در طول دو دهه گذشته، مسئله مراقبت از افراد ناتوان به عنوان یکی از اولویتهای اصلی در سیاستهای اتحادیه اروپا مطرح شده است. دلیل اصلی این اولویتبندی این است که جمعیت اتحادیه اروپا با سرعت فزایندهای رو در مرحله سالخوردگی قرار گرفته است و شکافی میان خدمات بهداشتی که در حال حاضر ارائه می شود یا هزینههای رو به افزایش فراهم کردن مراقبتهای بهداشتی با کیفیت، ایجاد شده است که مدام عمیقتر میشود.
به رغم افزایش اهمیت این موضوع، هنوز سیاستهای مرتبط با مراقبت از افراد ناتوان و چارچوبهای خدماتی لازم در این خصوص در اتحادیه اروپا به اندازه کافی توسعه نیافته است و در این مسئله، هنوز فاصله زیادی با موضوعاتی نظیر حمایتهای اجتماعی و خدمات بهداشتی وجود دارد.
در بسیاری از کشورها، در دسترس بودن خدمات رسمی برای افراد ناتوان بسیار محدود است و هنوز هم مرزبندی جدی بین مراقبتهای بهداشتی و کمکرسانی اجتماعی با مراقب از افراد ناتوان وجود ندارد و همین مسئله باعث شد که دو مورد اول مورد توجه قرار بگیرند اما مورد سوم اغلب مورد بیتوجهی واقع شود.
شاخصهای جمعیتی نشان میدهد که بین سالهای 2015 تا 2050، تعداد افرادی که بالای 60 سال دارند در جهان دو برابر خواهد شد و از 12 درصد به 22 درصد خواهد رسید. کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم از این قاعده مستثنی نیستند و نرخ سالخوردگی در این کشورها رو به افزایش است.
در اتحادیه اروپا، سن امید به زندگی در سال 2004، 78 سال بوده است و این شاخص در سال 2021 به 80 سال رسیده است و پیشبینی میشود که تا سال 2100، نسبت افرادی که بالای 80 سال سن دارند به دو برابر میزان کنونی برسد. این تغییر عمده موجب خواهد شد تقاضا برای مراقبت از افراد ناتوان بیشتر شود بنابراین نگرانیها درباره ثبات اقتصادی بخشهای سلامت و مراقبتهای اجتماعی بیشتر خواهد شد.
این تغییر جمعیتی با افزایش آمار ابتلا به بیماریهای قبلی عروقی مشکلات را دو چندان خواهد کرد چراکه بیماریهایی نظیر مشکلات قلبی و عروقی، فراموشی و آلزایمر که استقلال فرد در زندگی را سلب میکند، بیشتر خواهد شد.
پیر شدن جمعیت اروپا، افزایش مداوم نیازهای مرتبط با مراقبت از افراد ناتوان را به دنبال دارد که ناشی از تغییرات ساختاری جمعیتی و اپیدمیولوژیک است. این چالش با کاهش اشکال سنتی همبستگی، چه در خانوادهها و چه در سطح جامعه، تشدید میشود.
تقاضا برای مراقبت از افراد ناتوان تا حد زیادی دست کم گرفته شده است. در بسیاری از کشورهای اروپایی، هنوز هم عمدتاً از منظر مالی به آن نگاه میشود و بر مزایای دوران سالمندی، پیامدهای بازار کار و هزینههای مراقبتهای بهداشتی تمرکز دارد، در حالی که پیچیدگی گستردهتر آن و ابعاد اجتماعی و انسانی آن، توجه بسیار کمتری را به خود جلب میکند.
این دیدگاه نامنسجم، درک کامل چالشهای ساختاری مرتبط با مراقبتهای بلندمدت را مختل میکند و مانع توسعه سیاستهای عمومی منسجم، مناسب و پایدار میشود. در چارچوب گستردهتر سالمندی جهانی، ایجاد سیستمهای مراقبت از افراد ناتوان که پاسخگوی نیازهای خاص سالمندان باشند، به ویژه در کشورهای اتحادیه اروپا که بیشترین تأثیر را از تغییرات جمعیتی پذیرفتهاند، به یک اولویت مبرم تبدیل شده است.
