سالهاست آغاز هر دوره مدیریتی با اعلام فهرستی از وعدهها همراه است. وعده ساخت و افتتاح پروژهها، وعده کاهش مشکلات شهر، وعده اصلاح ساختارها و وعده تغییر شیوه اداره شهر. چند سال بعد همان مدیران گزارش عملکرد خود را منتشر میکنند و منتقدان نیز روایت دیگری از همان دوره ارائه میدهند. آنچه در این میان وجود ندارد یک معیار مشترک برای سنجش است. نه معلوم است از میان وعدههای اولیه چه تعداد محقق شده و نه مشخص است چه تعداد به دلیل تغییر شرایط یا نبود امکان اجرا کنار گذاشته شده است. نتیجه این وضعیت آن است که هر دوره مدیریتی با دو روایت متفاوت به پایان میرسد و قضاوت نهایی بیشتر به نگاه سیاسی وابسته میشود تا دادههای قابل سنجش.
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس به همین چالش پرداخته، گزارشی که میگوید کشور هنوز سامانهای برای ثبت و ارزیابی وعدههای مسئولان ندارد و همین مسئله امکان مطالبهگری را محدود کرده است. سامانه ای که مدیریت شهری تهران یکی از مناسبترین عرصههای اجرای آن خواهد بود. شهرداری نهادی است که تصمیمهای آن هر روز با زندگی شهروندان ارتباط دارد و طبیعی است وعدههای آن نیز بیش از بسیاری از دستگاهها در معرض قضاوت افکار عمومی باشد.
مدیریت شهری ششم به سال پایانی خود نزدیک شده و هنوز زمان برگزاری انتخابات بعدی شوراها نیز مشخص نیست. نزدیک به پنج سال از انتخاب علیرضا زاکانی به عنوان شهردار تهران گذشته است. او با برنامه «تهران کلانشهر الگوی جهان اسلام» وارد ساختمان بهشت شد و از تحول در حمل و نقل عمومی، کاهش آلودگی هوا، هوشمندسازی خدمات، مبارزه با فساد و ساخت مسکن سخن گفت. بخشی از این برنامهها به اجرا رسید و بخشی همچنان در مسیر اجرا قرار دارد اما هنوز هیچ مرجع مستقلی کارنامه این وعدهها را بر اساس شاخصهای مشخص بررسی نکرده است. شاید اگر پیشنهاد مرکز پژوهشهای مجلس سالها قبل اجرا شده بود امروز پاسخ این پرسش روشنتر بود که فاصله میان وعدهها و عملکرد مدیریت شهری چقدر است.
این گزارش چهار آسیب را در نظام وعدهسپاری برمیشمارد. وعدههای کلی و غیرقابل سنجش، وعدههای خارج از حدود اختیارات قانونی، بیتوجهی به امکان اجرا و نبود مرجع مستقلی که در پایان دوره عملکرد مسئولان را بر اساس همان وعدههای ثبت شده ارزیابی کند. راهکاری که مرکز پژوهشها ارائه میدهد ایجاد سامانهای با عنوان «وعدهسنج» است که وعدهها پیش از آغاز مسئولیت در آن ثبت شوند، روند اجرای آنها در معرض دید عموم قرار گیرد و در پایان دوره نیز میزان تحقق هر وعده به صورت شفاف اعلام شود.
اگر این الگو را در مدیریت شهری تهران قرار دهیم نخستین پروندهای که باید روی میز «وعدهسنج» قرار بگیرد حمل و نقل عمومی است. علیرضا زاکانی هنگام ارائه برنامه خود به شورای شهر از توسعه مترو، نوسازی ناوگان اتوبوس و تاکسی برقی شدن حمل و نقل عمومی، توسعه تراموا، کاهش زمان سفرهای شهری و اتصال شهرهای پیرامونی به شبکه حمل و نقل تهران سخن گفت. در طول این سالها بخشی از اتوبوسها و تاکسیهای برقی وارد ناوگان شدند، قرارداد خرید واگن مترو با چین امضا شد، چند ایستگاه مترو افتتاح شد و برخی پروژههای عمرانی ادامه پیدا کرد اما کمبود اتوبوس همچنان یکی از مهمترین مشکلات حمل و نقل عمومی است. تنها چند واگنهای جدید وارد شبکه شدهاند و بخشی از وعدههای مطرح شده همچنان به نتیجه نرسیده است. اگر شاخصهای وعدهها از همان ابتدا ثبت شده بود امروز میشد به روشنی گفت چه میزان از برنامه حمل و نقل مدیریت شهری محقق شده است.
