سالمندان پشت موانع شهر
آمارهای مدیریت شهری هم نشان میدهد تهران راه زیادی تا شهری دارد که سالمند بتواند مستقل در آن رفتوآمد کند. حمید صاحب مدیرکل سلامت شهرداری تهران جمعیت سالمندان پایتخت را حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر اعلام کرده است. به گفته او به طور متوسط در هر محله حدود ۴۵۰۰ سالمند زندگی میکنند و ۱۵ درصد آنها تنها هستند. نیمی از سالمندان تنها نیز در گروههای کمبرخوردار قرار دارند.
سوده نجفی عضو هیئترئیسه و رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران در آماری دیگر از حدود یک میلیون سالمند در پایتخت سخن گفته است. تفاوت اعداد اعلامشده از سوی مدیران شهری هرچه باشد یک موضوع روشن است: زیرساختهای شهر با سرعت افزایش این جمعیت جلو نرفتهاند.
صاحب میگوید در برخی مناطق سهم سالمندان از ۱۳ درصد جمعیت هم بیشتر شده و تهران از نظر تعداد سالمندان در میان استانهای کشور رتبه سوم را دارد. برآوردها درباره آینده نیز از تغییر بزرگی خبر میدهند. مدیران شهری سهم سالمندان کشور در سال ۱۴۳۰ را حدود یکسوم جمعیت پیشبینی میکنند.
۵ هزار کیلومتر معبر و فقط ۱۳۰۰ کیلومتر مناسبسازی
اعدادی که سوده نجفی از مناسبسازی تهران ارائه میکند ابعاد عقبماندگی را روشنتر میکند. تهران حدود ۲۲ هزار کیلومتر معبر دارد که به گفته او ۵ هزار کیلومتر آن قابلیت مناسبسازی دارد. در دوره ششم مدیریت شهری حدود ۱۳۰۰ کیلومتر مناسبسازی شده است.
نجفی میگوید شهرداری حتی از برنامهای که برای همین دوره به مناطق ابلاغ شده بیش از ۵۰۰ کیلومتر عقب است. نزدیک به پنج سال از آغاز دوره ششم گذشته اما برنامه ابلاغی مناسبسازی معابر هنوز کامل نشده است.
وضع ساختمانها هم بهتر نیست. براساس آماری که رئیس کمیته سلامت شورا اعلام کرده در این دوره فقط ۲۷۲ مورد مناسبسازی ساختمان انجام شده است. عددی که در مقایسه با ساختمانهای عمومی و مراکز خدماتی تهران نشان میدهد دسترسی مستقل سالمندان و افراد دارای محدودیت حرکتی هنوز در بسیاری از نقاط شهر ممکن نیست.
نجفی تأکید دارد که نباید عملکرد مناطق فقط با عدد کیلومتر سنجیده شود. پرسش اصلی از نظر او این است که آیا سالمند یا فرد دارای محدودیت حرکتی واقعاً میتواند با امنیت و بدون کمک دیگری از معبر استفاده کند. او میگوید در بعضی خیابانهای تهران حتی شهروندی که محدودیت حرکتی ندارد برای عبور از پیادهرو با مشکل روبهرو است و همین وضعیت برای سالمند دشوارتر میشود.
این مناسبسازی فقط برای سالمندان هم نیست. فرد دارای معلولیت، شهروندی که به دلیل بیماری یا آسیب حرکتی محدود شده و پدر یا مادری که کالسکه کودک همراه دارد از همان پیادهرو و همان پل و رمپ استفاده میکنند.
از در خانه تا مقصد
جعفر تشکری هاشمی رئیس کمیسیون عمران و حملونقل شورای شهر تهران جابهجایی را یکی از اصلیترین مسائل سالمندی میداند. از نظر او اگر سالمند نتواند از خانه بیرون بیاید بخش بزرگی از زندگیاش هم محدود میشود. خرید، تفریح، دید و بازدید، مراجعه به پزشک و انجام کارهای روزمره همه به امکان رفتوآمد وابستهاند.
