در حالی که همزمان با فصل کنکور، موضوع نحوه تأثیر سوابق تحصیلی پایه یازدهم بار دیگر به محل بحث تبدیل شده، یک مقام سابق آموزش و پرورش پرده از تناقضهای پنهان ایده «تأثیر مثبت» برداشته است. محسن زارعی، رئیس سابق مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت، با تشریح منطق سنجشهای رقابتی میگوید در ظاهر این سازوکار از زیان داوطلبان ضعیف جلوگیری میکند، اما در عمل بخشی از پاداش شایستگی را نیز حذف مینماید. به باور او، تأثیر مثبت نه تنها تفاوت میان تلاش و عدم تلاش را کمرنگ میسازد، بلکه هدف بنیادین سیاستگذار برای بازگرداندن مرجعیت به برنامه درسی ملی را نیز با چالش جدی مواجه میکند. تغییر قواعد در پایان مسیر، حتی اگر با نیت خیرخواهانه باشد، به معنای تغییر زمین بازی پس از آغاز رقابت است و اعتماد عمومی به نهادهای تصمیمگیر را تضعیف میکند.
براساس گفتوگوی ایسنا با محسن زارعی، او با نگاهی به تاریخچه «تأثیر مثبت سوابق تحصیلی» گفت: نخستین بار در قانون سنجش و پذیرش دانشجو مصوب سال ۱۳۹۵، این موضوع وارد ادبیات رسمی نظام پذیرش آموزش عالی کشور شد و بر اساس آن، سوابق تحصیلی تنها در شرایطی برای داوطلب اعمال میشود که موجب بهبود نمره کل یا رتبه وی شود.
او با نقد این ایده افزود: پذیرش دانشگاهی یک سنجش هنجاری است؛ یعنی موفقیت هر داوطلب نه در خلأ، بلکه در مقایسه با سایر داوطلبان معنا پیدا میکند. در چنین نظامی، نمیتوان ادعا کرد که امتیاز دادن به یک گروه بدون تحمیل هزینه به گروه دیگر امکانپذیر است.
زارعی تصریح کرد: نخستین قربانی تأثیر مثبت نه داوطلبان ضعیف، بلکه داوطلبان قوی هستند؛ کسانی که برای کسب نمرات بهتر هزینه دادهاند و عملکرد برتری داشتهاند، بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست میدهند نه به این دلیل که عملکردشان ضعیف بوده، بلکه به این دلیل که نظام سنجش از انعکاس کامل تفاوتهای واقعی میان داوطلبان خودداری کرده است.
رئیس سابق مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش تأکید کرد: تأثیر مثبت در ظاهر از زیان جلوگیری میکند، اما در عمل بخشی از پاداش شایستگی را نیز حذف میکند. این سازوکار بیش از آنکه از داوطلبان ضعیف حمایت کند، تفاوت میان تلاش و عدم تلاش را کمرنگ میسازد.
او با اشاره به پیامدهای این سیاست بر نظام آموزشی گفت: هنگامی که یک پایه تحصیلی از ضمانت اجرایی کافی برخوردار نباشد و دانشآموز بتواند بدون تحمیل پیامد واقعی از کنار عملکرد ضعیف در آن عبور کند، به تدریج انگیزه توجه به آن پایه کاهش خواهد یافت.
زارعی با تأکید بر ضرورت ثبات در سیاستهای آموزشی گفت: هر سیاست عمومی بهویژه در حوزه آموزش، برای آنکه بتواند آثار خود را آشکار سازد، نیازمند زمان، تداوم و ثبات است. تغییر مکرر قواعد پیش از آنکه فرصت کافی برای ارزیابی نتایج آن فراهم شود، میتواند اثربخشی آن را به شدت کاهش دهد.
او هشدار داد: هنگامی که یک نهاد حاکمیتی در برابر نخستین فشارها از مواضع خود عقبنشینی میکند، این پیام را به جامعه منتقل میکند که تصمیمات اتخاذشده از استحکام کافی برخوردار نیستند.
زارعی در پایان تأکید کرد: قواعد سنجش و پذیرش باید پیش از آغاز سال تحصیلی به صورت شفاف و قطعی اعلام شوند. هرگونه بازنگری در قواعد پس از آغاز رقابت، به معنای تغییر زمین بازی پس از شروع مسابقه است و احساس بیعدالتی را در میان داوطلبان تقویت خواهد کرد.
