خبر حملهها به جنوب با خبر شهادت دو جوان صیاد اهل بندرعباس در حمله ۱۸ تیرماه شروع شد. خبرهای جنگ با خسارت به تأسیسات و زیرساختهای صیادی در بلوچستان، هرمزگان و بوشهر، و خبر شهادت یک نیروی قراردادی سازمان آب و فاضلاب خوزستان در منطقه «جراحی» خوزستان ادامه پیدا کرد.
مردم جنوب میگویند با وجود گستردگی حملات در بیشتر مناطق سواحل بسته نیستند اما صیادان به خاطر شرایط بحرانی به دریا نمیروند. تعدادی از آنها قایقها و لنجهایشان را از دست دادهاند و چند نفر در حملات اخیر به شهادت رسیدهاند که پیکر تعدادی از آنها هنوز شناسایی نشده است.
سخنگوی دولت هفته گذشته اعلام کرد که احتمالا ۳۰ نفر غیرنظامی در حملات اخیر امریکا تا قبل از روز چهارشنبه به شهادت رسیدهاند اما گفتوگوهای آتیهآنلاین با برخی منابع محلی در استانهای ساحلی جنوب نشان میدهد آنها که در خطوط ساحلی و اسکلهها و حین صیادی به شهادت رسیدهاند از این تعداد بیشترند.
در هرمزگان از همان ابتدای حملات چند لنج و قایق آسیب دیدند اما هنوز دستوری برای توقف صیادی و ممنوعیت آن از سوی مقامات صادر نشده است. علی اسلامی، از مدیران اتحادیه تعاونیهای صیادان هرمزگان که این خبر را میدهد میگوید بسیاری از صیادهای این منطقه به دلیل فشارهای اقتصادی پس از جنگ ۴۰ روزه و نیاز شدید، هنوز به ماهیگیری ادامه میدهند: «صیدها فقط کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافته است و هنوز صیادانی هستند که در این شرایط خطرناک کار میکنند.» به گفته او تا به حال هفت نفر از صیادان این استان که عضو تعاونیهای صیادی بودند، حین حملات به شهادت رسیدند که اسامی آنها بهزودی منتشر میشود.
برای صیادان کنارک و چابهار الان فصل ماهیگیری نیست و آنها باید به مناطق دورتری بروند، مثلا تا نزدیکی خط استوا در اقیانوس هند. آراهیش، از صیادان ساکن چابهار میگوید بعضی شناورها با وجود حملات موشکی و هوایی آمریکا به عمق اقیانوس رفتهاند و بیشتر آنها هنوز برنگشتهاند: «راه ارتباطی با آنها به دلیل اینکه تا نزدیکی خط استوا در اقیانوس هند نیز میروند، برقرار نیست.»
محاصره دریایی و حملات موشکی و هوایی امریکا به این مناطق دریا را از صیادان گرفته است و خودشان اغلب این روزها به دریا نمیروند اما دستوری هم برای توقف صیادی نیامده است. آنها که نیاز مالی بیشتر یا خانواده گستردهتری دارند با لنج در آبهای بسیار نزدیک به سواحل صیادی میکنند و اغلب با بار کمی برمیگردند. آراهیش میگوید از میان همینها در روزهای گذشته یک لنج کوچک با دو سرنشین گم شدهاند: «در جنگ ۴۰ روزه یک قایق و دو لنج آسیب جدی دیدند. وقتی جنگ دوباره شروع شد هم در چابهار یک صیاد دیگر شهید شد. بعد از آن پنج صیاد دیگر در یک لنج مستقیم از طرف یک ناو امریکایی مورد اصابت قرار گرفتند و به شهادت رسیدند که هنوز اسامی آنها را نداریم.»
