برای حفظ سلامتی فقط دسترسی به پزشک، دارو و مراکز درمانی کافی نیست. هر فرد در زندگی روزمره با اطلاعات فراوانی درباره بیماریها، داروها، تغذیه، واکسیناسیون، آزمایشها و روشهای پیشگیری روبهرو میشود. اما آیا میتواند اطلاعات معتبر را از اطلاعات نادرست تشخیص دهد؟ آیا میداند چگونه دستور مصرف دارو را بفهمد، نتیجه آزمایش را پیگیری کند یا درباره روشهای درمانی از پزشک سؤال بپرسد؟ توانایی انجام این کارها بخشی از مفهومی به نام «سواد سلامت» است؛ مفهومی که بر کیفیت زندگی، پیشگیری از بیماری و برخورداری عادلانه از خدمات سلامت اثر میگذارد.
سواد سلامت به مجموعه دانش، مهارتها و تواناییهایی گفته میشود که به افراد کمک میکند اطلاعات و خدمات مرتبط با سلامت را پیدا کنند، بفهمند، ارزیابی کنند و برای تصمیمگیری و اقدام مناسب به کار بگیرند. این توانایی فقط به خواندن بروشورهای پزشکی یا آشنایی با نام بیماریها محدود نیست؛ فرد باید بتواند اعتبار اطلاعات را بسنجد، پرسشهای لازم را مطرح کند، گزینههای مراقبت و درمان را بشناسد و در موقعیتهای مختلف تصمیم آگاهانه بگیرد. برای مثال، کسی که درباره دیابت اطلاعاتی به دست میآورد، زمانی از سواد سلامت برخوردار است که بتواند توصیههای معتبر درباره تغذیه و فعالیت بدنی را تشخیص دهد، اهمیت کنترل قند خون را بفهمد، دستور مصرف دارو را رعایت کند و در صورت مشاهده علائم هشداردهنده، بهموقع به خدمات درمانی مراجعه کند.
سواد سلامت را میتوان در چهار توانایی اصلی توضیح داد:
۱. دسترسی به اطلاعات: توانایی پیدا کردن اطلاعات و خدمات معتبر از منابعی مانند پزشکان، مراکز درمانی، نهادهای سلامت عمومی و منابع علمی قابل اعتماد.
۲. درک اطلاعات: توانایی فهمیدن محتوای اطلاعات سلامت، از جمله دستور مصرف دارو، توصیههای پزشکی، برچسب مواد غذایی، نتایج آزمایشها و توضیحات مربوط به بیماریها.
۳. ارزیابی اطلاعات: توانایی تشخیص اعتبار و کیفیت اطلاعات، مقایسه توصیههای متفاوت و شناسایی اطلاعات گمراهکننده یا ادعاهای درمانی بدون پشتوانه علمی.
۴. بهکارگیری اطلاعات: توانایی استفاده از اطلاعات برای تصمیمگیری و اقدام؛ از انتخاب شیوه زندگی سالم و رعایت توصیههای پیشگیرانه تا گفتوگو با پزشک و پیگیری درمان.
این چهار توانایی به یکدیگر وابستهاند. برای مثال، دسترسی به اطلاعات پزشکی در اینترنت بهتنهایی به معنای برخورداری از سواد سلامت نیست؛ فرد باید بتواند منبع اطلاعات را ارزیابی کند و تشخیص دهد کدام توصیه با شرایط او تناسب دارد.
سواد سلامت در موقعیتهای مختلف زندگی اهمیت پیدا میکند و میتواند به افراد کمک کند پیش از بیمارشدن، هنگام مواجهه با بیماری و در دوره درمان تصمیمهای سنجیدهتری بگیرند. در پیشگیری از بیماریها، آگاهی از عوامل خطر، واکسیناسیون، غربالگری و اهمیت فعالیت بدنی و تغذیه مناسب به افراد کمک میکند از سلامت خود مراقبت کنند.
