دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از ۲۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شده بودند؛ یعنی اکنون حدود ۸۰ سال دارند. این افراد موافقت کرده بودند که وضعیت سلامت و شرایط اجتماعی آنها طی سالهای طولانی مورد پیگیری قرار گیرد.
در پژوهشی که هفته گذشته منتشر شد، محققان دریافتند افرادی که در فاصله میانه دهه ۲۰ زندگی تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود در فقیرترین ۲۰ درصد این گروه قرار داشتند، در آزمونهای شناختی عملکرد کندتری داشته و در آزمایشهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری کسب کردهاند. همچنین افرادی که به پژوهشگران گفته بودند در اواخر دهه ۳۰ یا دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار برای پرداخت صورتحسابهایشان با مشکل مواجه شدهاند، در سالهای بعد هم عملکرد ضعیفتری نشان دادند.
این مقاله که در نشریه Innovation in Aging منتشر شده است، نشان داد تاثیرات منفی بر سلامت مغز حتی زمانی در دادهها مشاهده میشد که پژوهشگران تلاش کردند تاثیر محرومیتهای دوران کودکی افراد و همچنین تفاوتهای موجود در میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی آنها در کودکی را کنترل کنند. این موضوع نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در سالهای بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات در مغز بوده است.
کاهش تواناییهای شناختی در میان افرادی که با فشار مالی مواجه بودند، در سالهای پایانی زندگی نسبت به همسالان برخوردارتر آنها سرعت کمتری داشت. اما پژوهشگران احتمال دادند دلیل این موضوع آن باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و در نتیجه، ظرفیت کمتری برای از دست دادن باقی مانده بود.
«آرلین جرونیموس»، استاد دانشگاه میشیگان که در این مطالعه مشارکت نداشت، پس از خواندن این پژوهش این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که شدیدترین پیامدهای سلامت ناشی از استرس، مانند بیماری قلبی و سرطان، را تجربه کرده بودند، پیش از این و در دهههای ۵۰ و ۶۰ زندگی خود از دنیا رفته باشند؟
«ژاک ولز»، یکی از نویسندگان مطالعه، گفت آنچه این پژوهش را از مطالعات پیشین آسیبهای شناختی ناشی از فشار متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات مربوط به زندگی افراد در طول چندین دهه است، نه فقط بررسی آنها در یک مقطع زمانی خاص.
ولز، جامعهشناس کمّی دانشگاه کالج لندن فعالیت میکند، در مصاحبهای گفت این مطالعه نمیتواند بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر ناشی از خود فشار مالی بوده است؛ فشاری که میتواند باعث التهابهای زیانبار در بدن شود و فضای شناختیای را اشغال کند که در غیر این صورت برای فرایندهای ذهنی دیگر استفاده میشد. همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی بوده که احتمال انجام آنها در میان افراد فقیر بیشتر است؛ از جمله سیگار کشیدن و مصرف الکل.
با این حال، او گفت نتایج بهطور قوی نشان میدهد که این فقر است که باعث تغییرات مغزی شده، نه اینکه مشکلات مغزی به فقر منجر شده باشند؛ زیرا تغییرات در مغز افراد مورد مطالعه ظاهر نشد، تا زمانی که آنها به دهه ۵۰ زندگی خود نرسیده بودند.
ولز گفت: «کاری که ما توانستیم انجام دهیم، ایجاد یک رابطه علّی میان فشار مالی و سلامت مغز بود. ما برخی شاخصهای سلامت مغز، مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی، را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنی هستند که نشان میدهند در طول مسیر زندگی اتفاقی رخ داده است.»
او افزود این پژوهش بهطور مشخص نشان نمیدهد افرادی که فقر را تجربه میکنند چه اقداماتی میتوانند برای محافظت از مغز خود انجام دهند. اما معتقد است این یافتهها به سیاستگذاران یادآوری میکنند که کاهش فقر میتواند به کاهش مشکلات سلامت در آینده، مانند زوال عقل کمک کند. به گفته ولز «یک فشار مالی، فضای زیادی را در مغز شما اشغال میکند.»
جرونیموس، که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، گفت ارتباطی که این مطالعه میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، ممکن است بیش از حد سادهسازی شده باشد.
او گفت: «ما نباید فکر کنیم که موضوع فقط مسئله پول است. این مطالعه در واقع درباره نابرابریهای اجتماعیای صحبت میکند که به سلامت مغز آسیب میزنند.»
منبع: واشنگتن پست
