چهارمین نشست تخصصی «شهر و آب» با موضوع «زیستپذیری شهر و بحران کمآبی» با حضور محمد فاضلی جامعهشناس و استاد دانشگاه، محمدسعید ایزدی عضو هیئت علمی دانشگاه و از مدیران پیشین حوزه شهرسازی و محمدحسین بوچانی برنامهریز و مدیر شهری برگزار شد.
هر سه سخنران از زاویهای متفاوت به رابطه آب و توسعه شهری پرداختند. فاضلی مسئله را فراتر از لوله، سد و شبکه و در پیوند با قدرت و منافع بررسی کرد. ایزدی از غیبت ظرفیت آبی در طرحهای توسعه شهری گفت و بوچانی نشان داد که مصرف آب از مقیاس ساختمان، حیاط، پارک و مقررات شهری آغاز میشود.
محمد فاضلی در آغاز نشست گفت مسئله فنی آب شهرها را نمیتوان از ابعاد اجتماعی و سیاسی آن جدا کرد.
به گفته او تنظیم فشار شبکه، شکستگی لولهها، کاهش هدررفت و تأمین منابع تازه فقط بخشی از مسئله است. همزمان باید پرسید چه کسی چه مقدار آب دریافت میکند، با چه هزینهای، براساس چه قاعدهای و چه گروهی هزینه بحران را میپردازد.
او خانوارها، صنایع و خدمات، شهرداریها، کشاورزی اطراف شهرها، مناطق مبدأ انتقال آب، محیطزیست و نسلهای آینده را از ذینفعان آب شهری دانست.
فاضلی چهار دام را در سیاستگذاری آب شهری برشمرد؛ افزایش عرضه بدون مهار تقاضا، درخواست صرفهجویی از مردم بدون اصلاح سایر اجزای نظام، اتکای صرف به تعرفه و جریمه و حفظ آب شهر به قیمت برداشت بیشتر از آبخوان یا حوزه مبدأ.
به گفته او ممکن است آب همچنان در شبکه جاری باشد اما این وضعیت با افت آبخوان یا انتقال فشار به منطقهای دیگر حفظ شده باشد.
فاضلی برای توضیح وضعیت مدیریت آب از تعبیر «مشک سوراخ» استفاده کرد.
او گفت در شهر، صنعت و کشاورزی اتلاف و ناکارآمدی وجود دارد اما به جای آنکه ابتدا این بخشها اصلاح شوند، در بسیاری از سالها سیاست غالب اضافه کردن آب بیشتر به سیستم بوده است.
او درباره تهران به ارقامی در حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد هدررفت شبکه و میزان بالاتر در برخی مناطق اشاره کرد و گفت نمیتوان همه فشار کاهش مصرف را به خانوار منتقل کرد درحالیکه شبکه، نحوه قیمتگذاری و رشد تقاضا همزمان اصلاح نمیشوند.
فاضلی تأکید کرد آب ضروری باید بهعنوان حق شهروندی دیده شود اما این به معنای مصرف نامحدود نیست. ابتدا باید کف مصرف ضروری مشخص شود و پس از آن برای مصارف مازاد سیاست تعرفهای در نظر گرفت.
فاضلی گفت مسئله آب شهری با یک سیاست حل نمیشود و به مجموعهای از تصمیمها نیاز دارد؛ از کاهش نشتی و مدیریت فشار شبکه تا استفاده از تجهیزات کممصرف، بازچرخانی، اصلاح آبیاری فضای سبز، حفاظت از آبخوان و اصلاح تعرفهها.
او تأکید کرد اولویت این سیاستها در همه شهرها یکسان نیست.
شهری که بخش زیادی از آب خود را در شبکه از دست میدهد مسئله متفاوتی با شهری دارد که آبخوانش با برداشت شدید روبهروست. به همین دلیل نمیتوان نسخهای یکسان برای همه شهرهای ایران نوشت.
به گفته او مسئله آب باید در مقیاس حوزه آبریز، دشت، محدوده مطالعاتی و شهر دیده شود و عبارت کلی «مسئله آب ایران» بسیاری از تفاوتهای محلی را پنهان میکند.
فاضلی معیار موفقیت در مدیریت آب را نیز فراتر از تأمین آب شهر دانست.
به گفته او دسترسی همه محلات به آب سالم، کاهش اتلاف، تنوع منابع، حفظ محیطزیست و اشتغال و تقسیم منصفانه هزینهها باید همزمان دیده شوند.
او به تجربه کیپتاون اشاره کرد و گفت این شهر توانست مصرف را در آستانه «روز صفر» بهشدت کاهش دهد اما بررسیهای بعدی نشان داد بخشی از هزینه این سیاست بیشتر بر دوش محلات کمدرآمد افتاده است.
از نگاه فاضلی نمیتوان صرفاً با کاهش عدد مصرف درباره موفقیت یک سیاست قضاوت کرد و باید دید هزینه عبور از بحران میان چه گروههایی تقسیم شده است.
