
«امسال زیاد مدرسه نرفتم، آلودگی هوا، سرما، اعتراضات و جنگ باعث شد مدرسه تعطیل بشه. توی آموزش مجازی تمرکز ندارم و درس فیزیک و شیمی رو متوجه نمیشم. این درسها خیلی سخته.» امیرمهدی، دانشآموز کلاس هفتم روایتی ساده اما قابلتامل از وضعیت دانشآموزانی دارد که با تداوم آموزش آنلاین، یادگیری را ناتمام و گاه دشوار تجربه میکنند. او پشت یک صفحه گوشی نشسته و سعی میکند با معلم و دانشآموزان ارتباط برقرار کند.
زهرا، خواهر معلم شهید میناب، زهره شهریاری سه روز پر اضطراب، میان رفتوآمد آمبولانسها در بیمارستان و صحنههایی که خیلیها تاب دیدنش را نداشتند، در جستوجوی نشانی از عزیزش در بیمارستان و سردخانه گذراند. او از جستجو برای پیدا کردن پیکر خواهر شهیدش میگوید: «هر کسی را که میآوردند، فقط یک سوال میپرسیدم، معلم است یا دانشآموز؟ اگر میگفتند معلم است، خواهش میکردم پیکرش را نشانم دهند، اما آنها میگفتند، نمیشود. آن روزها صحنههای وحشتناک دیدم. سر جدا میآوردند، دست جدا و تن جدا دیدم.»
شنبه نهم اسفندماه سال گذشته، ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه صبح آمریکاییها با موشک تاماهاوک به دبستان شجره طیبه در میناب حمله کردند. در این حمله ۱۴۶ دانشآموز و معلم به شهادت رسیدند. مهدیه و امین احمدزاده خواهر و برادری بودند که در همین مدرسه درس میخوانند و در همان روز حمله هم به شهادت رسیدند. مادر مهدیه و امین در این گزارش ویدیویی از آن روز سیاه میگوید.
علی اصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی در گفتوگو با آتیه آنلاین از دهه هشتادیها، مواجهه خانواده با آنها و دگرگونی معرفتشناختی در نوجوانان و جوانان ایرانی میگوید
سر تا پایم را ترس گرفته بود، ترس اینکه جنگنده بالای سرم است، نکند بمبی همین جایی که ایستادم، بزنند. دود غلیظ و سروصداها بیشتر میشد اما مرد زبالهگرد بیاعتنا به همه اتفاقات اطرافش، احتمالا تنها به فکر پیدا کردن چیزی بود که به دردش بخورد و تبدیل به لقمهای نان شود.
« هیچ جا خونه آدم نمیشه» این حرف خیلی از ایرانیان مهاجری است که در روزهای جنگ تصمیم گرفتند به کشور برگردند و در کنار خانواده و هموطنانشان باشند. همانهایی که یک روز هر چه داشتند را فروختند و رفتند تا در گوشه دیگری از این دنیا رویاهایشان را زندگی کنند. اما خیلی هایشان وقتی دیدند که خاکشان مورد حمله قرار گرفته، دلشان راضی نشد که در ایران نباشند. این گزارش روایت زنان و مردانی است که در هیاهوی جنگ به خانه آمدند.
امدادگران هلال احمر از روز اول جنگ رمضان به همراه سگ های زندهیاب برای جستوجو و امدادرسانی در محلهای مورد حمله حاضر شدند. در دل این جنگ تحمیلی، سگهای باوفای آموزشدیده هلال احمر به کمک نیروهای امدادی آمدند تا جان هموطنانمان را نجات دهند. آنطور که مسئولان هلال احمر میگویند، سگهای زندهیاب یکی از ستونهای حیاتی عملیاتهای امدادی هستند و امدادگران هلال احمر نیز از این ظرفیت برخوردارند. ویدیوییهایی از عملیات امدادی این سگها منتشر شده که لحظههای جستوجو را نشان میدهد.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با آتیه آنلاین درباره عقبماندگیهای درسی دانشآموزان به دلیل شرایط جنگی تاکید کرد: «خانوادهها نگران نباشند، درسهای عقبمانده دانشآموزان جبران میشود.»
سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان درباره وضعیت دانشآموزان بازداشتی میگوید: متاسفانه در برخی از استانها کودکان بازداشتی به جای مراکز کانون اصلاح و تربیت در زندانها در کنار دیگر زندانیان نگهداری میشوند.
گرانی دارو و افزایش هزینههای درمان، برخی بیماران را به نقطهای رسانده که به ناچار درمان را رها کرده و در انتظار پایان زندگی نشستهاند. شرایط برای بیماران مبتلا به سرطان سختتر از همیشه است. رشد چندبرابری قیمت داروها و روند درمان بسیاری از آنها را در دوراهی تلخ «ادامه درمان یا تامین هزینههای اولیه زندگی» قرار داده، وضعیتی که درد بیماری را با رنج ناتوانی مالی دوچندان کرده است. این گزارش، روایت فعالان مؤسسه خیریه «مهیار» است که بیماران تحت پوشش آن روزهای سختی را سپری میکنند.
دستفروشی دختران دانشآموز پدیده این روزهای شهر است. در برخی از خیابانهای اصلی دختران دانشآموز بساطی کوچک و ساده پهن کردهاند. بعضیهایشان کارهای دستی چوبی میفروشند و عدهای دیگر جوراب و بدلیجات دستساز. آنها نسل تازه ای از دخترانی هستند که میخواهند زندگی را از همین پیادهروها شروع کنند. فروغ تیموریان، کارشناس تعلیم و تربیت میگوید: «دانشآموزان دختری دارم که این روزها دستفروشی میکنند. برخی به خاطر داشتن تجربهای متفاوت و برخی دیگر به خاطر مسائل اقتصادی این کار را انجام میدهند.»
بر اساس اخبار و اطلاعات رسمی منتشرشده، نوجوانان در این اعتراضات حضور پررنگی داشتند اما هنوز از سرنوشت دانشآموزان بازداشتی خبری وجود ندارد. وزارت آموزش و پرورش میگوید آنها کودکان خارج از چرخه تحصیل بودند اما فعالان حوزه تعلیم و تربیت و نمایندگان مجلس خواهان رسیدگی به وضعیت دانشآموزان بازداشتی از سوی وزارت آموزش و پرورش هستند.
مشاغل پلتفرمی به سرعت بازارهای جهانی را تصرف میکنند. کاربران از سرعت، سهولت و شفافیت سکوها راضیاند و زندگی روزمرهشان سادهتر شده، اما در سوی دیگر، فعالان این مشاغل از محدودیتها، ناامنی، نبود بیمه و فشارهای پنهان میگویند؛ واقعیتی که نشان میدهد پشت تصویر ساده و مدرن کار آنلاین، چالشهای جدی برای نیروی کار و حتی اعتماد عمومی پنهان مانده است.
«ندای ماندگار» فقط یک خانه نیست؛ جایی است برای ساختن دوباره زندگی. محبوبه یکی از زنانی است که در این خانه، راه تازهای برای خود پیدا کرد. دختری که خیلی زود و به اجبار ازدواج کرد و با ترس، افسردگی و بیپناهی زندگی کرد. این خانه برای زنانی مثل محبوبه، نقطه آغاز یک زندگی مستقل است. برای ادامه فعالیت مؤسسه «ندای ماندگار» میتوانید کمکهای خود را به شماره حساب زیر واریز کنید: شماره کارت پاسارگاد ندای ماندگار ۰۰۱۱ ۰۰۵۱ ۲۹۷۰ ۵۰۲۲ شماره شبا حساب ندای ماندگار IR850570032011014359029001
تهران برای بسیاری از زنان مهاجر، تنها یک مقصد اقتصادی نیست، بلکه فضایی برای کسب استقلال فردی و بازتعریف هویت است. این پدیده با افزایش سهم زنان در آمار مهاجرت و گسترش زندگی در پانسیونها، نشاندهنده تحولی عمیق در نقش اجتماعی زنان ایران است.