همین وضعیت درباره آلودگی هوا نیز دیده میشود. شهردار تهران توسعه حمل و نقل عمومی، برقیسازی ناوگان و مدیریت هوشمند ترافیک را از راههای کاهش آلودگی هوا معرفی کرده بود اما تهران در سالهای گذشته همچنان روزهای زیادی را با هوای ناسالم پشت سر گذاشته است. البته مدیریت شهری بارها تأکید کرده که آلودگی هوا فقط در اختیار شهرداری نیست و دستگاههای مختلف در اجرای قانون هوای پاک مسئولیت دارند اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز دقیقا به همین نکته اشاره میکند و میگوید وعدهها باید متناسب با حدود اختیارات هر دستگاه تنظیم شوند تا بعدا بتوان درباره میزان تحقق آنها قضاوت کرد.
ناصر امانی عضو شورای شهر تهران معتقد است مدیریت شهری بیش از بسیاری از بخشهای دیگر به چنین سازوکاری نیاز دارد زیرا تصمیمهای شهرداری هر روز با زندگی مردم ارتباط دارد. او میگوید هر شهرداری در آغاز دوره مدیریت خود مجموعهای از وعدهها را مطرح میکند اما هیچ معیار مشخصی برای سنجش میزان تحقق این وعدهها وجود ندارد. امانی یادآوری میکند که در دورههای سوم و چهارم مدیریت شهری برای پروژههای عمرانی تابلوهای زمانسنج نصب شده بود و اگر پروژهای به پایان نمیرسید میزان تأخیر آن نیز به اطلاع مردم میرسید. به گفته او حذف این شیوه باعث شد یکی از ابزارهای شفافیت در مدیریت شهری کنار گذاشته شود.
امانی یکی از دلایل کاهش اعتماد عمومی را عملی نشدن وعدههای مسئولان میداند و میگوید وعدههایی که مطرح میشوند اما هیچ مرجعی میزان تحقق آنها را بررسی نمیکند به مرور سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد. او معتقد است همانگونه که مرکز پژوهشهای مجلس پیشنهاد کرده مدیریت شهری نیز به نظامی برای ثبت پایش و ارزیابی وعدهها نیاز دارد تا مدیران در پایان دوره بتوانند درباره عملکرد خود پاسخگو باشند.
هوشمندسازی خدمات یکی دیگر از محورهای اصلی برنامه علیرضا زاکانی بود. او از حذف مراجعه حضوری، حذف امضاهای طلایی و ارائه خدمات شهری از طریق سامانههای الکترونیکی سخن گفت. در این مدت سامانه شهرزاد توسعه پیدا کرد و بخشی از خدمات شهرداری به صورت غیرحضوری ارائه شد اما همچنان بخش قابل توجهی از فرایندهای اداری با مراجعه شهروندان انجام میشود و منتقدان معتقدند فاصله میان آنچه در ابتدای دوره وعده داده شد و وضع موجود همچنان قابل توجه است. اگر معیارهای مشخصی برای سنجش این وعده وجود داشت امروز میشد به جای تکیه بر روایتهای مختلف میزان تحقق آن را با دادههای قابل اندازهگیری بررسی کرد.
شفافیت و مقابله با فساد نیز از جمله وعدههایی بود که بارها از سوی شهردار تهران مطرح شد. انتشار اطلاعات مالی، حذف رانت، اجرای تعارض منافع و تقویت سازوکارهای نظارتی از جمله برنامههایی بود که در آغاز دوره مدیریت شهری اعلام شد. در این مدت اقداماتی در حوزه انتشار برخی اطلاعات و قراردادها انجام شده است اما منتقدان میگویند وعدههای ساختاری این بخش هنوز به نتیجه نرسیده است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز یکی از آسیبهای نظام وعدهسپاری را کلی بودن وعدهها میداند و تأکید میکند تا زمانی که هر وعده به شاخصهای مشخص تبدیل نشود امکان ارزیابی دقیق وجود نخواهد داشت.
