برای زیرزمین تهران دیگر فقط مترو و پارکینگ برنامهریزی نشده است. «سند راهبردی برنامهریزی فضاهای زیرسطحی شهر تهران» از بازار و کتابخانه و سینما و سالن کنسرت تا پناهگاه و تأسیسات شهری را در فهرست کاربریهای قابل استقرار زیر سطح آورده و برای عمق و محل استقرار آنها الگو تعیین کرده است. برنامه مفصل است اما بخشی از اطلاعات پایه هنوز کامل نیست؛ تهران کاداستر سهبعدی زیرسطحی ندارد، حدود مالکیت در عمق روشن نیست و قناتها و مسیرهای آب و گسلها میتوانند محل اجرای پروژهها را محدود کنند.
محمدسعید ایزدی میگوید تجربه شهرهای دیگر نشان میدهد زیرزمین میتواند ادامه فضای عمومی و خدماتی شهر باشد. علی بیتاللهی هشدار میدهد در تهران قبل از هر حفاری تازه باید آنچه زیر شهر قرار دارد با دقت بیشتری شناخته شود. زیرزمین تهران همین حالا هم شلوغ است. قطار از آن عبور میکند، تونل و شبکه آب و فاضلاب و برق و مخابرات در آن گسترده شده و در کنار همه اینها قناتها و مسیرهای قدیمی آب قرار دارند. چیزی که سالها کم بوده برنامهای واحد برای کنار هم دیدن این شبکههاست.
مطالعات سال ۱۳۹۷ شهرداری بر همین مسئله دست گذاشته و پیشنهاد میکرد اطلاعات زیرسطحی تهران یکجا جمع شود درحالی که به دستورالعمل های این مطالعات توجهی نشده و به بایگانی رفت حالا سند راهبردی زمستان ۱۴۰۴ تهیه شده که درآن گفته شده از این فضا برای چه کارهایی میتوان استفاده کرد. نتیجه فقط یک برنامه عمرانی نیست؛ در صورت اجرا بخشی از فعالیتهای عمومی شهر هم به طبقات پایینتر میرود. با این حال خود سند در همان حال که برای زیرزمین کاربری تعیین میکند فهرستی از کارهای انجامنشده و محدودیتهای تهران را هم پیش روی مدیران شهری میگذارد.
سند هفت الگو برای استفاده از زیرزمین پیشبینی کرده در کاملترین مدل که برای مراکز شهری، میدانهای اصلی و گرههای مهم حملونقل در نظر گرفته شده است. طبقات نزدیک به سطح به فعالیتهای عمومی و اجتماعی میرسند، لایه میانی برای حملونقل و پارکینگ و خدمات تجاری است و در عمق بیشتر تأسیسات و پناهگاه و خدمات پشتیبان قرار میگیرند.
فهرست کاربریها هم گسترده است؛ فروشگاه و بازارچه و رستوران و بانک و داروخانه در کنار کتابخانه و فرهنگسرا و سینما و تئاتر و سالن کنسرت قرار گرفتهاند. پارکینگ عمومی، ایستگاه مترو، تونل مشترک تأسیسات، انبار، پایگاه داده و پناهگاه چندمنظوره هم در همین برنامه دیده شدهاند. در چنین تصویری زیرزمین قرار نیست فقط پشت صحنه شهر باشد. میتواند بخشی از رفتوآمد و خرید و خدمات فرهنگی و روزمره شهروندان را هم به خود اختصاص دهد.
همه چیز اما مجاز نیست. سند برای مسکن و اقامت دائم زیر زمین ممنوعیت گذاشته است. بیشتر فعالیتهای آموزشی هم امکان استقرار ندارند و تنها برای برخی کلاسهای کوتاهمدت استثنا در نظر گرفته شده است. بیمارستان بستری و مراکز درمانی با حضور طولانی بیمار در فهرست مجاز نیستند و در حوزه درمان فقط بعضی خدمات محدود و بدون بستری پذیرفته شدهاند. درباره فضاهایی که جمعیت زیادی را برای مدت طولانی در خود نگه میدارند نیز سختگیری شده است. همین بخش نشان میدهد تهیهکنندگان سند از ابتدا میان «امکان ساخت» و «مناسببودن یک کاربری» تفاوت گذاشتهاند. زیرزمین هرچقدر ظرفیت داشته باشد برای هر استفادهای مناسب نیست.
