بازگشت اجباری به کار؛ چاره نیمی از سالمندان ایرانی برای فرار از فقر
« فقط نیمی از سالمندان در ایران از حقوق بازنشستگی برخوردارند.» این آماری است که سمانه گلاب، پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی ارائه میکند. این درحالیست که هزینههای درمانی خانوادههای دارای سالمند دو برابر بیشتر است و بخشی از سالمندان مجبور به بازگشت به بازار کار شدهاند. با توجه به رشد ناپایدار اقتصاد و کاهش پساندازها، آینده سالمندان ایرانی با چالشهای جدی روبهرو است.
سمانه گلاب، پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی با تأکید بر اهمیت تفکیک مفهومی بین سالمندی و بازنشستگی به آتیهآنلاین میگوید: در ایران، بسیاری از افراد بازنشسته محسوب میشوند، اما از نظر سن، در تعریف سالمندی نمیگنجند. بهعنوان مثال، گروه سنی ۴۸ تا ۵۹ سال ممکن است بازنشسته شده باشند، اما هنوز سالمند تلقی نمیشوند.در مقابل، برخی از افراد نیز سالمند هستند، اما به دلیل نداشتن سابقه بیمه یا شرایط شغلی خاص، هیچگونه حقوق بازنشستگی دریافت نمیکنند و همچنان مجبورند برای تأمین معاش، به کار ادامه دهند. این وضعیت نشان میدهد که ما باید در سیاستگذاریها، این تفکیک را به دقت لحاظ کنیم.
گلاب ادامه میدهد: نکته مهم دیگر این است که اقتصاد کشور طی دهههای گذشته رشد پایداری نداشته و عملاً خانوادهها و همه اقشار جامعه، بهویژه سالمندان، تحت فشار اقتصادی قرار گرفتهاند. در سراسر دنیا سالمندان گروهی شناخته میشوند که امکان کار کردن برایشان محدودتر است و از این رو در صورت نبود حمایت کافی بیشتر تحت تاثیر شرایط منفی اقتصادی قرار میگیرند.
او با بیان اینکه سالمندان توان کمتری برای تطبیق با شرایط سخت اقتصادی دارند، اضافه میکند: برخلاف سایر گروهها که میتوانند با چند شغل یا کارهای متنوع بخشی از فشار اقتصادی را جبران کنند، سالمندان باید عمدتاً بر پایه پساندازهای گذشته یا درآمدهای مکمل زندگی کنند، که این درآمدها هم اغلب ناکافی است.
این پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی به چالشهای اقتصادی سالمندان در ایران هم اشاره میکند و میگوید: اگر به وضعیت فردی نگاه کنیم، متوجه میشویم که درصد زیادی از زنان در ایران وارد بازار کار نشدهاند و به همین دلیل، سالمندانی که به صورت فردی حقوق بازنشستگی دارند، بهویژه در میان زنان، نسبتاً کمتر هستند.
گلاب به دادههای مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ که در پژوهش شاخص دیدهبان سالمندی آمده است، اشاره میکند و میگوید: خانوادههای سالمندی که دارای حقوق بازنشستگی هستند، کمتر از ۱۰ درصدشان شاغل هستند. در حالیکه برای خانوادههای سالمندی که حقوق بازنشستگی ندارند، این رقم به حدود ۲۷ درصد میرسد. این نشان میدهد که بسیاری از سالمندان به ویژه آنهایی که درآمد بازنشستگی ندارند مجبور به بازگشت به بازار کارند.
این اقتصاددان در ادامه اضافه میکند: هرچند که برخی سالمندان ممکن است از روی انتخاب به کار بازگردند، اما بسیاری از آنها به دلیل کمبود منابع مالی و نیاز به درآمد مکمل بازنشستگی، مجبور به این کار میشوند.
او همچنین به تفاوت سبد هزینههای سالمندان با دیگر گروههای سنی اشاره میکند و میگوید: سبد هزینههای سالمندان ممکن است متفاوت از هزینههای سایر گروههای سنی باشد. مطالعات نشان داده که خانوادههایی که دارای سالمند هستند، در زمینه هزینههای بهداشت و درمان بهطور قابل توجهی با هزینههای بیشتری روبهرو هستند. این هزینهها تقریباً دو برابر بیشتر از خانوادههایی است که اعضای سالمند ندارند.