ساخت مسکن نیز یکی دیگر از وعدههای مهم مدیریت شهری ششم بود. شهردار تهران از ساخت گسترده واحدهای مسکونی و ایجاد شهرکهای جدید با مشارکت سرمایهگذاران داخلی و خارجی خبر داده بود. در سالهای گذشته تفاهمنامههای متعددی در این زمینه امضا شد اما بخش مهمی از این طرحها هنوز به مرحله اجرا و بهرهبرداری نرسیده است. فاصله میان اعلام برنامه و نتیجه نهایی همان نقطهای است که پیشنهاد مرکز پژوهشهای مجلس بر آن تأکید دارد. اگر وعدهها از ابتدا ثبت و زمانبندی شوند هم شهروندان امکان پیگیری خواهند داشت و هم مدیران میتوانند درباره دلایل تغییر یا تأخیر آنها توضیح بدهند.
علیرضا نادعلی سخنگوی شورای شهر تهران با اصل ایجاد سازوکار وعدهسنجی موافق است اما معتقد است این ارزیابی باید با محوریت شورای شهر انجام شود. او میگوید بررسی عملکرد مدیران نباید تنها بر پایه شمارش وعدههای اجرا شده یا اجرا نشده باشد زیرا هر دوره مدیریتی با محدودیتها و شرایط خاص خود روبهرو است. به گفته نادعلی مفاهیمی مانند شفافیت میزان تحقق برنامهها و ارزیابی وعدهها موضوعاتی چندبعدی هستند و باید با معیارهای علمی بررسی شوند. او تأکید میکند رسانهها، شورای شهر و دیگر نهادهای نظارتی زمانی میتوانند قضاوت دقیقی داشته باشند که هم موانع و هم دستاوردها را به صورت همزمان در نظر بگیرند. نادعلی همچنین معتقد است اگر برآیند عملکرد یک مدیر مثبت باشد باید از آن نیز سخن گفت زیرا در بسیاری از دورههای مدیریت شهری پروژههایی به نتیجه رسیده که بعدها آثار آنها مشخص شده است.
جعفر تشکری هاشمی رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران نگاهی متفاوت دارد. او میگوید وعدههای مدیران نباید بدون پشتوانه کارشناسی و برنامه عملیاتی مطرح شوند و هر مدیری باید تنها درباره آنچه در دوره مسئولیت خود امکان تحقق دارد وعده بدهد. به اعتقاد او اگر پروژهای زمان بیشتری نیاز دارد باید سهم قابل تحقق آن در همان دوره مدیریت مشخص شود تا بعدا امکان راستی آزمایی وجود داشته باشد. تشکری هاشمی میگوید شورای شهر در حال بررسی میزان تحقق برنامه چهارم شهرداری تهران است اما یکی از مشکلات اصلی آن است که بسیاری از اهداف به صورت کیفی نوشته شدهاند و همین موضوع باعث شده برداشتهای متفاوتی از میزان تحقق آنها شکل بگیرد.
او راه حل این اختلاف را تبدیل اهداف کیفی به شاخصهای کمی میداند و تأکید میکند اگر هر وعده از ابتدا دارای معیار قابل اندازهگیری باشد هم اختلاف میان گزارشهای شهرداری و ارزیابیهای نظارتی کاهش پیدا میکند و هم امکان قضاوت دقیق برای افکار عمومی فراهم میشود.
پیشنهاد مرکز پژوهشهای مجلس برای ایجاد سامانه «وعدهسنج» پاسخ به یک نیاز قدیمی است. اگر هر وعده از زمان اعلام ثبت شود اگر شاخص و زمان اجرا داشته باشد و اگر در پایان دوره میزان تحقق آن به اطلاع مردم برسد هم مدیران با احتیاط بیشتری وعده خواهند داد و هم شهروندان امکان قضاوت دقیقتری خواهند داشت. در چنین شرایطی نه هر اقدامی میتواند جای همه وعدههای اجرا نشده را بگیرد و نه هر وعده محقق نشده به معنای نادیده گرفتن همه اقدامات انجام شده خواهد بود.
مدیریت شهری تهران نمونهای است که میتواند کارآمدی چنین الگویی را نشان دهد. نزدیک به پنج سال از آغاز فعالیت شهردار کنونی گذشته است. در این مدت پروژههایی در حوزه حمل و نقل نوسازی ناوگان توسعه مترو مناسب سازی معابر و خدمات شهری به بهرهبرداری رسیده و قراردادهایی نیز برای اجرای طرحهای بزرگ منعقد شده است. همزمان بخشی از وعدههای مطرح شده در آغاز دوره هنوز به نتیجه نهایی نرسیده یا با آنچه در ابتدا اعلام شده بود فاصله دارد. همین وضعیت باعث شده موافقان و منتقدان هر کدام روایت متفاوتی از کارنامه مدیریت شهری ارائه کنند.