در استفاده از خدمات درمانی، توانایی خواندن نسخه و دستور مصرف دارو، فهمیدن توصیههای پزشک، شناخت حقوق بیمار و پیگیری مراقبتهای درمانی اهمیت دارد. در مراقبت از بیماریهای مزمن مانند دیابت، بیماریهای قلبی و فشار خون، فرد باید بتواند اطلاعات مربوط به بیماری را بفهمد و توصیههای درمانی را در زندگی روزمره به کار بگیرد.
در مواجهه با اطلاعات نادرست نیز سواد سلامت نقش مهمی دارد. انتشار گسترده توصیههای درمانی تأییدنشده در شبکههای اجتماعی و تبلیغات محصولات سلامتمحور میتواند افراد را به تصمیمهای پرخطر سوق دهد. سواد سلامت به فرد کمک میکند پیش از اعتماد به چنین اطلاعاتی، منبع و اعتبار آن را بررسی کند.
توجه به سواد سلامت از نیمه دوم قرن بیستم و همزمان با گسترش آموزش سلامت و تأکید بر مشارکت مردم در مراقبت از خود افزایش یافت. در ابتدا، این مفهوم بیشتر به توانایی خواندن و فهمیدن اطلاعات پزشکی و دستورالعملهای درمانی اشاره داشت.
در دهههای بعد، پژوهشگران و نهادهای سلامت دریافتند که سواد سلامت مفهومی گستردهتر از مهارت خواندن و نوشتن است. افراد باید بتوانند اطلاعات را تحلیل کنند، درباره گزینههای پیش روی خود تصمیم بگیرند و در تعامل با پزشکان و نظام سلامت نقش فعالتری داشته باشند.
سازمان جهانی بهداشت نیز در رویکردهای جدید خود، سواد سلامت را توانایی دسترسی، درک، ارزیابی و استفاده از اطلاعات و خدمات برای حفظ و ارتقای سلامت میداند. در این نگاه، سواد سلامت فقط ویژگی فرد نیست و محیط اجتماعی و سازمانهایی که اطلاعات و خدمات سلامت را ارائه میکنند نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
سلامت یکی از پایههای اصلی رفاه اجتماعی است؛ زیرا توانایی افراد برای کار، تحصیل، مشارکت اجتماعی و برخورداری از کیفیت زندگی به وضعیت سلامت آنها وابسته است. سواد سلامت نیز از این جهت اهمیت دارد که به افراد کمک میکند از امکانات موجود برای حفظ و بهبود سلامت خود بهتر استفاده کنند.
فردی که اطلاعات سلامت را بهدرستی درک و ارزیابی میکند، ممکن است زودتر علائم هشداردهنده را تشخیص دهد، از خدمات پیشگیرانه استفاده کند و درمان خود را مؤثرتر پیگیری کند. در مقابل، ضعف سواد سلامت میتواند به تأخیر در مراجعه به مراکز درمانی، مصرف نادرست دارو، انتخاب روشهای درمانی نامعتبر و افزایش هزینههای قابل پیشگیری منجر شود.
سواد سلامت با عدالت اجتماعی نیز ارتباط دارد. همه افراد به یک اندازه به آموزش باکیفیت، اطلاعات معتبر، خدمات درمانی و ابزارهای دیجیتال دسترسی ندارند. سطح تحصیلات، درآمد، سن، محل سکونت، زبان و وضعیت اقتصادی میتوانند بر توانایی افراد برای دریافت و استفاده از اطلاعات سلامت اثر بگذارند. بنابراین، ضعف سواد سلامت را نباید فقط به کمکاری یا ناآگاهی افراد نسبت داد؛ گاهی اطلاعات پیچیده، خدمات دشوارفهم و نابرابری در دسترسی به منابع معتبر، خود مانعی جدی ایجاد میکنند.
با گسترش اینترنت، شبکههای اجتماعی، سامانههای نوبتدهی و خدمات پزشکی آنلاین، بخش مهمی از اطلاعات سلامت از طریق ابزارهای دیجیتال در اختیار مردم قرار میگیرد. توانایی جستوجو، یافتن، فهمیدن و ارزیابی اطلاعات سلامت در منابع الکترونیکی و استفاده از آنها برای تصمیمگیری، سواد سلامت دیجیتال نامیده میشود.
