در روزهایی که جنگ، زندگی روزمره را زیر سایه خود برده بود، جمعی از هنرمندان سینما، تئاتر و موسیقی با حضور در آیینی مشترک، از امدادگران هلال احمر تقدیر کردند؛ امدادگرانی که در روزهای بحران، بیوقفه در کنار مردم ایستادند. مراسمی با حضور نمایندگان خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی که بیش از هر چیز، ادای احترام به انسانیت، همدلی و ایثار در روزهای دشوار بود.
پس از هفتهها سکوت اجباری صحنهها در سایه جنگ، سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی بار دیگر با موسیقی جان گرفت؛ جایی که گروه «لیان» با ریتمهای جنوبی و موسیقی بومی بوشهر، نخستین شبهای بازگشت کنسرتها را رقم زد. اجرایی که فراتر از یک برنامه موسیقی، نشانهای از بازگشت تدریجی شور جمعی و نفس کشیدن دوباره فضای فرهنگی بود؛ گروهی که سالهاست موسیقی فولکلور جنوب را با رنگوبویی معاصر به مخاطبان معرفی میکنند.
در روزهایی که جنگ، سایهاش را بر شهر انداخته و آتشبس، مردم را میان اضطراب و انتظار نگه داشته، در بخش نوزادان بیمارستان هنوز صدای تولد شنیده میشود. کودکانی که در سختترین روزها چشم به دنیا باز میکنند تا یادآوری کنند زندگی، حتی میان دود، نگرانی و اخبار جنگ، هیچوقت متوقف نمیشود و امید همیشه راهی برای ادامه پیدا میکند.
در جنوب تهران و نزدیک به شهر ری، جایی میان صدای ماشینآلات و بوی روغن صنعتی، کارخانه ایرانول بهعنوان یکی از زیرمجموعههای شستا نقشی فراتر از یک واحد تولیدی ایفا میکند؛ مجموعهای که با تأمین روانکار صنایع و حملونقل و نیروگاهها، بخشی از چرخ اقتصاد و اشتغال کشور را به حرکت درآورده و پیوند مستقیمی با سرمایههای کارگران و بیمهشدگان تأمین اجتماعی دارد.
بعد از روزهایی که جنگ، سکوت را به خطوط تولید کارخانه های ایران نزدیک کرده بود، حالا یک ماهی است که دوباره صدای دستگاهها در کارخانههای سراسر کشور شنیده میشود؛ کارگرانی که به خط تولید بازگشتهاند، اینبار نه فقط برای ساخت و ساز و انجام وظیفه کارگری، بلکه برای زنده نگه داشتن جریان تولید و حرکت دوباره چرخ صنعت ایران. اینجا امید و تعریف دوباره زندگی، میان دستهای روغنی و دستگاههای روشن جان گرفته است.
نعمتآباد تهران، محلهای که پیشتر با دستفروشیهای پراکنده شناخته میشد، حالا در مسیر ساماندهی کسبوکارها قرار گرفته است. با این حال، مشاغل کاذب و فعالیتهای غیررسمی هنوز در گوشه و کنار دیده میشوند. این تغییر، هم فرصتی برای فروشندگان قانونی ایجاد کرده و هم نشان میدهد که نظم در بازار دست دوم تهران هنوز کامل نشده است.
پس از ماهها تعطیلی به دلیل جنگ و محدودیتهای فرهنگی، تئاترهای تهران دوباره درهای خود را به روی مخاطبان گشودند. نمایش «زندانی خیابان دوم» در تئاتر شهر، نمونهای از بازگشت زندگی و هنر به صحنهها بود. این اجرا، علاوه بر روایت داستان، شور و امید را در سالنهای تاریک و خالی گذشته بازگرداند.
خلازیر یکی از محلههای جنوب غرب تهران است که به دلیل نزدیکی به مسیرهای حمل و نقل و جمعیت کمدرآمد، به محلی برای جمعآوری و فروش کالاهای دست دوم و اسقاطی تبدیل شده است. در بازار خلازیر تهران، اجناس اسقاطی جان تازه میگیرند و زندگی بسیاری از ساکنان حاشیهای میچرخد. این مشاغل کاذب، هرچند نانآور، بدون بیمه و امنیت شغلیاند و نشان از فقر، بیثباتی اقتصادی دارند.
زبالههایی که در طبیعت و فضای سبز رها میشوند، تنها یک مشکل ظاهری نیستند؛ آنها یک بحران زیستمحیطی هستند که با تهدید سلامت انسانها و اکوسیستمها همراه است. نباید فراموش کرد که رها کردن زباله در دل طبیعت نه تنها زیبایی محیط را از بین میبرد، بلکه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت انسانها و موجودات زنده دارد.