محمدسعید ایزدی استاد دانشگاه این نگاه را با تجربه شهرهای دیگر توضیح میدهد. او میگوید استفاده از فضاهای زیرسطحی سابقه طولانی دارد و در بسیاری از نمونهها هدف این بوده که زیرزمین ادامه شهر روی سطح باشد. در مونترال شبکه RÉSO ساختمانها و مراکز خدماتی و تجاری را به شبکه حملونقل متصل کرده و در تورنتو PATH همین نقش را در مرکز شهر دارد.
به گفته ایزدی در چین و فنلاند هم تجربههای مختلفی بررسی شده و در ایران نیز مطالعاتی در منطقه شش تهران و مشهد انجام شده است. او میگوید در این مطالعات تلاش بر این بوده که طبقات زیرین ساختمانها به هم متصل شوند و شبکهای شکل بگیرد که به مترو و دیگر خدمات شهری راه داشته باشد. در مشهد نیز بخشی از این مطالعات به اجرا رسیده است. از نگاه او ارزش فضای زیرسطحی زمانی بیشتر میشود که از مجموعهای از پروژههای جدا از هم خارج شود و با رفتوآمد و خدمات عمومی شهر پیوند بخورد.
این همان مسیری است که سند تهران هم در بخشهایی دنبال میکند؛ تمرکز بر ایستگاههای مترو، میدانها و گرههایی که رفتوآمد زیادی دارند. اما تفاوت تهران با بعضی از نمونههای جهانی را باید چند متر پایینتر از همین پروژهها جستوجو کرد. زیرزمین پایتخت فقط خاک و سنگ نیست. شبکهای از قناتها و رگابها در آن جریان داشته و بخشی از این شبکه هنوز به طور کامل شناسایی نشده است. نقشه منتشرشده از سوی علی بیتاللهی نشان میدهد قناتهای شناساییشده در بخش بزرگی از شهر امتداد دارند. او میگوید در محدوده مرکزی تهران حتی عکسهای هوایی دهههای ۳۰ و ۴۰ به دلیل پوشش ساختمانی نتوانستهاند همه میلهها و مسیرهای قنات را نشان دهند و گودبرداریهای بعدی وجود مسیرهای دیگری را آشکار کردهاند. در یک مقطع شرق به غرب در نیمه شمالی تهران به طور متوسط در هر ۵۰۰ متر یک رشته قنات شناساییشده وجود دارد و در کنار آنها رگابها و مسیرهای آبی دیگری هم دیده شده است.
هشدار بیتاللهی از همین شبکه شروع میشود. ساخت یک دیواره عمیق یا چند طبقه زیرزمین ممکن است مسیر آب را قطع کند. آب پشت مانع میماند یا راه دیگری باز میکند و همین تغییر مسیر میتواند خاک اطراف را بشوید و حفره ایجاد کند. او حادثه خیابان پیامبر در شهریور ۱۳۹۵ را یکی از نمونهها میداند. فروریزش در مجاورت دو رشته قنات رخ داد و یک خودرو داخل حفره افتاد. در همان محدوده یک ساختمان بزرگ با چند طبقه زیرزمین ساخته شده بود. بیتاللهی با احتیاط از احتمال ارتباط میان قطع جریان قنات، تغییر مسیر آب و این فروریزش سخن میگوید.
حادثه شهران دامنه خسارت یک فروریزش را بیشتر نشان داد. در ۲۸ خرداد ۱۳۹۵ فروریزش زمین در محدوده حفاری تونل مترو به خط اصلی هشت اینچی گاز رسید. آتشسوزی رخ داد، لولههای آب شکست، سه خط ۲۰ کیلوولت برق آسیب دید و با قطع فیبر نوری بخشی از ارتباطات تلفن همراه در غرب و شمالغرب تهران مختل شد. گاز بیش از ۱۰ هزار مشترک قطع شد و بر اساس اعلام مسئولان دو کارگر مترو جان باختند. بیتاللهی در گزارش خود از فروریزشهای دیگری در میدان محمدیه، میدان قیام، چهارراه مولوی، سهراه خیام، ابتدای کارگر شمالی و حوالی میدان ونک هم نام میبرد و در نهایت توصیه میکند ساختوسازهای غیرضروری در عمق تهران با جدیت محدود شود.
