به گزارش آتیهآنلاین، بر اساس گزارش تازه مرکز آمار در تیر ۱۴۰۵ نرخ تورم سالانه برای دهکهای مختلف هزینهای، از ۶۳.۹ درصد برای دهک دهم (ثروتمندترین) تا ۷۳.۵ درصد برای دهک دوم (از کمدرآمدترین گروهها) در نوسان بوده است. در مورد تورم خوراکیها این نوسان بین 95.3 درصد برای دهک دهم (ثروتمندترین) تا 101.5 درصد برای دهک اول (کمدرآمدترین گروه) است. حالا گزارش جدید پژوهشکده پولی و بانکی نشان میدهد این وضعیت کم و بیش در سالهای اخیر هم صادق بوده و ریشه این نابرابری را باید در سبد مصرفی خانوارها جست.
پژوهشکده پولی و بانکی در گزارشی با عنوان «تحولات تورم در ایران؛ نگاهی به تغییرات ماهانه و سالانه آن براساس دهکهای درآمدی» با استناد به دادههای هزینه-درآمد خانوار مرکز آمار ایران، روند تورم را برای دهکهای مختلف درآمدی طی بازهی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ بازسازی کرده تا نشان دهد عدد واحد «تورم عمومی» تا چه اندازه میتواند واقعیت متفاوت زندگی خانوارهای فقیر و ثروتمند را پنهان کند.
بر اساس این گزارش، تورم اعلامی بهعنوان یک شاخص کلی، بهتنهایی گویای وضعیت واقعی معیشت خانوارها نیست. خانوارهای کمدرآمد که بخش عمدهی بودجهی محدود خود را صرف کالاهای ضروری مانند خوراک، پوشاک، مسکن و بهداشت میکنند، در برابر افزایش قیمتها آسیبپذیری بیشتری دارند و نبودن ذخایر مالی کافی، محدودیت در امکان پسانداز و ناتوانی در جایگزینی کالاهای گرانتر با انواع ارزانتر، موجب میشود که افزایش قیمتها تأثیری مستقیم و آنی بر قدرت خرید و توان معیشتی این خانوارها داشته باشد. در سوی مقابل، دهکهای بالای درآمدی با سبد مصرفی متنوعتر و انعطاف بیشتر در تخصیص منابع، نهتنها کمتر آسیب میبینند، بلکه گاهی حتی از فرصت ناشی از تغییرات قیمتی سود هم میبرند.
در گزارش پژوهشکده پولی و بانکی روند تورم دهکی در ایران طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد در اغلب سالها، شکاف قابل توجهی میان تورم گروههای درآمدی مشاهده نمیشود. با این حال، بررسی دقیقتر حاکی از آن است که در سال ۱۴۰۱ همزمان با اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی، میانگین تورم خانوارهای کمدرآمد بهطور معناداری بالاتر از خانوارهای با درآمد بالا بوده و شکاف تورمی در این سال به سطحی محسوس رسیده است.
در سال 1401 همزمان با اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها و حذف ارز ترجیحی برخی نهادههای کشاورزی، قیمت کالاهایی مانند گوشت مرغ، تخممرغ، روغن خوراکی و لبنیات جهش کرد. از آنجا که سهم این اقلام در سبد مصرفی دهکهای کمدرآمد بسیار بیشتر از دهکهای بالاست، ضربهی اولیهی این طرح عمدتاً بر دوش فقرا افتاد.

این گزارش همچنین نشان میدهد در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، همزمان با خروج آمریکا از برجام و آغاز موج سنگین تحریمها، تورم کالاهای غیرخوراکی برای دهکهای پردرآمد بالاتر رفت، شاید به این دلیل که کالاهای لوکس مصرفی این قشر، به دلیل خاصیت «لوکسبودن»، با واکنش کمتر مصرفکننده به گرانشدن مواجه میشوند و فروشنده راحتتر میتواند قیمت را بالا ببرد.