آزمایشگاهها، قلب تپندهی علم و بهرهگیری آن در سلامت بشر امروزی هستند. این فضاها با ترکیب تجهیزات پیشرفته و ذهنهای خلاق متخصصان آزمایشگاهی، به مرزهای جدیدی از دانش پزشکی و تشخیص بیماریهای میرسند. در این گزارش تصویری، سفری خواهیم داشت به دنیای آزمایشگاهها، جایی که هر تجربه و آزمایش، قدمی به سوی سلامتی انسان امروزی بر میدارد.
آیین تجلیل از کارگران و گروههای کار نمونه سراسر کشور و تلاشگران خدمات شهری در جنگ رمضان به مناسبت فرا رسیدن هفته کار و کارگر با حضور احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.
بعد از دو ماه وقفه در مسابقات ورزشی به دلیل شرایط جنگی، ورزشکاران ووشو با شور و شوقی دوباره به میادین بازگشتند تا عزم و اراده خود را برای دستیابی به موفقیتها نشان دهند و برای پیراهن تیم ملی با هم رقابت کنند. این مسابقات به عنوان نمادی از بازسازی و امید در جامعه ورزش کشور، نه تنها به معنای آغاز دوباره رقابتها، بلکه به نمایش گذاشتن توانمندی و همبستگی ورزشکاران در شرایط سخت نیز است.
در تمامی ساعات شبانه روز، زمانی که شهر در سکوتی نیمهخواب فرو رفته یا هیاهوی روزمره خود را سپری میکند، رفتگران نارنجیپوش همواره مشغول کارند. بیوقفه و بیادعا، خیابانها را جارو میزنند و زبالهها را جمعآوری میکنند تا چهرهای پاکیزه از شهر برای آغاز یک روز تازه فراهم شود. روز کارگر، فرصتی است برای دیده شدن این تلاشهای پنهان؛ روایت دستانی خسته اما استوار که سهم بزرگی در سلامت، زیبایی و جریان زندگی شهری دارند.
روز جهانی کارگر فرصتی است تا به زحمات و تلاشهای بیوقفه کارگران شهرهای مختلف پرداخته و یادآور شویم که این افراد بیمنت، ستونهای اصلی رشد و پیشرفت هر جامعهای هستند. در این گزارش تصویری، به زندگی و کار روزانه کارگران سطح شهر پرداختهایم تا از نزدیک شاهد باشیم که چگونه با سختی زندگی میکنند و برای بهتر شدن جامعه، همیشه در حال تلاشاند.
زنان بازنشسته، سالها کار و مراقبت را در سکوت گذراندهاند؛ اما در سالهای پس از بازنشستگی، کمتر دیده میشوند. بسیاری از آنان که عمده عمرشان را در خانه یا مشاغل کمنمایان گذراندهاند، امروز با کمتوجهی و مقایسه نابرابر با مردان بازنشسته روبهرو هستند. این گزارش، روایت زنانی است که سهمشان از دیدهشدن هنوز کمتر از آن چیزی است که شایسته آنند.
با اعلام آتشبس، ساحل دوباره جان گرفت؛ خانوادهها قدم زدند، کودکان در موجها دویدند و صیادان قایقها را به آب سپردند. تورها پهن شد و بوی دریا با صدای خنده درهم آمیخت. این گزارش تصویری از مردمی است که کنار صیادان، در فاصلهای کوتاه از روزهای جنگ، لذت ساده دریا و نشانههای بازگشت آرامش را در کنار دریا تجربه کردند.
یکشنبه بازار پس از آتشبس میزبان خانوادههایی شد که برای خرید و بازگشت به ریتم زندگی عادی آمده بودند. سبدها از میوهها و سبزیهای تازه پر شد و گفتوگوها و جریان زندگی میان غرفههای فروش کالاها از سر گرفته شد. این گزارش تصویری از بازاری است که در آن انتخابهای ساده به نشانه زندگی سالم و تلاش مردم برای شروعی آرام پس از روزهای جنگ تبدیل شده است.
باران شبانه بر خیابانها میبارید و مردم پس از روزهای سنگین جنگ و اعلام آتشبس به شهر برگشته بودند. چراغ مغازهها روشن و چترها در رفتوآمد خریداران باز شده بود. این گزارش تصویری از شبی است که میان قطرهها و نورها، زندگی دوباره در پیادهروها جریان یافت و مردم با خرید و گفتوگو بازگشت آرامش در شهر را تمرین کردند.