مطالعهای که در اوایل سال ۲۰۲۵ در نشریه «سوسایتیز» توسط «مایکل گرلیچ» از دانشکده بازرگانی SBS سوئیس منتشر شد، به بررسی رابطه بین استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی تفکر انتقادی پرداخته است. این تحقیق با استفاده از روش ترکیبی، نظرسنجی از ۶۶۶ شرکتکننده در گروههای سنی و تحصیلی مختلف و ۵۰ مصاحبه تکمیلی، به نتیجهای صریح رسیده است: همبستگی منفی قوی بین استفاده مکرر از ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی تفکر انتقادی وجود دارد که این رابطه از طریق مکانیسم «بارگذاری شناختی» (واگذاری وظایف ذهنی به ابزارهای بیرونی) میانجیگری میشود.
نکته کلیدی این است که گرلیچ بر همبستگی تاکید دارد، نه علیت. به عبارت دیگر، این پژوهش نمیتواند ثابت کند که استفاده از هوش مصنوعی مستقیما تفکر انتقادی را تضعیف میکند؛ ممکن است افرادی که بالفعل تفکر انتقادی ضعیفتری دارند، بیشتر به سمت این ابزارها گرایش پیدا کنند. جهت این رابطه هنوز مشخص نیست.
مطالعه دیگری از آزمایشگاه رسانه MIT با ۵۴ شرکتکننده، اگرچه با حجم نمونه کوچکتر، نشان داد افرادی که با کمک هوش مصنوعی مقاله مینوشتند، در مقایسه با کسانی که فقط از موتور جستجو یا هیچ ابزاری استفاده نمیکردند، ضعیفترین اتصالات عصبی را در مغزشان ثبت کردند و حتی در نقل قول از نوشتههای خودشان دچار مشکل شدند. این یافته، هرچند مقدماتی، نشان میدهد که هرچه ابزار بیشتر بخشهایی از کار را انجام دهد، نقش خودِ فرد در پردازش و ساختاردهی کاهش مییابد.
الگوی سنی در این پژوهش، نگرانکنندهترین بخش است. گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال بیشترین استفاده از هوش مصنوعی و پایینترین نمرات تفکر انتقادی را داشتند، در حالی که گروه ۴۶ سال به بالا کمترین استفاده و بالاترین نمرات را کسب کردند. تحصیلات بالاتر نیز در همه گروهها نقش محافظتی داشت. گرلیچ با احتیاط اینگونه تفسیر میکند که «نسل دیجیتال» که با این فناوریها بزرگ شدهاند، ممکن است بهطور عادتی و بدون تامل بیشتر به ابزارها تکیه کنند، صرفا چون این ابزارها همیشه در دسترس بودهاند. البته این تعبیر، بسیار نرمتر از آن است که بگوییم «جوانان در تفکر ضعیفاند.»
مطالعه در نتیجهگیری نهایی متعادل است. بر این اساس ابزارهای هوش مصنوعی ذاتا مضر نیستند، بلکه تاثیر آنها به نحوه استفاده بستگی دارد. گرلیچ توصیه میکند که هوش مصنوعی باید مکمل درگیری شناختی باشد، نه جایگزین آن.
از این پژوهش، یک نتیجه عملی میتوان گرفت: مهم است که تشخیص دهیم کدام بخش از یک کار را به ابزار واگذار میکنیم. سپردن جستجوی اطلاعات، تاثیر کمتری دارد تا سپردن قضاوت درباره معنی آن اطلاعات و این بخش دوم است که باید مراقب آن بود.
در مجموع، این مطالعه زنگ خطری است برای بازنگری در عادتهای روزمرهمان با هوش مصنوعی، بدون آنکه به انکار کامل این فناوری بینجامد.
منبع: spacedaily.com