تشکری هاشمی میگوید کارهایی برای مناسبسازی انجام شده اما بسیاری از آنها موردی یا شکلی بودهاند. اتوبوسهای جدید رمپ ویژه افراد دارای معلولیت و سالمندانی دارند که با عصا یا واکر حرکت میکنند اما به گفته او این رمپها به ندرت باز میشوند. صندلی ویژه سالمندان و افراد دارای معلولیت نیز سالها پیش در ناوگان پیشبینی شد اما این موضوع به یک رفتار پایدار در حملونقل عمومی تبدیل نشد.
او معتقد است توجه به سالمندان با کارهای موردی به نتیجه نمیرسد و باید به بخشی از وظیفه روزانه دستگاههای شهری تبدیل شود.
تشکری هاشمی مسیر سالمند را از جلوی در خانه دنبال میکند. پلی که روی نهر نصب شده اما فاصله قطعات آن زیاد است ممکن است پای سالمند یا عصا و واکرش را گیر بیندازد. اختلاف سطحی که برای دیگران چند سانتیمتر است برای کسی که تعادل کمتری دارد میتواند خطر سقوط باشد. از نگاه او همین موانع کوچک باید در مسیر خانه تا ایستگاه اتوبوس و مترو شناسایی و برطرف شوند.
او میگوید سالمند باید بتواند برای خرید، تفریح و دیدار دیگران از خانه بیرون برود. فروشگاه، اداره، پیادهرو، خیابان، مترو و اتوبوس باید برای چنین سفری قابل استفاده باشند.
حمید صاحب نیز میگوید حتی اگر همه توان برای مناسبسازی تهران به کار گرفته شود این کار حداقل ۱۰ سال طول میکشد. شهرداری در کنار برنامههای کلی از مناسبسازی نقطهای در محلات سخن میگوید اما مسئلهای که تشکری هاشمی مطرح میکند یک نقطه خاص نیست. اگر اول مسیر مناسب باشد و سالمند چند متر جلوتر دوباره به مانع برسد سفر همچنان ناتمام میماند.
شهری که برای شهروند عادی هم آسان نیست
ناصر امانی عضو شورای شهر تهران معتقد است بحث را نباید فقط به سالمندان محدود کرد. از نظر او تهران هنوز شهری نیست که با نگاه انسانمحور اداره شود.
امانی میگوید اگر شهر بر مبنای نیاز انسان طراحی شود سالمند، کودک، فرد دارای معلولیت هم در آن دیده میشوند. مشکل این است که تهران در بسیاری از نقاط حتی برای یک شهروند بدون محدودیت حرکتی هم شهر آسانی نیست.
یکی از نمونههایی که او مطرح میکند پلههای مکانیزه است. وسیلهای که برای سالمندان میتواند مسیر عبور از خیابان را آسان کند اما بخشی از آن بارها خاموش یا خراب است. امانی میگوید حوزه عمرانی شهرداری از تعدد برندهای پله مکانیزه، دشواری تهیه قطعه، نبود برخی قطعات در داخل و عمر کوتاه آنها سخن میگوید.
او این مشکلات را واقعی میداند اما در عین حال حق را به شهروندی میدهد که میپرسد چرا پله مکانیزه کار نمیکند. برای سالمندی که مقابل یک پله خاموش قرار گرفته مسئله اصلی نحوه تأمین قطعه نیست. او باید راهی برای عبور داشته باشد.
امانی میگوید هنوز با شهر دوستدار سالمند فاصله داریم و این فاصله را نمیتوان فقط با چند برنامه مختص سالمندان جبران کرد.
بودجه سالمندی یا اصلاح بودجههای شهر
یکی از پرسشها در آستانه افزایش سریع جمعیت سالمندان این است که آیا تهران به بودجهای مستقل برای سالمندی نیاز دارد.
امانی با ایجاد ردیفهای جداگانه برای هر گروه موافق نیست. از نظر او اگر بودجه و برنامه شهر از ابتدا انسانمحور باشد نیاز سالمندان، افراد دارای معلولیت، کودکان و زنان باید در همان مأموریتهای اصلی دیده شود.
او در عین حال تأکید میکند که افزایش جمعیت سالمند دیگر موضوعی نیست که بتوان در برنامهریزیهای بلندمدت نادیده گرفت. به گفته او کشور در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده با جمعیت بزرگی از سالمندان روبهرو خواهد شد و تصمیمهایی که امروز در حوزه حملونقل، معبر، مسکن و خدمات شهری گرفته میشود مستقیماً بر کیفیت زندگی این جمعیت اثر میگذارد.