صیادها با سیستم جی.پی.اس مسیرشان را در آبهای دورتر پیدا میکردند و راهبری میکردند که به دلیل شرایط جنگی مدتهاست قطع شده است. راشد کنگونی خبرنگاری در بندر لنگه درباره وضعیت این منطقه تا بندر معلم میگوید. او هم تایید میکند که ممنوعیت صیادی هنوز در استان هرمزگان و از سوی فرمانداری بندرلنگه اعلام نشده، ولی از آنجایی که درگیری و جنگ وجود دارد و از همه مهمتر جی. پی. اس فعال نیست، صیادها نمیتوانند کار کنند. او و خبرنگار دیگری از همین منطقه خبر میدهند که در اسکله بندر لنگه ۱۷ لنج و قایق که اغلب چوبی، قدیمی و آسیبپذیر بودند، خسارت دیدهاند. در روستایی در ۱۰ کیلومتری بندر لنگه در کنار خط ساحلی (به نام مورلو) هم پنج لنج و قایق آسیب دیدند. این لنجها و قایقها خالی بودند و به کسی آسیب جانی نرسید: «ولی صدها خانواده با آسیب گسترده و سوختن کامل برخی لنجها از نان خوردن افتادند. افرادی تمام هست و نیست خود را با وام داده بودند تا لنج یا قایقی بخرند که یا آن را اجاره دهند و یا خودشان با آن کار کنند. زندگی آنها با چند شلیک نابود شده است. لنجهایی در بندر لنگه آتش گرفت و به زیر آب رفت. اما در بندر معلم شنیدیم که ۶ نفر از صیادان درون شناورهای چوبی زندهزنده سوختند و به شهادت رسیدند و هنوز پیکرهایشان شناسایی نشده است.»
یکی از این خبرنگاران محلی با اشاره به مفقود شدن برخی از صیادان، از شهادت برخی دیگر میگوید: «۶ صیاد که در شرایط اقتصادی اخیر مدتی صیادی نکرده بودند، با قایق خود به خاطر بسته بودن خط ساحلی امارات از بندر معلم (در نزدیکی بندر لنگه) به عمان میرفتند و بار میآوردند. از این تعداد چهار نفر شهید و دو نفر نیز به دلیل حمله آمریکا مفقود شدند.» رحمانی، از اعضای شورای دهیاریهای منطقه بندر معلم این خبر را تایید میکند و میگوید این صیادان قبل از شروع دوباره جنگ در تیرماه به شهادت رسیدهاند و اسامی آنها را میگوید: «این ۶ نفر صیاد از اهل سنت منطقه بودند، «سالم دهبانی»، «عمر سمرا»، «محمد سرپرست» و «اسماعیل ملک» شهید شدند. «محمد محمدپور» و «شهاب بهرهنورد» نیز در جریان شلیک به قایقی که از بندر معلم به عمان رفته بود، مفقود شدند. »
نعیم، یک کارگر کارگاه چوببری در کیش که با برخی کارگران لنجسازیها مرتبط است میگوید: «بخش زیادی از اسکلهها و شرکتهای کیش در همان آغاز جنگ تعطیل شدند و ما به شهرهایمان برگشتیم. من خودم اکنون به ایرانشهر بازگشتهام اما خبر دارم که فعالیتهای اسکلهها در این جزیره نیز تقریبا متوقف شده است.»
ابراهیم پیرایش، دبیر اجرایی خانه کارگر بندر امام نیز با اشاره به خبر شهادت یک نیروی قراردادی سازمان آب و فاضلاب خوزستان در منطقه «جراحی» میگوید: «این کارگر در ایستگاه پمپاژ آب به شهادت رسید اما سواحل خوزستان هنوز درگیر جنگ نشده و آسیبی از این ناحیه به صیادی نرسیده است. با این وجود فرمانداری بندر ماهشهر و بندر امام، به تمامی اسکلهها ابلاغ کرده که حرکت شناورهای خصوصی و صیادی ممنوع شده است. به همین دلیل با وجودی که قایقها و شناورها آسیب ندیدهاند، صیادان این منطقه فعالیتی ندارند. این وضعیت تا هندیجان و بندر دیلم در استان بوشهر ادامه دارد.»