فاضلی یاد آور شد: بحران آب ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود دانش، فناوری یا پول باشد به ساختار قدرت و منافع برمیگردد.
به گفته او تقریباً هیچ مقام مهمی وجود ندارد که از وضعیت آبخوانها، فرونشست و کاهش منابع آب بیاطلاع باشد و بیشتر سیاستهای قابل اجرا نیز شناخته شدهاند.
او سه عامل را در موفقیت یا شکست سیاستها تعیینکننده دانست؛ توازن نیروهای صاحب قدرت، ساختار توزیع منافع و ظرفیت اجرای تصمیم.
فاضلی گفت گروه صاحب قدرت لزوماً یک گروه پنهان یا مافیایی نیست. اتحادیه کشاورزان، صنایع، نهادهای محلی و حتی گروههای شهروندی میتوانند در یک منطقه قدرت اثرگذاری بر تصمیمهای آبی داشته باشند.
او با اشاره به تجربه حضور خود در وزارت نیرو گفت در مواردی تأمین بودجهای محدود برای برنامههای اجتماعی دشوار بوده اما پروژههای بزرگ سازهای آسانتر وارد ساختار بودجه میشدهاند.
به گفته او برای فهم اولویت واقعی یک دستگاه باید بودجه آن را دید.
محمدسعید ایزدی از رابطه تاریخی آب و شهر ایرانی گفت.
او مادیهای اصفهان، رودخانه خرمآباد، سازوکارهای آبی شوشتر و دزفول و قناتها را نمونههایی دانست که در آنها آب فقط منبعی برای شرب یا کشاورزی نبود بلکه با معماری، اقتصاد، فضای عمومی و کیفیت زندگی پیوند داشت.
ایزدی گفت بسیاری از شهرهای ایرانی در گذشته با محدودیتهای طبیعی خود نوعی سازگاری ایجاد کرده بودند اما در شهرسازی جدید آب بیشتر به عددی در جدول تأمین و مصرف تبدیل شده است.
او خرمآباد را نمونهای دانست که هنوز میتوان رابطه میان رودخانه، بافت شهر و زندگی محلی را در آن دید و درباره شوشتر و دزفول نیز گفت آب در معماری و خنکسازی شهر نقش داشته است.
ایزدی تأکید کرد زیستپذیری را نمیتوان به کالبد شهر محدود کرد.
به گفته او سلامت، رفاه، امنیت، عدالت، زیرساخت، محیطزیست و اقتصاد نیز بخشی از زیستپذیریاند و آب در تمام این حوزهها حضور دارد.
او آب را یکی از زیرساختهای پنهان زیستپذیری دانست و گفت دسترسی پایدار، کیفیت آب، امنیت منابع و نحوه توزیع آن مستقیماً بر کیفیت زندگی اثر میگذارد.
از نگاه ایزدی عدالت در آب نیز فقط به دریافت مقدار مساوی محدود نیست و کیفیت و امکان دسترسی در نقاط مختلف شهر باید دیده شود.
نقد اصلی ایزدی متوجه طرحهای توسعه شهری بود.
او گفت طرحهای جامع و تفصیلی معمولاً درباره رشد جمعیت، مساحت و کاربری زمین محاسبه دارند اما کمتر میپرسند آب جمعیت جدید قرار است از کجا تأمین شود.
اگر پیشبینی شود طی سالهای آینده جمعیت یک شهر افزایش پیدا میکند معمولاً زمین مورد نیاز توسعه محاسبه میشود اما ظرفیت آب کمتر نقش محدودکننده دارد.
ایزدی گفت مفاهیمی مانند کیفیت زندگی، امنیت و زیستپذیری در نسلهای مختلف طرحهای شهری جای محدودی داشتهاند و «ظرفیت آبی» نیز باید به یکی از شاخصهای اصلی برنامهریزی تبدیل شود.
ایزدی کاهش اتلاف شبکه، بازچرخانی، استفاده مجدد از آب و هماهنگی سیاستهای آب و زمین را از اقداماتی دانست که باید در کنار هم انجام شوند.
به گفته او تصمیمگیری درباره توسعه شهر باید مبتنی بر داده و ظرفیت واقعی سرزمین باشد.
او تأکید کرد بازخوانی رابطه شهر تاریخی با آب به معنای بازگشت به گذشته نیست بلکه میتواند نشان دهد شهر چگونه میتواند محدودیت طبیعی خود را در شکل توسعه بپذیرد.
محمدحسین بوچانی بحث آب را به مقیاس ساختمان برد.
او گفت در نظام شهرسازی برای سطح اشغال، پارکینگ، آتشنشانی و بسیاری از جزئیات ضوابط مشخص وجود دارد اما آب هنوز جایگاه متناسبی در مقررات ساختمانی ندارد.