سوده نجفی معتقد است تهران به شاخص سالمندپذیری محلات نیاز دارد. شاخصی که هر محله را از نظر دسترسی، ایمنی معابر، کیفیت پیادهرو، حملونقل عمومی، فضای سبز، خدمات سلامت، امکانات فرهنگی و اجتماعی و امکان مشارکت سالمندان بسنجد.
به اعتقاد او نتیجه این سنجش باید وارد تصمیمگیری درباره بودجه شود تا محلهای که دسترسی کمتری دارد یا جمعیت سالمند بیشتری در آن زندگی میکند سهم بیشتری از پروژهها و منابع مناسبسازی بگیرد.
تهران در بیشتر شاخصها زیر حد متوسط
یک پژوهش درباره تهران که ۴۰۰ سالمند با میانگین سنی ۷۳ سال را بررسی کرده نشان داده به جز دو حوزه مسکن و احترام و پذیرش اجتماعی میانگین سایر مؤلفههای شهر دوستدار سالمند و رضایت کلی سالمندان پایینتر از حد متوسط بوده است.
حملونقل، فضای باز و ساختمانها، خدمات اجتماعی و درمانی، ارتباطات و اطلاعات، مشارکت اجتماعی، مشارکت مدنی و اشتغال از جمله بخشهایی بودهاند که با میزان رضایت سالمندان ارتباط داشتهاند.
پژوهشهای تازه نشان میدهند شهر دوستدار سالمند دیگر فقط با وجود رمپ و آسانسور سنجیده نمیشود. حتی فاصله خانه تا پارک و فروشگاه، کیفیت خود خانه و امکان ارتباط با دیگران در سنجش کیفیت زندگی سالمند اهمیت دارد.
در یک مطالعه روی ۹۹۲۰ سالمند میزان افسردگی در میان کسانی که پارک در فاصله حداکثر ۱۰ دقیقه پیادهروی آنها بود ۱۱.۵ درصد گزارش شد. این رقم برای سالمندانی که فاصله بیشتری تا پارک داشتند ۱۵.۴ درصد بود.
تفاوت در حوزه مسکن بیشتر بود. در میان سالمندانی که در خانه نامناسب زندگی میکردند شیوع افسردگی ۲۷.۳ درصد بود. این رقم در خانههای مناسب یا متناسب با نیاز سالمندان حدود ۱۱.۵ درصد گزارش شد.
این اعداد به تنهایی رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکنند اما نشان میدهند کیفیت زندگی سالمند از داخل خانه آغاز میشود و تا محله و خیابان ادامه دارد.
۱۵ درصد سالمندان محلات تنها هستند
یکی از اعداد مهم تهران پشت در خانه سالمندان پنهان مانده است. ۱۵ درصد سالمندان محلات تنها زندگی میکنند. اگر میانگین اعلامشده شهرداری یعنی ۴۵۰۰ سالمند در هر محله مبنا باشد نزدیک به ۶۷۵ سالمند تنها در یک محله زندگی میکنند. نیمی از سالمندان تنها نیز کمبرخوردارند.
پژوهشهای تازه در کنار وضعیت معبر به همین بخش از زندگی سالمند هم توجه دارند. در مطالعه ۹۹۲۰ نفره مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و تفریحی با وضعیت بهتر سلامت روان همراه بوده است. سالمندانی که احساس میکردند در جامعه مورد احترام هستند نیز وضعیت بهتری داشتند و مشارکت داوطلبانه ارتباط بیشتری با کاهش احتمال افسردگی نشان داده است.
شهرداری تهران شبکه جهاندیدگان را برای مشارکت سالمندان راهاندازی کرده و تعداد اعضای آن از ۷۰ هزار نفر گذشته است. در مقایسه با جمعیت یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفری سالمندان تهران اعضای این شبکه حدود پنج درصد این جمعیت را تشکیل میدهند.
شهرهای ۵۰ هزار نفری سالمندان
مهدی اقراریان عضو شورای شهر تهران مسیر دیگری را پیشنهاد میکند. او معتقد است باید به ساخت شهرهایی حدود ۵۰ هزار نفری متناسب با نیاز سالمندان در نقاط خوشآبوهوای کشور فکر کرد.