گلاب اضافه میکند: خانوادههایی که فرد سالمند دارند بهطور متوسط حدود ۱۰ درصد از بودجه خود را صرف هزینههای بهداشت و درمان میکنند. این مسئله فشار زیادی را بر این خانوادهها وارد میآورد، بهویژه زمانی که دست کم ۴۵ درصد از خانوادهها حقوق بازنشستگی ندارند.
به گفته او نوع بیمه درمانی نیز میتواند تفاوتهای زیادی ایجاد کند. بهطور مثال، افرادی که تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی هستند، ممکن است از بیمه درمانی با کیفیت متفاوتی نسبت به کسانی که بیمههای تکمیلی یا خصوصی دارند، برخوردار باشند. این موضوع باعث میشود که برخی خانوادهها هزینههای بیشتری برای درمان و مراقبتهای پزشکی سالمندان خود متحمل شوند.
او مسئله فقر سالمندان را یک هشدار جدی میداند و اضافه میکند: جوانان و میانسالانی که در حال حاضر در بازار کار رسمی حضور کمتری دارند در آینده ممکن است با دشواریهای بیشتری روبرو شوند و درآمدها به اندازهای نیست که بتوانند پسانداز مناسبی برای دوران سالمندی داشته باشند.
گلاب همچنین به تغییرات سریع در بازار کار اشاره میکند و میگوید: با پیشرفتهای تکنولوژیک و ورود ابزارهای جدید مانند هوش مصنوعی، مشاغل در حال تغییر هستند. در گذشته، فردی که به سالمندی میرسید، فاصله کمی از بازار کار داشت و امکان این را داشت که به کار خود ادامه دهد، اما اکنون با تغییرات سریع تکنولوژی، تطبیق با این تغییرات برای سالمندان آینده دشوارتر خواهد شد.
او در ادامه با اشاره به کوچکتر شدن خانوادهها میگوید: خانوادهها به سمت یک نفره یا دو نفره شدن میروند و سالمندان ممکن است نتوانند به اندازه گذشته از درآمدهای خانوادگی استفاده کنند. با این روند، احتمالاً سالمندان آینده با چالشهای اقتصادی بیشتری روبرو خواهند شد. سوال اصلی این است که نهادهای قانونگذار و حمایتی چه کارهایی باید انجام دهند و چه راهکارهایی برای پیشگیری از این بحران دارند.
این پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی ، در ادامه به چالشهای اقتصادی سالمندان و وابستگی مسائل اقتصادی به یکدیگر اشاره میکند و اضافه میکند: برای حل این مشکلات، باید یک راهحل جامع در نظر گرفت. شاهکلیدهای این موضوع افزایش نظارت و تقویت قدرت دولت در بازار کار و به عبارتی گسترش بازار کار رسمی است تا افراد بیشتری تحت پوشش بیمه قرار بگیرند. این امر در گام اول میتواند بخش بزرگی از مشکلات را کاهش دهد.
او دومین موضوع را دستمزد میداند و میگوید: تا زمانی که دستمزدها سرکوب شوند و نتوانند هزینههای امروز زندگی را تأمین کنند، حقوق بازنشستگی نیز در آینده قادر به تأمین نیازهای سالمندان نخواهد بود.
گلاب در نهایت به لزوم گسترش چتر حمایتی سالمندی فراتر از صندوقهای بازنشستگی عمومی اشاره میکند و اضافه میکند: حقوق بازنشستگی باید بهطور سالانه بهروز شود و تناسب آن با تورم حفظ شود. علاوه بر این باید توجه داشت که حقوق بازنشستگان وابسته به حق بیمه پرداختی در دوران اشتغال است، و این حقوق برای برخی گروهها که شرایط اشتغال رسمی ندارند، مهیا نیست. این مسئله نیازمند توجه بیشتر و اصلاحات جدی در سیستم رفاهی است تا بتواند برای افراد سالمند بدون حقوق بازنشستگی نیز حمایتهای اساسی فراهم آورد. البته در صورتی که دولت بهطور جدی از بازار کار حمایت نکند و فقط چتر حمایتی را گسترش دهد، ممکن است این حمایتها ناکافی باشد. همچنین باید مالیاتها بهطور مؤثر در تأمین مالی صندوقها و حمایت از سالمندان استفاده شوند.

