بوچانی به فضاهای بازی اشاره کرد که روی نقشه بخشی از زمین باقی ماندهاند اما زیر آنها پارکینگ ساخته میشود و امکان نفوذ طبیعی آب به خاک کاهش پیدا میکند.
به گفته او وقتی بیشتر سطح زیرزمین یک ملک به پارکینگ تبدیل میشود نمیتوان همان فضای روی زمین را از نظر عملکرد طبیعی مانند زمین نفوذپذیر در نظر گرفت.
بوچانی کولرهای آبی را نمونه دیگری از مصرفی دانست که در مقررات ساختمانی کمتر مورد توجه بوده است.
به گفته او در روزهای گرم مصرف هر دستگاه میتواند به چندصد لیتر آب برسد و حتی سایهاندازی مناسب روی کولر میتواند بخشی از تبخیر را کاهش دهد.
او گفت هدف از طرح چنین مثالهایی این نیست که بحران آب با یک اقدام کوچک حل میشود بلکه وقتی همین تغییرات در میلیونها ساختمان اتفاق بیفتد عدد نهایی میتواند قابل توجه باشد.
بوچانی پیشنهاد کرد استفاده از تجهیزات کممصرف، جمعآوری آب باران و مصرف دوباره آب خاکستری به شکل جدیتری وارد مقررات ساختمان شود.
بوچانی افزایش سطح فضای سبز را بهتنهایی نشانه موفقیت مدیریت شهری ندانست.
او گفت پیش از آن باید معلوم باشد چه گونهای کاشته میشود، چه میزان آب نیاز دارد و این آب از چه منبعی قرار است تأمین شود.
به اعتقاد او پارکها و فضاهای سبز شهری باید برای خود تراز آبی داشته باشند و تا حد امکان از آب سطحی، پساب و منابع غیرشرب استفاده کنند.
او تأکید کرد ارزیابی مدیران شهری نیز نباید فقط براساس میزان درآمد یا افزایش سطح فضای سبز باشد.
بوچانی گفت شهرداریها در بسیاری از بخشهای مصرف آب نقش مستقیم دارند؛ از انتخاب گونههای گیاهی و جمعآوری آبهای سطحی گرفته تا ضوابط ساختمان و استفاده از منابع غیرشرب.
او تجربه همکاری شهرداری تهران و وزارت نیرو در توسعه شبکه فاضلاب را نمونهای دانست که نشان میدهد مدیریت شهری میتواند در زیرساختهای آب و فاضلاب نیز نقش داشته باشد.
به گفته او شوراهای شهر نیز میتوانند از ظرفیت قانونی و مالی خود برای سیاستگذاری در این حوزه استفاده کنند.
بوچانی ساختار درآمدی شهرداریها را یکی از موانع کنترل بارگذاری دانست.
به گفته او مدیریت شهری از یک طرف باید فشار بر آب و سایر زیرساختها را کنترل کند اما از طرف دیگر بخشی از درآمد آن به ساختوساز و تراکم وابسته است.
او بر تقویت منابع پایدار درآمدی و کاهش وابستگی شهرداریها به توسعه ساختمانی تأکید کرد.
بوچانی گفت بخش مهمی از مدیریت آب را میتوان در مقیاس محلی دنبال کرد.
شهرداریها میتوانند برای نوع فضای سبز، جمعآوری آبهای سطحی، مصرف ساختمان و استفاده از منابع غیرشرب ضابطه تعیین کنند.
او همچنین بر آموزش، سواد آبی، مشارکت اجتماعی و دسترسی به داده تأکید کرد و گفت در کنار پیشرفتهای فنی و سازهای، در حوزه داده و مشارکت هنوز فاصله زیادی وجود دارد.
در بخش پایانی نشست ایزدی بار دیگر تأکید کرد افزایش جمعیت یا گسترش محدوده شهر باید با ظرفیت منابع آب سنجیده شود.
بوچانی نیز گفت هر مجوز تازه ساختمانی یک مصرف تازه ایجاد میکند و این مصرف باید از ابتدا در محاسبات شهر دیده شود.
فاضلی هم تأکید کرد افزایش عرضه بدون تغییر در تقاضا، اتلاف و ساختار منافع راهحل پایدار نیست.
او درباره کاهش کشاورزی آببر نیز گفت نمیتوان فقط از کشاورز خواست فعالیت خود را کنار بگذارد و باید جایگزین اقتصادی واقعی برای او ایجاد شود.
فاضلی از رفسنجان مثال زد و گفت در مناطقی که شوری آب ادامه کشت پسته را غیراقتصادی کرده، استفاده از زمین برای تولید انرژی خورشیدی میتواند یکی از گزینههای جایگزین باشد.
به گفته او تغییر در مصرف آب زمانی امکانپذیر است که درآمد و معیشت گروهی که باید رفتار خود را تغییر دهد نیز در همان تصمیم دیده شود.
