درس پرورشی و چالشهای آن در مدارسی مملو از نسل زد
زنگ پرورشی در مدرسه بیشتر اوقات به معنای بیکاری و نداشتن برنامه مشخص است. بررسیها نشان میدهد کارکردهای ذاتی این درس که زمانی قرار بود قلب تپنده تربیت در کنار نظام آموزشی باشد، به شکل مطلوب انجام نشده است.
طبق اعلام معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزشوپرورش هماکنون در مدارس با کمبود ۵۸ هزار مربی پرورشی روبهرو هستیم. این در حالی است که مدارس زیادی هنوز از وجود معلمهای دروس اصلی بیبهرهاند. تیرماه امسال احسان عظیمیراد سخنگوی کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی گفت: «پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه اخیر، گزارشی از سوی وزیر و معاون منابع انسانی آموزشوپرورش به کمیسیون ارائه شد که بر اساس آن، برای سال تحصیلی آینده حدود ۱۳۱ هزار نفر کمبود نیروی انسانی در سیستم آموزشی کشور وجود دارد. این کمبود البته همه بخشها را دربرمیگیرد که معلمان دروس اصلی از مهمترین آن هستند. تعداد آنها به گفته عظیمیراد ۵ تا ۷ هزار معلم است.»
درسی در حاشیه
حوزه پرورشی در مدرسه، با مشکلاتی روبهروست که اثربخشی آن را با چالشهای زیادی روبهرو میکند. این درس بیشتر از آنکه به پرورش شخصیت دانشآموزان بپردازد، به یک فعالیت اجرایی بدل شده است. همچنین عدم تناسب فعالیتهای پرورشی با نیازها و مقتضیات فرهنگی جامعه یکی از عوامل به حاشیه رفتن این بخش است.
بسیاری از مطالب ارائه شده، ناهماهنگ با سبک زندگی و دغدغههای نسل جدید است. همچنین تضادهای ارزشی میان خانواده و مدرسه و نبود ارتباط عمقی بین مربیان پرورشی و والدین دانشآموزان را میان الگوهای ارزشی متعارض گرفتار میکند. بهروز نبودن سرفصلهای موجود در برنامههای تربیتی و پرورشی، دانشآموزان را به سمت تقلید از فرهنگ کشورهای دیگر و دوری از فرهنگ ایرانی هدایت میکند.
یکی از بزرگترین انتقاداتی که به فعالیتهای پرورشی وارد میشود، صوری بودن آنهاست. فعالیتهای این حوزه به جای ارائه برنامههای عمیق تربیتی، صرفاً برای گزارشهای آماری و کسب رتبههای استانی و کشوری برگزار میشود.
جایی که پرورشی میتواند در خدمت مهارتآموزی، ایجاد تفکر انتقادی و ترغیب دانشآموزان به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی باشد، به برگزاری چند مسابقه و مراسم صبحگاهی و اعلام فوق برنامهها محدود میشود. به باور مصطفی ملکیان، فیلسوف و پژوهشگر؛ در کتابهای درسی ما، از مهدکودک تا دکترا چیزی بهعنوان «هنر زندگی» وجود ندارد.
به نظر میرسد درس پرورشی میتواند با برنامه جامع و کامل این هدف را به خوبی پوشش دهد. ضرورت تمرکز بر این بخش میتواند بیشتر از افزودن تعداد مربیان مفید واقع شود. مدارس غیرانتفاعی تلاش کردهاند با ایجاد فوق برنامههای متنوع و اختصاص هزینههای بالا، عملکرد این حوزه را بهبود بخشند و دانشآموزان را به مشارکت ترغیب کنند. این موضوع البته در مدارس دولتی بسیار کمرنگ است و آنها همچنان با مسائل بخش آموزش و کمبود معلم دست به گریبانند.
منابع مالی و نیروی انسانی متخصص
بودجه کافی برای اجرای فعالیتهای پرورشی، چالش دیگری است که به کمرنگ شدن این درس دامن میزند. حقالزحمههای پایین باعث بیانگیزگی مربیان و ترک فعالیتها توسط دانشآموزان بااستعداد شده است. از طرفی در موارد زیادی معلمان دروس اصلی بهعنوان مربی پرورشی هم فعالیت میکنند. این یعنی به تخصص اهمیت چندانی داده نمیشود. برگزاری آزمون جذب مربیان پرورشی اقدامی مثبت برای تخصصگرایی در این حوزه است.
ایجاد کارگاههای مهارتهای زندگی، افزایش مشارکت دانشآموزان در تصمیمگیریهای مدرسه و همکاری نزدیک با خانوادهها برای تربیت آموزشی هماهنگ، از جمله کارهای است که به بیان متخصصان حوزه آموزشوپرورش میتواند پرورشی را به ظرفیتهای اصلی خود نزدیک کند.
