مفهوم مراقبت از افراد ناتوان معمولاً حول دو مؤلفه شکل میگیرد: سلامت و مراقبت اجتماعی. مؤلفه سلامت مربوط به بقا و حفظ سلامت است. این مولفه شامل مراقبتهای پزشکی، پیراپزشکی و پرستاری و همچنین مراقبتهای مرتبط با سلامت شخصی است که در پاسخ به محدودیتهای استقلال ناشی از بیماری یا معلولیت ارائه میشود. این مراقبت شامل کمک به فعالیتهای زندگی روزمره مانند غذا خوردن، حمام کردن، لباس پوشیدن، رفتن به رختخواب و برخاستن از آن، استفاده از توالت یا مدیریت بیاختیاری ادرار است. اکثر مراقبتهای بیمارستانی، همراه با برخی خدمات روزانه و خدمات خانگی، شامل این موارد نیز میشوند که عموماً تحت نظارت کادر پرستاری ارائه میشوند.
مؤلفه اجتماعی شامل خدمات اجتماعی است که افراد دارای استقلال کمتر را قادر میسازد تا به طور مستقل در خانه زندگی کنند. این مولفه شامل کمک به فعالیتهای ابزاری زندگی روزمره، مانند خرید، تهیه غذا، خانهداری، لباسشویی و مدیریت امور مالی شخصی میشود.
برای دستیابی به اهداف، مراقبت از افراد ناتوان باید طیف گستردهای از خدمات پزشکی و اجتماعی را در بر بگیرد. این خدمات از غربالگری و ارتقای سلامت گرفته تا توانبخشی عملکردی، حمایت از زندگی مستقل و مراقبتهای تسکینی و پایان عمر را شامل میشود. علاوه بر این، این مراقبت به نیازهای نوظهور میپردازد و باعث شده است که چندین کشور یک خطر اجتماعی جدید را در تقاطع سیاستهای سلامت و حمایت اجتماعی تشخیص دهند.
در سطح جهانی، سازمان بهداشت جهانی (WHO) اهداف سیستمهای مراقبت از افراد ناتوان را اینگونه تعریف میکند: «توانمندسازی افراد مسن که دچار کاهش قابل توجه ظرفیتهایشان شدهاند، برای دریافت مراقبت و حمایتی که به آنها امکان میدهد زندگیای مطابق با حقوق اساسی، آزادیهای اساسی و کرامت انسانی خود داشته باشند». این تعریف گسترده، خدمات مراقبتی مداوم یا متناوب را پوشش میدهد که در محیطهای مختلف برای رسیدگی به نیازهای بهداشتی، مراقبت شخصی و اجتماعی افراد و با هدف بهبودی (در صورت امکان)، حفظ یا بهینهسازی توانایی عملکردی آنها ارائه میشود.
سازمان بهداشت جهانی، دهه سالمندی سالم سازمان ملل متحد از 2021-2030 را با مراقبت از افراد ناتوان به عنوان یکی از حوزههای اقدام آغاز کرده است. سالمندی سالم به عنوان "فرآیند توسعه و حفظ توانایی عملکردی که رفاه را در سنین بالاتر امکانپذیر میکند" تعریف میشود و بر اساس سه مؤلفه است: توانایی عملکردی، ظرفیت ذاتی و محیط.
در سطح اروپا، چندین قانون و گزارش رسمی اتحادیه اروپا تعاریفی از مراقبتهای طولانیمدت ارائه میدهند. جدیدترین قانون، توصیهنامه شورای اروپا در مورد دسترسی به مراقبتهای طولانیمدت با کیفیت بالا و مقرونبهصرفه است که یکی از دو ستون استراتژی مراقبت اروپایی است که در 7 سپتامبر 2022 کلید خورد. کمیسیون اروپا (EC) مراقبت از افراد ناتوان را به عنوان "طیف وسیعی از خدمات و کمکها برای افرادی که در نتیجه ضعف و/یا ناتوانی ذهنی و/یا جسمی در مدت زمان طولانی، به کمک در فعالیتهای روزمره زندگی وابسته هستند و/یا به مراقبتهای پرستاری دائمی نیاز دارند" تعریف میکند.
سه مضمون اصلی را میتوان از تعاریف مراقبت از افراد ناتوان در کشورهای اتحادیه اروپا شناسایی کرد. اکثر آنها بر ناتوانی جسمی تمرکز دارند که اغلب از طریق ارزیابی فعالیتهای زندگی روزمره و فعالیتهای ابزاری زندگی روزمره مشخص میشوند.
منبع: سازمان بینالمللی تامین اجتماعی