به چشمهعلی هم در گزارش بیتاللهی اشاره شده او خشکشدن این چشمه تاریخی را با عملیات خط ۶ مترو مرتبط میداند و احتمال میدهد مسیر آبی که از ارتفاعات بیبیشهربانو به سمت چشمه میآمد در جریان احداث خط یا ایستگاه قطع شده باشد. این ارتباط در نوشته او به صورت یک احتمال کارشناسی مطرح شده است نه یک علت اثباتشده اما مثال دیگری است از اینکه یک پروژه زیرزمینی ممکن است اثری فراتر از محدوده کارگاه خود داشته باشد.
خود سند راهبردی هم این نگرانیها را نادیده نگرفته حریم گسلهای فعال، خطر لرزهای، آب زیرزمینی، قنوات و تأثیر پروژه بر منابع آب در مکانیابی فضاهای زیرسطحی باید بررسی شوند. در مناطقی از جنوب و جنوبغرب شهر احتمال نشست یا روانگرایی مطرح شده و در مناطق ۱۱، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۹ و ۲۰ سطح آب زیرزمینی بالاتر ارزیابی شده است. این عوامل همیشه به معنای ممنوعیت ساخت نیستند اما میتوانند پروژه را پرهزینهتر کنند یا نیاز به تمهیدات بیشتری داشته باشند. در برخی محدودهها نیز ممکن است اساسا توسعه زیرسطحی کنار گذاشته شود.
چالش اصلی اطلاعات زیرزمین است. تهران هنوز کاداستر سهبعدی زیرسطحی ندارد؛ سامانهای که بتوان در آن عمق و موقعیت تأسیسات، سازهها، مسیرها و حقوق مالکیت را در کنار یکدیگر دید.
یک مرور علمی تازه در مجله Underground Space نیز همین موضوع را در مقیاس جهانی بررسی کرده است. پژوهشگران دانشگاه تونگجی و دانشگاه سیتی هنگکنگ ۱۳۴ مقاله منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ را مرور کردهاند و نوشتهاند برنامهریزی زیرزمین به سمت استفاده بیشتر از دادههای مختلف و سامانههای سهبعدی و کاداستر و مدلهای دیجیتال رفته است. در این رویکرد تصمیم درباره یک پروژه فقط بر پایه نیاز آن پروژه گرفته نمیشود و اطلاعات محیط شهری، زیرساختها، تقاضا و موقعیت زیرزمین در کنار هم قرار میگیرند.
برای تهران این موضوع فقط بحث فنی نیست. وقتی کاداستر سهبعدی وجود ندارد مسئله مالکیت هم پیچیدهتر میشود. اگر پروژه زیر یک میدان یا خیابان عمومی باشد حدود مداخله روشنتر است اما عبور یک تونل یا ساخت فضای تازه در زیر ملک خصوصی پرسش دیگری ایجاد میکند؛ حق مالک تا چه عمقی ادامه دارد؟ سند میگوید حدود عمقی مالکیت به روشنی تعیین نشده و ابزار حقوقی مشخصی برای تخصیص یا اجاره یا واگذاری فضای زیرسطحی وجود ندارد. مسئولیت حقوقی در زمان حادثه و شیوه هماهنگی میان دستگاههای مختلف هم هنوز نیاز به تعیین تکلیف دارد. برای همین اولویتدادن به فضاهای عمومی تا زمان روشنشدن این مسائل یکی از راههایی است که خود سند پیشنهاد کرده است.
برنامه زیرسطحی تهران از این جهت اهمیت دارد که برای نخستین بار دامنه استفاده از زیرزمین را بسیار فراتر از مترو و پارکینگ میبرد و میان خدمات شهری، فعالیت عمومی و حملونقل ارتباط برقرار میکند.
شهرداری برای زیر پای ساکنان تهران جایی که هنوز بخشی از مسیر قناتها ناشناخته است، آب زیرزمینی در بعضی مناطق محدودیت ایجاد میکند، اطلاعات سهبعدی کامل نیست و مالکیت در عمق پاسخ حقوقی روشنی ندارد برنامه نوشته است .