یکی از یافتههای مهم گزارش، مقایسهی زیرشاخههای مصرفی است. آمارها نشان میدهد معمولا برای دهکهای پایینتر تورم در گروههای حملونقل، اثاثیه و لوازم خانه و همچنین قند، شکر و شیرینیجات بهطور چشمگیری بالاتر بوده است. اما برای دهک دهم (پردرآمدترینها)، بهداشت و درمان، تفریح و فرهنگ، گوشت، نمک و ادویهجات، و روغن و چربیها بیشترین فشار تورمی را وارد کردهاند.
این تفاوتها ریشه در ترکیب متفاوت سبد مصرفی خانوارها دارد: هر قدر سهم یک کالا در بودجهی خانوار بیشتر و افزایش قیمت آن شدیدتر باشد، فشار تورمی محسوستری متوجه آن خانوار میشود.
یکی از مهمترین بخشهای این گزارش پرداختن به روند شکاف تورمی در سالهای اخیر است. بررسیها نشان میدهد در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ این شکاف در گروههای خوراکی، غیرخوراکی و تورم کل، به سود دهکهای بالا و به زیان دهکهای پایین بوده است؛ یعنی خانوارهای کمدرآمد، تورم بیشتری را نسبت به خانوارهای پردرآمد تجربه کردهاند و این شکاف در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۰ بیشتر هم شده است؛ به این معنا که وضعیت نابرابری تورمی بدتر و فشار روی دهکهای پایین بیشتر شده است.
در چنین شرایطی میتوان گفت تورم ماهیتاً ناعادلانه توزیع شده و سیاستهای حمایتی یا یارانهای دولت ناکافی بوده یا درست هدفگیری نشده است.
بررسی تفاوت تورم دهکها در شهر و روستا هم نشان میدهد در مناطق شهری، شاخص قیمت کالاهای غیرخوراکی برای دهک اول در تمام ماههای بررسیشده بالاتر از دهک دهم بوده است. اما در روستاها، ماجرا در سال ۱۴۰۰ برعکس بود، یعنی خانوارهای پردرآمد روستایی بیشتر تحت فشار گروه غیرخوراکی قرار داشتند و در سال ۱۴۰۳ ورق کاملاً برگشته و این بار خانوارهای کمدرآمد روستایی بیشترین آسیب را دیدهاند. در خصوص شاخص قیمت خوراکی نیز نتایج نشان میدهد در هشت ماه پایانی سال 1400 و شش ماه پایانی 1403، افزایش سطح عمومی قیمتها بیشتر خانوارهای دهک اول را تحتتأثیر قرار داده است.
نکته مهم این است که در هر دو منطقهی شهری و روستایی، شکاف تورمی در کالاهای غیرخوراکی بیشتر از کالاهای خوراکی است. چراکه خوراکیها کالاهایی ضروریاند که کیفیت و قیمتشان برای همهی دهکها تقریباً مشابه است، اما کالاهای غیرخوراکی، بهویژه اقلام موقعیتی و پرستیژی مانند خودرو، پوشاک لوکس و لوازم دیجیتال پرچمدار، دامنهی قیمتی بسیار گستردهتری دارند و همین موضوع فاصلهی میان دهکها را بیشتر میکند.
در مجموع این گزارش نشان میدهد اتکای صرف به نرخ تورم عمومی میتواند سیاستگذاران را به بیراهه ببرد. وقتی ترکیب سبد مصرفی دهکها اینقدر متفاوت است، یک عدد واحد نمیتواند نشان دهد که فشار واقعی بر زندگی مردم چقدر است. بنابراین محاسبه و رصد مستمر تورم دهکی، ابزاری ضروری برای طراحی سیاستهای حمایتی هدفمندتر و عادلانهتر و اصلاح نظام یارانههاست؛ در غیر این صورت، همانطور که دادههای این پژوهش نشان میدهد، بار اصلی تورم همچنان بر دوش کمدرآمدترین خانوارهای کشور خواهد ماند.
