نقشه تنش آبی تهران از تفاوت قابلتوجه فشار بر منابع آب در مناطق مختلف پایتخت حکایت دارد. در برخی مناطق تراکم جمعیت و افزایش تقاضا فشار بیشتری بر منابع آب وارد میکند و در برخی دیگر ضعف هماهنگی میان نهادهای مسئول و کمبود ظرفیتهای مدیریتی مسئله مهمتری است. این یافتهها در پژوهشی با عنوان «ارائه الگوی ارتقای تابآوری نظام اجتماعی ـ هیدرولوژیک کلانشهر تهران در مواجهه با کمآبی» منتشر شده که تابستان ۱۴۰۵ از سوی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران انتشار یافته است.
سمیرا محمدیان و مهدی قربانی و ابوطالب محمدی در این مطالعه وضعیت تنش آبی مناطق ۲۲گانه تهران را بررسی کردهاند و سپس میزان تابآوری مدیریتی سه منطقه منتخب و شبکه همکاری سازمانهای مسئول آب را مورد ارزیابی قرار دادهاند. مبنای محاسبه شاخص تنش آبی در این پژوهش دادههای سال ۱۴۰۲ بوده است. بنابراین نتایج این بررسی وضعیت منابع آب مناطق تهران در زمان انجام محاسبات را نشان میدهد و نباید آن را معادل شرایط سال ۱۴۰۵ دانست.
براساس نتایج این پژوهش پنج منطقه تهران در دو گروه تنش آبی شدید و بحرانی قرار دارند. منطقه ۱۰ با شاخص تنش آبی ۱.۴۱ در صدر جدول قرار گرفته و منطقه ۱۴ با شاخص ۱.۲۴ دومین منطقه بحرانی تهران است. پس از این دو منطقه نام مناطق ۸ و ۱۷ و ۱۱ دیده میشود که بهترتیب شاخصهای ۱.۱۸۴ و ۱.۱۶ و ۰.۸۹ را ثبت کردهاند و در گروه تنش شدید طبقهبندی شدهاند. پژوهشگران برای این رتبهبندی از شاخص تنش آبی یا WSI استفاده کردهاند که نسبت برداشت سالانه آب به حجم منابع قابل دسترس را میسنجد. افزایش این شاخص به معنای فشار بیشتر بر منابع آب است.
در سوی دیگر این جدول منطقه ۲۲ با شاخص ۰.۱۱۹ کمترین میزان تنش آبی را دارد. مناطق ۲۱ با شاخص ۰.۱۲۹ و ۹ با شاخص ۰.۳۱۵ نیز در گروه مناطق کمتنش قرار گرفتهاند. در مجموع از ۲۲ منطقه تهران شش منطقه در گروه تنش پایین و ۱۱ منطقه در گروه تنش متوسط و سه منطقه در گروه تنش شدید و دو منطقه در وضعیت بحرانی طبقهبندی شدهاند. این تفاوت نشان میدهد که میزان فشار بر منابع آب در بخشهای مختلف پایتخت یکسان نیست و اجرای برنامه مشابه برای مدیریت مصرف آب در همه مناطق نمیتواند پاسخگوی شرایط متفاوت آنها باشد.
یکی از متغیرهایی که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته تراکم جمعیت است. منطقه ۱۰ با وسعت حدود ۸.۱۹ کیلومترمربع و جمعیتی بیش از ۳۴۲ هزار نفر براساس دادههای مبنای مطالعه بالاترین تراکم جمعیت را در میان مناطق تهران دارد. در مقابل منطقه ۲۲ با مساحت ۵۹ کیلومترمربع و جمعیتی حدود ۲۰۷ هزار نفر از مناطق کمتراکم پایتخت است. مقایسه این دو منطقه نشان میدهد که فشار جمعیتی و میزان تقاضای آب میتواند در تفاوت سطح تنش آبی مناطق نقش داشته باشد. پژوهشگران نیز تراکم بالای جمعیت در برخی مناطق مرکزی و جنوبی تهران را از عواملی میدانند که مدیریت منابع آب را دشوارتر میکند.