اما وضعیت بندرعباس به گفته رضا، یکی از فعالان اجتماعی ساکن این شهر با کیش و خوزستان متفاوت است: «در بندرعباس اسلکه و منطقهای به نام پشت شهر داریم که بومیها به آن پوشهر میگویند. یکی از حملات به این منطقه باعث شهادت یک سرباز وظیفه شده و علاوه بر این، نگهبان پیمانی استخدام دریابانی نیز در اثر حمله موشکی آمریکا، هر دو پای خود را از دست داده است. تعداد ۳ قایق و لنج صیادها کاملاً منفجر شده و بقیه شناورها آسیب جزئی دیدند که تعداد آنها در این منطقه نزدیک به بندرعباس که بیشترین صیاد را دارد، ۲۰ عدد بوده است. خسارات این دسته از صیادان با هزینههای ۲۰ تا ۱۰۰ میلیون تومانی قابل جبران است اما آن ۳ لنج کامل از بین رفتند و خانوادههای مالک آن اصلا وضعیت خوبی ندارند».
این فعال اجتماعی به برخی حواشی نیز اشاره میکند و میگوید: «اسکله تا مدتی موقتاً به دلیل تخریب زیاد ناشی از حملات هواپیماها بسته است. البته دریا هنوز برای صیادی بسته نیست. خبر بد اما این است که برخی تورهای گرانقیمت و برخی ابزارآلات نزدیک به ۱۰ میلیارد تومانی قایقهای صیادی در آتش سوختند. قسمت تلخ ماجرا این است که در آن چند ساعت هرج و مرج پس از حمله در اسکله پشت شهر، از برخی قایقهای آسیبدیده و سوخته دزدی شده و در برخی موارد موتور قایق، بنزین و سایر اموال سرقت شد. هرچند برخی از اموال و تجهیزات در اثر موج موشکها پرتاب شده بود که بعداً پیدا شد.»
از کنارک و چابهار تا بندرامام و ماهشهر مردم روزها و شبهای تکاندهندهای را گذراندهاند و بسیاری از مقامات و مسئولان روابطعمومیها در شرایط پاسخگویی نیستند.
صیادان و شاغلان مناطق قابل صید و کارگران اسکلهها پیش از این نیز اوضاع خوبی نداشتند. در میان حدود ۲۰۰ هزار نفر صیاد جنوب کشور و خانوادههایشان، فقط نیمی از آنها مجوز داشتند و با خدمات دولتی و بیمهای حمایت میشوند. حتی با اینکه در دولت قبل بعضی اقدامات بیمهای و صدور مجوز آسان برایشان شروع شد. یعقوب دوجی، مدیرعامل اتحادیهی سراسری تعاونیهای صیادی ایران دو سال قبل درباره وضعیت معیشتی صیادان کشور گفته بود: «در ایران ۱۵۰ هزار صیاد مجاز داریم و دو برابر این تعداد صیادان غیرمجاز هستند که از این ۳۰۰ هزار نفر، ۲۰۰ هزار نفر در جنوب کشور فعال هستند».
او درباره وضعیت معیشتی این صیادان تاکید کرده بود: «۷۰ درصد صیادان توان پرداخت حق بیمه را ندارند. بیمه شغل صیادی، سخت و زیانآور است و یک زمانی بیمه و بحث سختی و زیان آوری آن از طرف دولت اجرا شد اما سریع کنار گذاشته شد. در این مناطق صید و صیادی با شناورها انجام میشود. ما ۱۲هزار فروند شناور در جنوب داریم. بعدا گفته شد افرادی که مالک این شناورها هستند نمیتوانند از معافیتهای بیمهای استفاده کنند؛ همین موضوع اوضاع معیشتی آنها را بدتر کرد.»
جنگ بار روی دوش صیادان را سنگینتر کرد. به نظر میرسد با وجود حساسیت اشتغال صیادان، در این شرایط تنها راه، کمک مسئولان برای جبران خسارت و تامین امنیت برای صید مجدد باشد؛ اما شروع همه این اقدامات، منوط به توقف جنگ است.