برای برخورداری از این مهارت، فرد باید بتواند منابع معتبر را از صفحات تبلیغاتی یا اطلاعات نادرست تشخیص دهد، درباره حریم خصوصی و امنیت اطلاعات پزشکی خود آگاه باشد و محدودیتهای مشاوره و تشخیص آنلاین را بشناسد. البته گسترش خدمات دیجیتال زمانی به بهبود سواد سلامت کمک میکند که افراد سالمند، کمدرآمد، ساکنان مناطق محروم و کسانی که مهارت دیجیتال کمتری دارند نیز بتوانند از این امکانات استفاده کنند. در غیر این صورت، فناوری ممکن است بهجای کاهش نابرابری، شکاف موجود در دسترسی به خدمات سلامت را بیشتر کند.
سواد سلامت در بسیاری از کشورها بهعنوان یکی از عوامل مؤثر بر سلامت عمومی و کاهش نابرابریهای بهداشتی شناخته میشود. سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند که سواد سلامت با عوامل اجتماعی و اقتصادی ارتباط دارد و توزیع نابرابر آن میتواند نابرابریهای موجود در سلامت را تشدید کند. به همین دلیل، افزایش سواد سلامت فقط به آموزش افراد وابسته نیست؛ نظامهای سلامت نیز باید اطلاعات را به زبان روشن، قابل فهم و متناسب با نیاز گروههای مختلف جامعه ارائه کنند.
در ایران نیز پژوهشهایی درباره سطح سواد سلامت جمعیت انجام شده است. در یکی از مطالعات ملی که در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ با مشارکت ۸۴۳۹ نفر از افراد ۱۸ تا ۶۰ سال انجام شد، فقط ۱۸ درصد شرکتکنندگان از سطح کافی سواد سلامت برخوردار بودند؛ ۴۵٫۷ درصد در گروه دارای سواد سلامت ناکافی و ۳۶٫۳ درصد در گروه دارای سواد سلامت متوسط قرار گرفتند. این پژوهش همچنین نشان داد سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال و محل سکونت با میزان سواد سلامت ارتباط دارند. البته این آمار به دادههای گردآوریشده در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ مربوط است و نمیتوان آن را تصویری دقیق از وضعیت امروز جامعه ایران دانست. مطالعات منطقهای جدیدتر نیز انجام شدهاند، اما نتایج آنها به دلیل تفاوت در جامعه آماری و روش اندازهگیری، لزوماً قابل تعمیم به کل کشور نیستند. برای ارزیابی وضعیت کنونی، به پیمایش ملی جدید و قابل مقایسه نیاز است.
ارتقای سواد سلامت مسئولیتی مشترک میان افراد، خانوادهها، نظام آموزشی، رسانهها و نهادهای ارائهدهنده خدمات سلامت است. آموزش عمومی درباره پیشگیری از بیماریها، تغذیه، سلامت روان و استفاده درست از داروها میتواند به افزایش آگاهی مردم کمک کند. مدارس و دانشگاهها نیز میتوانند مهارت ارزیابی اطلاعات علمی و تشخیص منابع معتبر را در برنامههای آموزشی خود بگنجانند.
از سوی دیگر، مراکز درمانی و نهادهای سلامت باید اطلاعات پزشکی را با زبانی روشن و قابل فهم ارائه کنند، از اصطلاحات پیچیده و دستورالعملهای مبهم بپرهیزند و فرصت کافی برای پرسش و گفتوگوی بیماران فراهم کنند. تولید محتوای معتبر در رسانهها و مقابله با انتشار اطلاعات نادرست نیز از اقدامات ضروری در این زمینه است. در نهایت، سواد سلامت فقط به معنای دانستن بیشتر درباره بیماریها نیست؛ توانایی تبدیل اطلاعات معتبر به تصمیمها و رفتارهایی است که به حفظ و بهبود سلامت کمک میکنند. جامعهای که شهروندان آن از سواد سلامت بالاتری برخوردارند و نهادهای آن اطلاعات و خدمات را به شکلی قابل فهم و عادلانه ارائه میکنند، ظرفیت بیشتری برای پیشگیری از بیماریها، کاهش نابرابریهای سلامت و ارتقای رفاه عمومی خواهد داشت.