نتایج بخش دیگری از پژوهش نشان میدهد که قرار گرفتن یک منطقه در وضعیت تنش آبی پایین لزوماً به معنای آمادگی بیشتر آن برای مواجهه با کمآبی نیست. پژوهشگران برای بررسی تابآوری مدیریتی سه منطقه ۱۰ و ۴ و ۲۲ را انتخاب کردهاند که بهترتیب نماینده سطوح بالای تنش آبی و تنش متوسط و تنش پایین هستند. مقایسه این سه منطقه نتیجه متفاوتی با رتبهبندی تنش آبی داشته است. منطقه ۱۰ که بالاترین فشار بر منابع آب را تجربه میکند در برخی شاخصهای مدیریت ارتباطات و یادگیری سازمانی و ظرفیتهای جایگزین عملکرد بهتری داشته است. در مقابل منطقه ۲۲ با وجود قرار گرفتن در گروه کمتنش در بیشتر شاخصهایی که اختلاف آماری معناداری میان مناطق داشتهاند پایینترین رتبه را به دست آورده است.
در شاخص حکمرانی چندمرکزی که میزان ظرفیت همکاری و تصمیمگیری میان نهادهای مختلف را بررسی میکند میانگین رتبه منطقه ۲۲ تنها ۶.۳۳ بوده است. این رقم برای منطقه ۱۰ به ۱۸ و برای منطقه ۴ به ۱۷.۶۷ رسیده است. در شاخص مدیریت ارتباطات نیز منطقه ۱۰ میانگین رتبه ۱۹.۲۲ را کسب کرده در حالی که این رقم برای منطقه ۲۲ برابر ۹ بوده است. این اعداد امتیاز کیفیت آب یا وضعیت تأسیسات آبرسانی نیستند بلکه رتبههای آماری حاصل از بررسی پاسخهای سازمانی درباره ظرفیت مدیریت و تابآوری در برابر کمآبی هستند.
پژوهشگران یکی از توضیحات احتمالی این تفاوت را توجه کمتر به تقویت ظرفیتهای مدیریتی در مناطقی میدانند که فشار کمتری بر منابع آب دارند. به این ترتیب ممکن است منطقهای با تنش آبی شدیدتر به دلیل مواجهه مداوم با مشکلات تأمین و مدیریت آب سازوکارهای ارتباطی و مدیریتی فعالتری داشته باشد. در مقابل مناطقی که هنوز با فشار شدید روبهرو نشدهاند ممکن است برای توسعه این ظرفیتها کمتر اقدام کرده باشند. با این حال یافتههای پژوهش رابطه علت و معلولی میان کم بودن تنش آبی و ضعف تابآوری مدیریتی را اثبات نمیکند. آنچه از مقایسه سه منطقه به دست آمده تفاوت سطح آمادگی مدیریتی آنها با وجود شرایط متفاوت منابع آب است.
ضعف هماهنگی سازمانی از دیگر یافتههای این پژوهش است. برای بررسی وضعیت حکمرانی آب تهران شبکهای متشکل از ۴۸ سازمان و نهاد مرتبط با مدیریت آب مورد مطالعه قرار گرفته است. شرکت آب منطقهای تهران و شرکت آب و فاضلاب استان تهران و شهرداری و دستگاههای دولتی و محیطزیستی و تعدادی از سازمانهای محلی در مناطق منتخب از جمله اعضای این شبکه بودهاند. پژوهشگران با بررسی روابط میان این نهادها تلاش کردهاند مشخص کنند که همکاری و تبادل اطلاعات در نظام مدیریت آب تهران چگونه انجام میشود و کدام سازمانها نقش محوری دارند.
نتیجه این بررسی نشان میدهد تراکم روابط همکاری در شبکه مورد مطالعه تنها ۳۱.۹ درصد است. به بیان دیگر از مجموع ارتباطات بالقوه میان نهادهای بررسیشده کمتر از یکسوم در پاسخهای ثبتشده شناسایی شده است. میزان دوسویگی روابط نیز ۳۸.۵ درصد گزارش شده است. این شاخص نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از ارتباطات ثبتشده بهصورت متقابل گزارش نشدهاند. شاخص تمرکز شبکه نیز به ۵۵.۴۸ درصد رسیده که از تمرکز نسبی ارتباطات پیرامون شماری از سازمانهای اصلی حکایت دارد. البته این شاخصها ساختار روابط گزارششده در شبکه را نشان میدهند و بهتنهایی معیاری برای سنجش کیفیت تمام همکاریهای اجرایی نیستند.
