به گزارش آتیهآنلاین، بازار بررسی وضعیت این بازار نشان میدهد که گرانی لوازم خانگی را نمیتوان صرفاً به یک عامل نسبت داد. افزایش هزینه مواد اولیه، نوسانات نرخ ارز، دشواری تأمین قطعات، هزینههای حملونقل و دستمزد، همگی بر قیمت تمامشده محصولات اثر میگذارند. با وجود گسترش تولید داخلی، وابستگی بخشی از زنجیره تولید به مواد اولیه و قطعات وارداتی همچنان صنعت را در برابر نوسانات اقتصادی آسیبپذیر نگه داشته است.
افزایش هزینههای تولید در شرایطی به رشد قیمت محصولات منجر شده که توان مالی خانوارها با همان سرعت افزایش نیافته است. نتیجه این ناهماهنگی، فاصله بیشتر میان قیمت کالاها و قدرت خرید مصرفکنندگان است؛ فاصلهای که به کاهش معاملات و طولانیتر شدن دوره رکود دامن میزند.
از سوی دیگر، نوسان قیمتها تصمیمگیری را برای خریداران و فروشندگان دشوار کرده است. مصرفکننده نمیداند خرید امروز بهصرفهتر است یا باید برای روشنتر شدن وضعیت بازار منتظر بماند. فروشنده نیز در شرایطی که هزینه جایگزینی کالای فروختهشده ممکن است تغییر کند، با ریسک بیشتری فعالیت میکند. این بیثباتی میتواند خریدها را به تعویق بیندازد و رکود را تشدید کند.
یکی از پیامدهای کاهش قدرت خرید، تغییر رفتار خانوارهاست. بسیاری از مصرفکنندگان بهجای تعویض یخچال، ماشین لباسشویی یا دیگر وسایل منزل، ابتدا هزینه تعمیر آنها را بررسی میکنند. خرید کالای کارکرده نیز برای بخشی از مردم راهی برای کاهش هزینههاست.
این تغییر، اگرچه به خانوارها کمک میکند نیازهای ضروری خود را با هزینه کمتری برطرف کنند، نشاندهنده دشوارتر شدن دسترسی به کالاهای نو نیز هست. در چنین شرایطی، صرف افزایش ظرفیت تولید لزوماً به معنای رونق بازار نیست؛ زیرا تولید زمانی به فروش پایدار منجر میشود که مصرفکننده توان خرید محصول را داشته باشد.
فروش اقساطی و اعتبار خرید میتواند بخشی از تقاضای متوقفشده را به بازار بازگرداند، اما این روش بهتنهایی برای حل مشکل کافی نیست. تسهیلات باید با توان بازپرداخت خانوارها متناسب باشد و در عین حال، ریسک مالی فروشندگان را افزایش ندهد. اگر هزینه تولید و قیمت کالاها همچنان بیثبات بماند، خرید اعتباری نیز ممکن است نتواند به رونق ماندگار منجر شود.
به گزارش ایسنا،بازگشت رونق به بازار لوازم خانگی به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد. ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی و ارزی، تسهیل تأمین مواد اولیه و قطعات، بهبود دسترسی تولیدکنندگان به نقدینگی و شفافسازی سازوکار قیمتگذاری میتواند از فشار هزینهای بر صنعت بکاهد.
در کنار این اقدامات، تقویت قدرت خرید خانوارها و طراحی تسهیلات اعتباری متناسب با شرایط اقتصادی مردم اهمیت دارد. کنترل قیمت نهایی بدون توجه به هزینههای تولید ممکن است مشکلات تازهای ایجاد کند؛ همانطور که حمایت از تولیدکننده بدون در نظر گرفتن توان خرید مصرفکننده، به فروش بیشتر منجر نخواهد شد.
در نهایت، خروج از رکود زمانی امکانپذیر است که تولیدکننده بتواند با هزینهای قابل مدیریت به فعالیت ادامه دهد و مصرفکننده نیز برای خرید کالاهای ضروری توان مالی کافی داشته باشد. بازگرداندن ثبات به زنجیره تأمین و توزیع، در کنار حمایت هدفمند از تقاضا، میتواند مسیر رونق پایدار این بازار را هموار کند.
