم، مالکیت فقط به معنای در دست داشتن یک دستگاه نیست. ممکن است گوشی در جیب ما باشد، خودرو در پارکینگ ما باشد و دادهها روی صفحه نمایش ما دیده شوند، اما قواعد استفاده از همه آنها در جایی دیگر نوشته شود. شاید از اول مهر، چیزی بیش از یک سیاست فنی تغییر کند. شاید برای نخستین بار بسیاری از کاربران اندروید متوجه شوند که مالک دستگاه هستند، اما مالک قواعد حاکم بر آن نیستند.
