تهران در روزهای انفجار؛ جنگ با هوا و صدای شهر چه کرد؟
جنگ با صدای انفجار، آژیرها و عبور هواگردها، ریتم عادی تهران را بر هم زد و شهر را وارد دورهای کرد که هم الگوی آلودگی هوا و هم سیمای صوتی آن تغییر کرد.
جنگ با صدای انفجار، آژیرها و عبور هواگردها، ریتم عادی تهران را بر هم زد و شهر را وارد دورهای کرد که هم الگوی آلودگی هوا و هم سیمای صوتی آن تغییر کرد.
گزارش تازه شرکت کنترل کیفیت هوا، با بررسی ۴۰ روز جنگ تحمیلی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۹ فروردین ۱۴۰۵، نشان میدهد پایتخت در این دوره تجربهای متفاوت را پشت سر گذاشته است؛ دورهای که در آن کاهش تردد خودروها و محدود شدن فعالیتهای شهری، بخشی از آلایندههای مزمن تهران را کاهش داد، اما همزمان انفجارها و آتشسوزیها، شوکهای مقطعی به هوا و محیط صوتی شهر وارد کردند.
دادههای این گزارش نشان میدهد کیفیت هوای تهران در بیشتر روزهای جنگ در محدوده «قابل قبول» قرار داشته است. در این بازه، ۸ روز هوای پاک، ۲۸ روز هوای قابل قبول و تنها ۴ روز هوای ناسالم برای گروههای حساس ثبت شده؛ آن هم عمدتاً به دلیل افزایش ذرات معلق PM2.5. مقایسه با مدت مشابه سال قبل نشان میدهد میانگین بسیاری از آلایندههای اصلی کاهش پیدا کرده است. دیاکسید نیتروژن حدود ۳۶ درصد، مونوکسیدکربن ۲۳ درصد و ذرات معلق PM10 نزدیک به ۱۱ درصد کمتر از سال گذشته ثبت شدهاند؛ موضوعی که گزارش، آن را ناشی از افت محسوس تردد خودروها، کاهش فعالیت مراکز اقتصادی و محدود شدن بخشی از منابع آلاینده شهری میداند. در واقع، جنگ در حالی بخشی از شهر را متوقف کرد که همین توقف، به کاهش بخشی از آلودگی مزمن تهران انجامید؛ اتفاقی که در سالهای اخیر کمتر در مقیاس کلان تجربه شده بود.
با وجود کاهش میانگین آلایندهها، گزارش تأکید میکند برخی رخدادهای جنگی اثرات موضعی و شدید بر کیفیت هوا داشتهاند. مهمترین نمونه، انفجار انبارهای نفت در ۱۷ اسفند بود که باعث افزایش ناگهانی ذرات معلق و برخی گازهای آلاینده در بخشهایی از تهران شد. در برخی ایستگاهها شاخص کیفیت هوا حتی به محدوده ناسالم رسید و کاهش میدان دید و افت تابش خورشید در ساعات اولیه روز نیز ثبت شد. با این حال شرایط جوی، وزش باد و پراکندگی مناسب هوا باعث شد این آلودگیها ماندگار نشوند و در مقیاس کل شهر به بحران پایدار تبدیل نشوند. بررسی ایستگاههای سنجش نشان میدهد مناطق اطراف شهرری، غرب تهران و محدوده دانشگاه شریف بیش از دیگر نقاط تحت تأثیر این نوسانات قرار گرفتهاند.
در بخش صوتی گزارش یادآوری شده که با کاهش ترافیک و افت فعالیتهای روزمره، سطح صدای دائمی شهر پایین آمد. اما در مقابل، صدای انفجارها، عبور هواگردها و آژیرها باعث شد الگوی صوتی تهران از یک وضعیت نسبتاً پایدار، به محیطی پرنوسان و غیرقابل پیشبینی تبدیل شود. بر اساس دادههای ثبتشده، شاخص بیشینه صدا یا Lmax در برخی ساعات بین ۱۰ تا ۱۵ دسیبل افزایش پیدا کرده؛ افزایشی که به گفته کارشناسان، بیشتر از آنکه ناشی از شلوغی شهری باشد، حاصل شوکهای ناگهانی صوتی است. گزارش توضیح میدهد که همین ترکیب «کاهش صدای زمینه» و «افزایش صداهای انفجاری» باعث شده ادراک روانی شهروندان از صدا تغییر کند؛ یعنی حتی اگر میانگین کلی صدا کاهش یافته باشد، حس ناامنی و تنش صوتی بیشتر شده است.
در بخش پایانی گزارش، به پیامدهای بهداشتی و روانی این وضعیت پرداخته شده است. صداهای انفجاری، فقط یک مزاحمت صوتی نیستند؛ آنها میتوانند اضطراب، اختلال خواب، واکنشهای شدید استرسی و حتی آسیب شنوایی ایجاد کنند. همچنین درباره آلودگی هوا نیز تأکید شده که انفجار تأسیسات، سوختن مواد صنعتی و آتشسوزیها میتوانند ترکیبات خطرناکتری نسبت به آلایندههای معمول شهری تولید کنند؛ ترکیباتی که در پایشهای رایج کیفیت هوا الزاماً قابل اندازهگیری نیستند.
به همین دلیل، شرکت کنترل کیفیت هوا پیشنهاد کرده در شرایط بحرانی، علاوه بر آلایندههای معمول، ترکیبات شیمیایی پیچیدهتر و ذرات ناشی از سوختن تجهیزات صنعتی و نظامی نیز پایش شوند. گزارش ۴۰ روز جنگ، در نهایت فقط درباره کیفیت هوا یا آلودگی صوتی نیست؛ این گزارش تصویری از شهری است که زیر فشار بحران، شکل دیگری از زندگی شهری را تجربه کرد؛ شهری که هم خلوتتر شده بود و هم بیقرارتر.

