از نجات زیر آوار تا روایت کودکی که جا ماند؛ تهران در میانه ۳۸۰ عملیات نفسگیر
چند نفر زیر آوار زنده ماندهاند و چند نفر هرگز بازنگشتهاند؟پاسخ این پرسش را باید در دل عملیاتهایی جستوجو کرد که در روزهای اخیر، به یکی از پرتکرارترین صحنههای شهر تبدیل شده است؛ جایی میان دود، آوار و فریاد.
در یکی از این صحنهها، دو انسان زیر تودهای از آوار مدفون شدهاند. هوا سنگین است، زمان میگذرد و امید هر لحظه کمرنگتر میشود. اما چهار ساعت تلاش بیوقفه، سرانجام به نجاتی معجزهگونه ختم میشود؛ هر دو نفر زنده بیرون کشیده میشوند.این فقط یکی از دهها عملیاتی است که به گفته جلال ملکی در روزهای اخیر در تهران انجام شده است؛ عملیاتهایی که بسیاری از آنها در شرایطی «فوقپیچیده و پرخطر» رقم خوردهاند.
در حادثهای دیگر، یک ساختمان پنجطبقه اداری هدف اصابت قرار میگیرد. بیش از ۱۵ نفر در داخل ساختمان گرفتار میشوند. مسیرهای خروج بسته شده، طبقات فرو ریخته و دود و حرارت، نفس کشیدن را دشوار کرده است.
در این میان، یک نفر زیر آوار جان میبازد، اما ۱۵ نفر دیگر در محاصره دود و آتش، چشمانتظار نجات میمانند. آتشنشانان برای جلوگیری از خفگی، از دستگاههای دمنده استفاده میکنند؛ تلاشی برای خریدن زمان. سپس عملیات جستوجو آغاز میشود و افراد، یکییکی از دل تاریکی بیرون آورده میشوند.
نوجوانی میان زمین و سقوط
در یکی از نفسگیرترین عملیاتها، یک نوجوان ۱۲ ساله از ناحیه پا زیر آوار گرفتار شده و نیمتنه بالاییاش در هوا معلق مانده است؛ هر لحظه احتمال سقوط از چند طبقه ارتفاع وجود دارد.باران شدید، رعد و برق و شرایط جوی نامساعد، عملیات را دشوارتر میکند، اما در نهایت، این نوجوان نیز زنده از مرگ فاصله میگیرد؛ روایتی دیگر از نجات در لحظه آخر.
این صحنهها تنها بخشی از واقعیت میدانی است. قدرتالله محمدی اعلام کرده که در ۲۹ روز گذشته، حدود ۳۸۰ عملیات در تهران انجام شده و ۵۰۰۰ آتشنشان بهصورت شبانهروزی در آمادهباش بودهاند.به گفته او، عملیاتها تنها محدود به تهران نیست و در ۲۷ استان کشور نیز نیروهای امدادی درگیر مأموریت هستند. در همین بازه، تخمینها نشان میدهد ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در همان دقایق ابتدایی (مرحله طلایی) از زیر آوار زنده نجات یافتهاند؛ آماری که اهمیت سرعت عمل در عملیاتهای امدادی را نشان میدهد.
اما در میان این آمارها، روایتهای فردی، تصویر دیگری از واقعیت را نشان میدهند.محمد مسعودیان امدادگر اورژانس از لحظهای میگوید که یک انفجار ناگهانی، خیابانی را به صحنهای از آشوب تبدیل میکند. دود همه جا را میگیرد، آتش زبانه میکشد و مجروحان در خیابان پراکندهاند.
او تنهاست و باید انتخاب کند: کدام جان را نجات دهد؟در میان مجروحان، دختربچهای حدود هشت ساله توجهش را جلب میکند؛ اما وقتی به او میرسد، دیگر دیر شده است. مجبور میشود او را رها کند و به سراغ مجروحان زنده برود. تصمیمی که به گفته او، «هرگز از ذهنش پاک نمیشود».
کمی آنسوتر، پسربچهای زخمی از او میخواهد بدون مادرش او را نبرد. امدادگر، مادر را پیدا میکند و هر دو را به بیمارستان میرساند؛ نجاتی که در میان دهها صحنه تلخ، به یکی از معدود لحظات امید تبدیل میشود.
در کنار عملیاتهای شهری، گزارشهای میدانی از وسعت خسارات نیز حکایت دارد.پیرحسین کولیوند از مشاهده صحنههایی سخن میگوید که در آنها غیرنظامیان در مناطق مسکونی هدف قرار گرفتهاند؛ از کودکان تا خانوادههایی که در خانههای خود گرفتار شدهاند.او از استقرار سریع تیمهای امدادی، جستوجو، درمان اضطراری و اسکان موقت خبر میدهد؛ تلاشی هماهنگ میان آتشنشانی، اورژانس و هلالاحمر.
برآیند این عملیاتها نشان میدهد که «مرحله طلایی نجات» همچنان تعیینکنندهترین عامل در زنده ماندن مصدومان است؛ جایی که سرعت عمل، تجهیزات و هماهنگی میان نیروهای امدادی میتواند سرنوشت افراد گرفتار زیر آوار را تغییر دهد.
در کنار این، تداوم حجم بالای مأموریتهااز ۳۸۰ عملیات در تهران تا درگیری همزمان نیروها در ۲۷ استا تصویری از فشردگی شرایط و گستره بحران ارائه میدهد؛ شرایطی که در آن، هم مأموریتهای روزمره شهری ادامه دارد و هم عملیاتهای سنگین آواربرداری.
















