تنبل، بیکار، و بیش از حد آنلاین! کمتر کسی فکر میکرد که یک ماه بعد از تشکیل حزب طنزآمیز «جانتا» یا «حزب سوسکها»، هند یکی از بزرگترین جنبشهای اجتماعی سالهای اخیر خود را ببیند که پیشبرنده آن نسل زد باشد و گروههای زنان، دانشجویان و دالیتها (پایینترین رده کاست در هند) به آن بپیوندد. اما یک ماه بعد از این سازماندهی گسترده که به مرور از فضای آنلاین خارج شده و خیابانها و نهادهای مدنی و مستقل را درگیر کرده است، پرسش اصلی هنوز پابرجاست؛ آیا جنبش اجتماعی سوسکها در هند میتواند نیرویی سیاسی بسازد که دغدغههای واقعی مرتبط با زندگی و معیشت جوانان را به عرصه عمومی بیاورد و برای آن راه حلی پیدا کند؟
ماجرا از اینجا شروع شد که رئیس دیوان هند جوانان بیکار و معترض را با لحن تحقیرآمیزی به سوسک تشبیه کرد. او گفت: «این جوانان بیکار به سوسک میمانند. نه شغل پیدا میکنند نه مهارتی دارند. این است که یا فعال شبکههای اجتماعی میشوند یا کنشگر.» همین شد که «ابیجیت دیپکه» دانشجوی روابط عمومی در بوستن آمریکا در اکس (توییتر) خود نوشت: «اگر همه سوسکها باهم متحد شوند چه؟». این پست میلیونها بار توسط جوانان هندی در سراسر جهان به اشتراک گذاشته شد. هند کشوری است که بیشترین جمعیت جوان و بزرگترین نسل زد در جهان را دارد. همزمان، داشتن مدرک دانشگاهی در هند نه تنها اهرمی برای رسیدن به اشتغال نیست، بلکه به بار و مانعی تبدیل شده است؛ در نظام نابرابر و تبعیضآمیز این کشور، بیشتر از 70 درصد جوانان دارای مدرک نمیتوانند کار پیدا کنند. جوانان هندی تصمیم گرفتند دغدغههای اجتماعی خود را مطرح کنند و از دیپکه خواستند به جای رفتن به مسیر رایج اعتراضات نسل زد در کشورهای مشابه، حزبی تشکیل دهد تا این دغدغهها بتوانند به واقعیت زندگیشان تبدیل شود.
برچسب تحقیرآمیز سوسک به هویتی جمعی و اجتماعی تبدیل شد که نماد «تابآوری» جوانان هند است. چرا که به گفته فعالان آن «سوسکها در محیطی به وجود میآیند که پوسیده و فاسد است، پس اگر میلیونها سوسک در کشور داریم، یعنی سیستم اجتماعی کشور همینقدر فاسد است.»
اکانتهای حزب سوسکها بیش از 20 میلیون دنبالکننده دارد، اما مسیر تشکیل این حزب هم مانند دیگر احزاب سیاسی نبود. در وبسایت آنها شرط عضویت این است که یکم تنبل باشید، دوم بیکار باشید، سوم بیش از حد آنلاین باشید و چهارم به شکل حرفهای بتوانید غر بزنید!
نهادهای رسمی در هند به نزاکت سیاسی بیش از حد مشهور هستند و حالا با ادبیاتی جدی دست انداخته شدند که تحقیرهای طبقاتی آنها را به خودشان برمیگرداند. شاید تفاوت جالب توجه در جنبش سوسکها مسیر ساختن از پایین به بالای این جنبش به جای رویکرد اعتراضی انتزاعی است. آنها در مدتی کم توانستند موضوع اشتغال، حضور برابر زنان در مجلس، سلامت سالمندان و آموزش برابر را در مرکز گفتوگوها قرار دهند و در تمامی پوسترهایشان بر صلحآمیز بودن جنبش تاکید میکنند.
یکی از شرکتکنندگان در تجمع دهلی به الجزیره گفت: «من یک سوسک هستم، چون صدایم شنیده نمیشود.» این جمله، شاید بهتر از هر تحلیل سیاسی دیگری، احساس بخشی از نسل جوان هند را توصیف کند؛ نسلی که رشد اقتصادی کشور را میبیند، اما سهمی از فرصتهای آن ندارد. آنها حالا احساس میکنند جایی برای شنیده شدن دارند که هم در فضای مجازی است و هم میتواند فرصتهای واقعی برای حضور اجتماعی فراهم کند. «بالاخره احساس میکنم شنیده میشویم.»
اگر جنبش سوسکها میخواهد فراتر از یک پدیده اینترنتی عمل کند، باید بتواند به نهادی پایدار تبدیل شود؛ نهادی که نه فقط صدای گروههای بهحاشیهراندهشده را منعکس کند، بلکه بتواند مطالبات آنان را به برنامههای مشخص سیاسی و اجتماعی تبدیل کند. گذار از اعتراض به سازماندهی، از هویت مشترک به کنش جمعی و از طنز به سیاستگذاری، مهمترین آزمون پیش روی این جنبش خواهد بود.
یکی از آزمونهای حزب جانتا این روزها سروصدای زیادی ایجاد کرده است و باعث شکلگیری اولین کمپین اجتماعی آنها با مطالبهای واقعی و فراتر از طنز سیاسی شده است.
«آیوش شیمچی» دانشجوی جوان 20 سالهای است که دو سال از تحصیل رسمی فاصله گرفت تا بتواند در کنکور دانشکدههای پزشکی شرکت کند. او همه سرمایه و وقتش را برای موفقیت در این آزمون گذاشت، که 9 روز بعد به دلیل افشای سوالات و تخلفات گسترده توسط دولت باطل شد؛ آزمونی برای دو میلیون داوطلب که برای کمتر از 130 هزار صندلی پزشکی رقابت میکردند. در حالی که چند دانشجو با این خبر دست به خودکشی زدند، شیمپی به طور اتفاقی با حزب سوسکها آشنا شد و حالا کمپین بزرگی بر ضد وزارت آموزش هند و با مطالبه استیفای حقوق دانشجویان شکل گرفته که در حال پیگیری موضوع است و احتمالا موفق به پاسخگو کردن دولت خواهد شد.
تلاش فعالان نهادهای مدنی کوچک و محلی برای حمایت از این جنبش هم باعث شده این حرکت از یک اعتراض انتزاعی، ریشههایی در دغدغههای محلی پیدا کند. یکی از فعالان این جنبش در مصاحبهای میگوید: «نهادهای مدنی محلی استخوان جنبش ما شدند. پیوستن گروههای دانشجویی به این نهادها باعث شده ما بتوانیم جوانان را از طبقات، کاستها و جنسیتهای متفاوت و هرکدام با دغدغهها و راهحلهای خودشان کنار هم بیاوریم.»
شاید هنوز برای قضاوت درباره آینده حزب سوسکها زود باشد. اما یک نکته روشن است: نسل زد هند موفق شده است زبانی تازه برای بیان نارضایتیهای خود پیدا کند. اکنون پرسش دیگر این نیست که «اگر سوسکها متحد شوند چه میشود؟» پرسش این است که آیا این اتحاد میتواند به نیرویی تبدیل شود که بر سیاست، اشتغال و عدالت اجتماعی در هند تاثیر بگذارد؛ نیرویی که بتواند سیاستهای ناسیونالیستی هندوی دولت مودی را که 12 سال است با به حاشیه راندن جوانان و اقلیتها سر کار مانده به چالش بکشد یا نه.