در میان ۴۸ نهاد بررسیشده شرکت آب منطقهای تهران و شرکت آب و فاضلاب استان تهران از بازیگران محوری شبکه شناخته شدهاند. با این حال ارتباط میان همه سازمانها به یک اندازه توسعه پیدا نکرده است. برخی نهادها ارتباطات گستردهتری دارند و برخی دیگر در حاشیه شبکه قرار گرفتهاند. براساس تحلیل پژوهشگران چنین ساختاری میتواند تبادل اطلاعات و هماهنگی در اجرای برنامههای مشترک را دشوار کند. مدیریت منابع آب تهران تنها در اختیار یک سازمان نیست و تصمیمگیری درباره تأمین آب و کاهش مصرف و اصلاح شبکه و استفاده از منابع جایگزین به همکاری چند دستگاه نیاز دارد.
پژوهش ساختار حکمرانی آب تهران را ترکیبی از تمرکز نسبی و چندپارگی سازمانی توصیف میکند. در این ساختار اگرچه چند نهاد اصلی بخش مهمی از ارتباطات را در اختیار دارند اما روابط همکاری میان همه بازیگران به اندازه کافی گسترش نیافته است. مسئله تنها تعدد سازمانهای مسئول نیست. محدود ماندن جریان اطلاعات در برخی نهادها و نبود ارتباط منظم میان دستگاههای مختلف نیز میتواند بر هماهنگی تصمیمها اثر بگذارد. این ضعف در شرایط کمآبی اهمیت بیشتری پیدا میکند زیرا تصمیم یک دستگاه درباره منابع آب یا مدیریت مصرف ممکن است بدون همراهی سایر سازمانهای مسئول به نتیجه نرسد.
پژوهشگران در بخش پیشنهادهای اجرایی بر ضرورت تغییر شیوه مدیریت آب در تهران تأکید کردهاند. به اعتقاد آنها برنامهریزی برای همه مناطق نباید براساس یک الگوی ثابت انجام شود و لازم است شدت تنش آبی و ظرفیتهای مدیریتی هر منطقه در تعیین اولویتها مورد توجه قرار گیرد. برای مناطق ۱۰ و ۱۴ که بالاترین سطح تنش آبی را دارند کاهش تقاضا و اصلاح الگوی مصرف و توسعه بازچرخانی آب از مهمترین اقدامات پیشنهادی است. در مناطق کمتنش نیز باید از افزایش ناپایدار مصرف جلوگیری شود و ظرفیت منابع موجود حفظ شود.
اما بخش دیگری از پیشنهادهای پژوهش به اصلاح ساختار مدیریت آب تهران مربوط است. تشکیل شوراهای هماهنگی آب در سطوح شهری و منطقهای از جمله راهکارهای مطرحشده است. در ترکیب پیشنهادی این شوراها نمایندگان شهرداری و شرکتهای آب و فاضلاب و نهادهای دولتی و بخش خصوصی و جامعه مدنی حضور دارند و وظیفه آنها تدوین برنامههای مشترک و هماهنگی میان دستگاهها و پیگیری اختلافات اجرایی است. همچنین ایجاد شوراهای محلی آب با مشارکت شهروندان و کسبوکارها و سازمانهای محلی و افزایش اختیارات شهرداری مناطق برای پیگیری مسائل مرتبط با آب پیشنهاد شده است.
ایجاد پایگاه مشترک اطلاعات مصرف و منابع آب و توسعه سامانههای پایش هوشمند و تبادل منظم دادهها میان دستگاهها نیز در فهرست پیشنهادهای پژوهش قرار دارد. پژوهشگران معتقدند تقویت ارتباط میان نهادهای اصلی مدیریت آب و فراهم شدن دسترسی مشترک به اطلاعات میتواند به تصمیمگیری هماهنگتر کمک کند. براساس پیشنهادهای این مطالعه مناطق ۱۰ و ۱۴ باید در اولویت برنامههای کاهش مصرف قرار گیرند. برای منطقه ۲۲ نیز تقویت زیرساختهای پایش و ظرفیتهای مدیریتی و سازوکارهای همکاری سازمانی توصیه شده است.