در پایان سال ۲۰۲۵، اعتصاب ناگهانی و گسترده کارگران پلتفرمی در هند در روز کریسمس و شب سال نو، طوفانی در فضای مجازی و سیاسی به پا کرد. موضوع این اعتراضات، دستمزدهای ناچیز، فقدان مشوقها و شرایط کاری غیرانسانی در مدل تحویل «ده دقیقهای» بود که توسط پلتفرمهای بزرگ تجارت الکترونیک مانند «زوماتو» (Zomato) و «بلینکیت» (Blinkit) اجباری شده بود.
مدیران عامل زوماتو و بلینکیت، دو شرکت عظیم تحویل غذا و کالا، در پستهای متوالی خود در شبکه اجتماعی ایکس، خواستههای کارگران را نادیده گرفتند و مدعی شدند که این اعتصاب با شکست مواجه شده است. آنها حتی از نیروهای انتظامی به دلیل کمک به تحویل کالاها با وجود تلاش «شروران» (اشاره به کارگران معترض) تشکر کردند. با این حال، اتحادیهها مدعی شدند که نزدیک به 200 هزار کارگر پلتفرمی در این اعتصاب شرکت کردند.
نکته مهم این بود که اعتصاب، توجهها را به حقایق تلخ مدل «ده دقیقهای» جلب کرد: سیستمی که در آن دستمزد کارگر فقط به تعداد سفارشهای انجامشده در یک بازه زمانی کوتاه مرتبط بود، آن هم بدون در نظر گرفتن شرایط بد آب و هوایی یا ترافیک سنگین. در این مدل حتی هیچ گونه مزایایی مانند حداقل دستمزد، ساعات کاری ثابت، بیمه حوادث و امنیت شغلی وجود نداشت. این اعتراضات به سرعت توسط اتحادیههای بزرگ کارگری و احزاب سیاسی مختلف از جمله «حزب عام آدمی» (AAP)، «حزب کمونیست هند» و حزب «کنگره ترینامو» حمایت شدند. «راگهاو چادها»، عضو مجلس علیا هند از «حزب عام آدمی»، حتی برای ابراز همبستگی، خود به عنوان یک کارگر تحویلدهنده کار کرد و خواستار ممنوعیت سیستم «ده دقیقهای»، «مجازات الگوریتمی» و مسدودسازی شناسه کارگران شد.
سرانجام دو هفته پس از اعتصاب، دولت مرکزی هند به این فشارها پاسخ داد و از پلتفرمها خواست برنامه تحویل ده دقیقهای را لغو کنند. بلینکیت شعار اصلی خود را از «+۱۰ هزار محصول در ۱۰ دقیقه» به «+۳۰ هزار محصول درب منزل شما» تغییر داد. دولت با شرکتهای بزرگ از جمله «سویگی» (Swiggy)، «زپتو» (Zepto) و «زوماتو» جلساتی برگزار کرد و آنها را به حذف تعهدات زمانی تحویل ملزم ساخت. اتحادیه «فدراسیون هندی کارگران حملونقل اپلیکیشنی» (IFAT) و «اتحادیه کارگران پلتفرمی تلانگانا» (TGPWU) که پشت این اعتصاب بودند، از این اقدام استقبال کردند و آن را یک پیروزی بزرگ دانستند. «شیخ صلاالدین»، دبیرکل ملی «فدراسیون هندی کارگران حملونقل اپلیکیشنی»، تاکید کرد که این پیروزی حاصل وحدت و سازماندهی کارگران در سراسر کشور بود.
با این همه اتحادیههای مرکزی مانند «مرکز اتحادیههای کارگری هند» (CITU) بلافاصله هشدار دادند که این پیروزی «فقط نوک کوه یخ» است. آنها استدلال کردند که تغییر مدل «ده دقیقهای» به «پانزده دقیقهای» تغییری در ساختار استثمارگرایانه اساسی ایجاد نمیکند. به گفته این اتحادیهها، نرخ پرداختی به ازای هر سفارش به طور مداوم در حال کاهش است، به طوری که کارگران مجبورند تعداد سفرهای بیشتری انجام دهند تا درآمد قبلی خود را حفظ کنند. (به عنوان مثال، یک موتورسوار در غازیآباد گزارش داد که نرخ هر ۲.۵ کیلومتر از ۳۶ روپیه به ۳۱ روپیه کاهش یافته است). کارگران روزانه ۱۱ ساعت کار میکنند و پس از کسر هزینه سوخت، درآمد ناچیزی دارند و مجبور به تحمل مسیرهای طولانی، بالا رفتن از ساختمانهای بدون آسانسور و حتی ورود به مناطق خطرناک (با حیوانات وحشی) هستند.
علیرغم وعدههای دولت، بزرگترین مانع بر سر راه کارگران پلتفرمی، قوانین موجود است. چهار قانون کار تازه ابلاغشده توسط دولت مرکزی، هنوز کارگران پلتفرمی را به عنوان «کارگر» به رسمیت نمیشناسند. این قوانین به موضوعات کلیدی مانند کنترل الگوریتمی بر سفارشات، مسدودسازی خودسرانه شناسهها بدون دلیل، عدم وجود حداقل دستمزد، ساعات کاری مشخص و روابط صنعتی در این بخش نمیپردازند. در غیاب رابطه رسمی «کارفرما-کارگر»، پلتفرمها از مسئولیت تامین اجتماعی، غرامت و ایمنی شانه خالی میکنند.
