به گزارش آتیه آنلاین، ایران با سرعتی قابل توجه به سمت سالمندی جمعیت پیش میرود؛ تغییری که دیگر صرفاً یک موضوع آماری نیست و به تدریج خود را در نیاز به خدمات مراقبتی، مراکز نگهداری، نیروی متخصص و حمایتهای اجتماعی نشان میدهد. در حالی که سهم سالمندان در کشور رو به افزایش است، شواهد موجود از کمبود ظرفیت مراکز نگهداری و فشار فزاینده بر خانوادهها حکایت دارد؛ مسئلهای که در سالهای آینده میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند. درهمینباره مسعود پزشکیان، رئیس جمهور در پیامی بهمناسبت هفته ملی سالمند نوشت: ایران امروز در آستانه یکی از مهمترین تحولات جمعیتی تاریخ خود قرار دارد. سرعت افزایش جمعیت سالمندان کشور به ما هشدار میدهد که فرصت چندانی برای آمادهسازی زیرساختها نداریم. برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور در سنین سالمندی قرار خواهند گرفت. بنابراین آنچه امروز درباره سالمندی تصمیم میگیریم، تنها درباره سالمندان امروز نیست؛ درباره آینده میلیونها ایرانی و کیفیت زندگی نسلهایی است که در دهههای پیش رو وارد دوره سالمندی خواهند شد.
بر اساس آمارهای ارائهشده، تعداد تولدهای سالانه از یک میلیون و ۳۸۲ هزار و ۲۲۹ تولد در سال ۱۳۹۰ به حدود ۸۹۲ هزار و ۲۸۲ تولد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. همزمان سهم جمعیت ۶۰ ساله و بیشتر از ۸.۲ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۱۲.۶ درصد در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است. سهم کودکان صفر تا ۱۴ سال نیز از ۲۵.۳ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۵.۸ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است.
مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور با اشاره به این روند، سالمندی را «ابربحران ایران در آینده نزدیک» توصیف کرده و گفته است سهم جمعیت سالمندان از سال ۱۳۹۰ تاکنون ۵۴ درصد افزایش داشته است.
دکتر احمد دلبری، رئیس انجمن سالمندشناسی و طب سالمندان ایران نیز با اشاره به سرعت این تغییر جمعیتی گفته است جمعیت سالمندی کشور از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۵ طی حدود ۴۰ سال دو برابر شده، اما دوره دوم دو برابر شدن آن تنها ۲۰ سال طول خواهد کشید و تا سال ۱۴۳۰ از هر سه ایرانی، یک نفر سالمند خواهد بود.
در چنین شرایطی، ظرفیت مراکز نگهداری سالمندان به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است. حسین نحوینژاد، مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در امور سالمندان و معلولان، با اشاره به کمبود ظرفیت این مراکز گفته است دستکم ۶۰۰ هزار سالمند به مراقبت نیاز دارند؛ مراقبتی که میتواند از مراقبت شبانهروزی تا خدمات ساعتی متفاوت باشد.
به گفته حسین نحوینژاد، مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در امور سالمندان و معلولان، اکنون حدود ۲۰ هزار سالمند در منزل خدمات دریافت میکنند، اما بسیاری از خانهها برای ارائه خدمات مراقبتی مناسب نیستند. او تأکید کرده است که همه سالمندان به مراقبت شبانهروزی نیاز ندارند و بخشی از آنها میتوانند با حمایت خانواده و جامعه، زندگی مستقلتری داشته باشند.
با این حال، آمار دیگری از وضعیت مراکز نگهداری، وجه نگرانکنندهتری از این مسئله را نشان میدهد. دکتر دلبری گفته است از ۱۵ هزار سالمندی که در کشور تحت نگهداری هستند، حدود ۵ هزار نفر «سالمند سرراهی» محسوب میشوند؛ سالمندانی که با وجود آنکه نسل آنان به طور میانگین ۵.۴ فرزند داشته، در شرایطی قرار گرفتهاند که برای نگهداری به مراکز سپرده شدهاند.
حسین نحوینژاد، مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور در امور سالمندان و معلولان معتقد است به جای تمرکز صرف بر توسعه آسایشگاهها، باید از خانوادههایی که تمایل به مراقبت از سالمندان دارند حمایت کرد. او آموزش مراقبان، مناسبسازی منازل و ایجاد امکان حضور سالمندان در جامعه را ضروری دانسته است.
از سوی دیگر، دکتر محمد بیات، رئیس کمیسیون انجمنهای علمی وزارت بهداشت گفته است اگرچه پوشش بیمهای کشور از نظر جمعیت بالای ۹۶ درصد است، اما از نظر کفایت خدمات پایین است و بسیاری از خدمات سالمندی تحت پوشش بیمه قرار نمیگیرد؛ در نتیجه هزینههای درمان، اسکان و تغذیه سالمندان عمدتاً از جیب خانوادهها پرداخت میشود.
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور نیز با تأکید بر اینکه ایران در آستانه یک تغییر بزرگ جمعیتی قرار دارد، گفته است مواجهه با سالمندی نباید به خدمات مراقبتی و پزشکی محدود شود و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و کیفیت زندگی سالمندان نیز باید در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد.
در همین حال، دکتر سید علی حسینی، رئیس دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با بیان اینکه کشور در مواجهه جدی با سالمندی «مختصری عقب» است، بر ضرورت ساماندهی این حوزه و همافزایی انجمنهای علمی تأکید کرده است.
از سوی دیگر، دکتر احمد دلبری، هشدار داده که کشور بر اساس استانداردهای جهانی به ۲۵۰۰ متخصص طب سالمندان نیاز دارد، در حالی که کمتر از ۲۵ نفر در این تخصص فعالیت میکنند و ۷۰ درصد همین تعداد نیز مشغول کار غیرپزشکی هستند.
این ارقام نشان میدهد مسئله سالمندی فقط افزایش تعداد افراد بالای ۶۰ سال نیست؛ مسئله اصلی، آماده بودن زیرساختهایی است که باید پاسخگوی این جمعیت باشند. از ظرفیت مراکز نگهداری و مراقبت در منزل گرفته تا بیمه، نیروی متخصص، مناسبسازی خانهها و شهرها و حمایت از خانوادهها، مجموعهای از نیازها در برابر کشوری قرار دارد که جمعیت سالمند آن با سرعت در حال افزایش است. اگر ظرفیتهای موجود امروز پاسخگوی نیازها نیست، رشد جمعیت سالمندان در سالهای آینده ضرورت برنامهریزی برای مراقبت و نگهداری را بیش از گذشته برجسته خواهد کرد.