اقراریان میگوید اگر برنامهریزی از امروز شروع شود حدود دو دهه فرصت وجود دارد تا چنین شهرهایی ساخته شوند. از نظر او سالمند باید بتواند با حفظ استقلال و کرامت زندگی کند و در عین حال به خدمات مورد نیازش دسترسی داشته باشد.
او پرند و پردیس را مثال میزند و میگوید در سالهای گذشته میشد در شهرهای جدید اطراف تهران فضاهایی برای زندگی سالمندان طراحی کرد تا فاصله زیادی با خدمات سلامت تهران هم نداشته باشند.
اقراریان مسئله را به سیاست مسکن هم پیوند میزند. به اعتقاد او سیاستهای سالهای گذشته در حوزه زمین و مسکن دسترسی بخش بزرگی از جامعه به مسکن را دشوار کرده و همان سیاستها فرصت طراحی خانه متناسب با دوره سالمندی را هم محدود کردهاند.
او میگوید یکی از اشکالات مدیریت شهری و عمومی این است که موفقیت با تعداد پروژهها سنجیده میشود در حالی که باید اثر پروژه بر زندگی شهروند ملاک باشد. ممکن است پروژهای افتتاح شده باشد اما اگر سالمند نتواند از آن استفاده کند عدد پروژه چیزی درباره کیفیت زندگی او نمیگوید.
حملونقل پایین جدول
دادههای سایر شهرهای ایران هم رفتوآمد را به یکی از نقاط ضعف تبدیل کرده است. در پژوهشی روی ۹۹۳ سالمند در استان کرمان میانگین شاخص شهر دوستدار سالمند ۱.۹۷ از چهار بود و حملونقل با امتیاز ۱.۶۳ پایینترین امتیاز را گرفت.
در پژوهشی دیگر روی ۸۹۴ سالمند در هشت منطقه اهواز نیز ایمنی و سهولت تردد ضعیفترین بخش گزارش شد.
یک مرور گسترده در سال ۲۰۲۶ بیش از ۵۳۰۰ پژوهش را بررسی کرده و ۵۸ مطالعه را وارد تحلیل نهایی کرده است. نتیجه نشان میدهد در بسیاری از پژوهشها همچنان توجه اصلی بر ساختمان و خیابان و حملونقل است و تجربه اجتماعی سالمندان کمتر سنجیده شده است.
ترکیب این دو بخش است که تصویر واقعی را میسازد. شهر باید هم امکان حرکت سالمند را فراهم کند و هم دلیلی برای بیرون آمدن او از خانه داشته باشد.
۱۰ سال زمان برای جبران یک عقبماندگی
شهرداری میگوید مناسبسازی کامل تهران دستکم ۱۰ سال زمان میخواهد. از ۵ هزار کیلومتر معبری که قابلیت مناسبسازی دارد حدود ۱۳۰۰ کیلومتر در این دوره مناسب شده است. برنامه مناطق بیش از ۵۰۰ کیلومتر عقب است. تعداد ساختمانهای مناسبسازیشده این دوره ۲۷۲ مورد اعلام شده و مراکز فراهنگ فقط در پنج منطقه راه افتادهاند.
در طرف دیگر یک میلیون و ۳۰۰ هزار سالمند همین امروز در تهران زندگی میکنند. ۱۵ درصد سالمندان محلات تنها هستند و جمعیت سالمند در سالهای آینده بیشتر خواهد شد.
نجفی میگوید اگر امروز برای این جمعیت برنامهریزی نشود جبران کمبودها در سالهای آینده دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد. تشکری هاشمی مناسبسازی را از خانه تا مقصد میخواهد. امانی بر شهر انسانمحور تأکید دارد و اقراریان حتی ساخت شهرهای تازه برای سالمندان را پیشنهاد میدهد.
اما همچنان مشخص نیست سالمند تهرانی وقتی در خانه را پشت سرش میبندد تا چه اندازه میتواند بدون کمک دیگری وارد شهر شود، کار روزانهاش را انجام دهد و دوباره به خانه برگردد؟