طبق پیشنویس «قانون تامین اجتماعی» در هند، یک کارگر پلتفرمی تنها در صورتی مشمول حمایتهای اجتماعی میشود که ۹۰ تا ۱۲۰ روز در سال کار کرده باشد. اتحادیهها این شرط را «کشنده» میدانند، چرا که اکثریت کارگران به صورت پارهوقت یا متناوب در چندین پلتفرم فعالیت میکنند و هرگز به این آستانه نمیرسند. «شیخ صلاالدین» هشدار داد که این قانون، تنها کمتر از سه درصد از کارگران واقعی را پوشش میدهد. همچنین در این قوانین هیچ مکانیسم الزامآوری برای پلتفرمها برای ارائه بیمه، مرخصی زایمان و مستمری وجود ندارد و بودجه رفاهی از محل دریافت ۱ تا ۲ درصد از گردش مالی سالانه پلتفرمها تامین میشود، نه از طریق حق قانونی کارگر.
در عمل، کارگران پلتفرمی (تحویلدهندگان و رانندگان) به طور مرتب با مشکلات «مسدودسازی شناسه» مواجه هستند. مطالعات میدانی در «حیدرآباد» نشان داد که ۴۰ تا ۴۵ درصد از کارگران، قطع ناگهانی شناسه خود را بدون هیچ اخطار قبلی تجربه کردهاند. هیچ مرجع رسیدگی به شکایات هم وجود ندارد.
از سوی دیگر، برخی ایالتها (مانند راجستان، بیهار، کارناتاکا، جارکند) قوانین محلی برای حمایت از کارگران پلتفرمی تصویب کردهاند، اما این قوانین یا هنوز اجرایی نشدهاند یا فاقد ضمانتهای اجرایی قوی هستند. انجمنهای صنعتی مانند «ناسکوم» NASSCOM به عنوان نهاد اصلی و «صدای» صنعت فناوری اطلاعات هند هم به مواد قانون به نفع کارگران در ایالت «جارکند» درباره «حقالزحمه حداقلی» اعتراض کرده و آن را مغایر با قوانین مرکزی خواندند.
در یک کلام، اگرچه اعتصاب کریسمس توانست نماد اصلی استثمار (وعده تحویل ده دقیقهای) را از بین ببرد، اما ساختار اساسی استثمار همچنان پابرجاست. کارگران پلتفرمی در هند هنوز در ابتدای نبرد اصلی برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان «کارگر» واقعی، برخورداری از حداقل دستمزد، امنیت شغلی و حق تشکیل اتحادیه هستند. نبرد تازه آغاز شده است.
اما این پیروزی حداقلی و سرآغاز داستان چطور محقق شد؟
اعتصاب کریسمس نشان داد که کارگران پلتفرمی در هند، با وجود نداشتن رابطه کارگری رسمی و پراکندگی جغرافیایی، توانستند از طریق اتکا به یک «زیرساخت اجتماعی چندلایه» به قدرت سازماندهی و انسجام جمعی دست یابند. این پیروزی اولیه مرهون سه رکن اصلی بود.
نخستین پایه برای پیروزی کارگران پلتفرمی تشکلهای صنفی پیشرو و شبکهسازی گسترده است. هسته اصلی این انسجام را اتحادیههایی مانند «اتحادیه کارگران پلتفرمی تلانگانا» و «فدراسیون هندی کارگران حملونقل اپلیکیشنی» تشکیل میدادند. هر دوی اینها به عنوان یک «پلتفرم اتحادیه کارگری جایگزین» شکل گرفته و توانستند کارگران را حول مطالبات مشترک سازماندهی کند. در واقع، هسته اصلی این انسجام را اتحادیههایی چون «اتحادیه کارگران پلتفرمی تلانگانا» و «فدراسیون هندی کارگران حملونقل اپلیکیشنی» تشکیل میدهند.
برای درک بهتر مفهوم «پلتفرم اتحادیه کارگری جایگزین»، باید آن را به شکل یک «فدراسیون سراسری» یا «چتر اتحادیهای» تصور کنید که نقش آن، گرد هم آوردن و سازماندهی «اتحادیههای کوچک و محلی» در سراسر هند است، نه عضویت مستقیم کارگران. این حلقه در ابتدا از تنها پنج اتحادیه زیرمجموعه تشکیل میشد که بعد به ۱۸ اتحادیه در سراسر هند گسترش یافت.
همچنین حمایت سیاسی فراحزبی پایه دیگری برای پیروزی کارگران پلتفرمی بود. اگرچه دولت مرکزی هند موضعی منفعلانه اتخاذ کرد، اما اعتصاب مورد حمایت چند حزب مخالف از جمله «عام آدمی»، «کنگره ترینامول»، «حزب کمونیست هند» و «کنگره ملی هند» قرار گرفت. نمایندگان احزاب با حضور فیزیکی در کنار کارگران، ضمن مشروعیتبخشی به اعتراضات، فضای سیاسی را برای اعمال فشار بر دولت و پلتفرمها مساعد کردند.
آخرین پایه بستر قانونی ناقص اما تسهیلگر بود. علیرغم خلاهای قانونی در سطح پایه، تصویب اولین قانون حمایت از کارگران پلتفرمی در سال ۲۰۲۳ در ایالت راجستان (که هنوز به طور کامل اجرا نشده بود)، یک پیشزمینه حقوقی و نمادین مهم ایجاد کرد. این قانون الزام به تشکیل «هیئت رفاه کارگران پلتفرمی» و ایجاد «صندوق تامین اجتماعی» را فراهم میکرد در نتیجه با تاکید بر شکافهای قانونی موجود، زمینه برای اعتراضات هماهنگ فراهم آورد.
این زیرساخت اجتماعی سهوجهی، به کارگران پراکنده و فاقد حمایت قانونی امکان داد تا برای نخستین بار به صورت متمرکز و منسجم، ابعاد استثمار سیستم «تحویل ده دقیقهای» را افشا کرده و یکی از نمادهای اصلی آن را از میان بردارند.