سال تحصیلی جدید برای ۹۰ دبستانی روستاهای نوشیروانکلا، قمیکلا، معلمکلا، شیخمحله، عالیزمین، قصابامیر، قصابزالکان، ساداتمحله و آهنگرکلا روی حصیر و در حیاط مدرسه ۸۰ ساله روستا شروع شد، مدرسهای که سقف آن خراب شده و آموزش و پرورش فکری به حالش نمیکند و بچهها مجبور به ماندن در حیاطاند. در این میان آموزش و پرورش یک مدرسه دیگر روستا را که اهالی خود زمینش را در دهه ۷۰ برای ساخت دبیرستان اهدا کردند و در ساختنش مشارکت داشتند چند سال قبل به یک مدرسه غیرانتفاعی آن هم در مقطع دبستان اجاره داده است. پدران و مادران دانشآموزان روز اول مهر در حیاط مدرسه قدیمی روستا تجمع کردند و یکبار دیگر خواستند تا مدرسه از اجاره غیرانتفاعی خارج و به این ۹۰ بچه داده شود. اهالی درباره مالکیت ملک، نحوه اجاره آن، مبلغ قرارداد و اینکه چرا فضای آموزشی مورد نیاز دانشآموزان محلی به مدرسهای غیردولتی اختصاص یافته، از آموزش و پرورش گلایه دارند. نامه به تمامی ارگانها نوشتهاند و چند باری هم کارشناسی از طرف آموزش و پرورش آمده و حق را به مردم روستا داده اما همچنان ملک در اختیار مدرسه غیرانتفاعی است و بچهها سال جدید را در مدرسه قدیمی و تخریب شده شروع کردند.
روستای نوشیروانکلا در ۱۵ کیلومتری بابل، دو مدرسه داشت. یکی را سال ۱۳۲۳ سید حسن فلاح نوشیروانی ساخت، مدرسهای ۸۰ ساله که از ابتدا محل آموزش ابتدایی شد. اما اواسط دهه ۷۰، اهالی روستا زمین بزرگی را برای ساخت یک دبیرستان اهدا کردند، خودشان در هزینههای ساخت آن سهیم شدند و حتی ساخت و سازش را انجام دادند. زمین هدیه داده شده چندین سال محل آموزش به دبیرستانیها بود اما بعد از آنکه تعداد دانشآموزان دبیرستانی کم شد، این مدرسه مدتی تعطیل شد. وقتی اهالی دیدند که ساختمان مدرسه دخترانه بلااستفاده مانده و دبستان روستا نیز روزبهروز فرسودهتر میشود، پیشنهاد کردند دانشآموزان ابتدایی به آن ساختمان منتقل شوند. اما این پیشنهاد عملی نشد. «سروش طالبی» عضو شورای روستای نوشیروانکلا ماجرا را اینطور توضیح میدهد: «زمین را مردم روستا به آموزشوپرورش حبه کردند و مدرسه جدید در آن ساخته شد اما بعد از کاهش جمعیت دانشآموزان و تعطیلی آن در سال ۱۴۰۱، پیشنهاد شد که ساختمان به پژوهشسرای ابتدایی شهرستان بابل تبدیل شود و دانشگاه نوشیروانی نیز در این طرح مشارکت کند. این پیشنهاد در ابتدا مورد موافقت قرار گرفت اما بعد، ماجرا تغییر کرد.»
طالبی میگوید پس از پایان دوره کرونا، در سال ۱۴۰۲، اهالی متوجه شدند ساختمان به یک مؤسسه غیردولتی اجاره داده شده و مدرسه غیرانتفاعی ابتدایی راهاندازی شده است: «فکر میکردم قرار است پژوهشسرا راه بیفتد. بعد متوجه شدیم ساختمان را اجاره دادهاند و مدرسه غیرانتفاعی شده است. نامهنگاریها را شروع کردیم؛ ابتدا با آموزشوپرورش و استانداری و بعد با نهادهای دیگر. سال ۱۴۰۳ نیز مردم روستا در اعتراض به این تصمیم تجمع کردند.»
به گفته او، اهالی حتی در مقطعی پیشنهاد کردند برای اینکه دانشآموزانی که در مدرسه غیرانتفاعی ثبتنام کردهاند بلاتکلیف نشوند، اجازه دهند مدرسه فقط یک سال به فعالیتش ادامه دهد. اما به گفته او، بعدتر خود اهالی به این نتیجه رسیدند که ادامه فعالیت مدرسه در همان یک سال نیز محل اشکال بوده است: «پیگیریها به مکاتبه با دفتر ریاستجمهوری در دوره پیشین و همچنین دفتر رهبری رسید. پس از این مکاتبات، نامهای به استانداری ارسال و کارشناسی برای بررسی موضوع انجام شد.»
کارشناسان فرستاده شده به روستا به آنها گفتند این مدرسه سندیت ندارد و آموزشوپرورش در این موضوع متخلف شناخته شد: «همچنین گفتند هر فعالیتی که قرار است در این محل انجام شود، باید با نظر مردم منطقه باشد.»
مدرسه غیرانتفاعی حدود ۱۰۰ دانشآموز دارد؛ اما مسئلهای که بیش از همه برای اهالی سؤالبرانگیز است، محل زندگی این دانشآموزان است، اغلب آنها از بابل به این روستا میآیند تا در این مدرسه غیرانتفاعی درس بخوانند: «از روستاهای قصابمحله و نوشیروانکلا فقط دو نفر در این مدرسه هستند. حدود ۹۸ درصد دانشآموزان از بیرون روستا میآیند، درحالیکه سقف مدرسه دولتی روستا دارد میریزد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ چطور با وجود این تعداد مکاتبات و مخالفتها همچنان این مدرسه که خود روستاییان آن را ساختهاند باید در تملک یک مدرسه غیرانتفاعی باشد؟»
آنها از وضعیت تحصیل فرزندانشان در مدرسه دولتی که آموزش و پرورش هیچ مسئولیتی در قبال تعمیر آن برعهده نگرفته خشمگیناند و میخواهند بدانند چطور یک مدرسه سالم را به یک فرد آن هم به صورت کاملا غیرقانونی اجاره دادهاند: «پیگیری اهالی همچنان ادامه دارد. ما اخیراً به سازمان بازرسی کل کشور مراجعه کردهایم و پس از آن نیز بازرسی دوبارهای انجام شده است. نتیجهای که به اهالی اعلام شده این بوده که مدرسه غیرانتفاعی باید تعطیل شود.»
نام مدرسه هشتاد ساله روستا، سیدحسین فلاح است و ۹۰ دختر و پسری که در آن درس میخوانند روز اول مهر را در حیاط شروع کردند چون سقف کلاسهای مدرسه تخریب شده و امکان ریزش وجود دارد. «هادی پورحسین قمی»، ولی یکی از دانشآموزان و رئیس انجمن دبستان، نگران وضعیت دانشآموزان است و برای همین هم او و سایر خانوادهها نگذاشتند بچهها داخل مدرسه بروند. حصیری در حیاط مدرسه پهن کردند تا بچهها سال جدید تحصیلی را شروع کنند: «خانوادهها طی دو سال گذشته چندین بار با فرمانداری بابل و آموزشوپرورش مکاتبه کردهاند و خواستار رسیدگی به وضعیت ساختمان شدهاند، مدرسه ایمن نیست و ما نگران سلامت بچهها هستیم.»
او به مدرسهای که در حال حاضر در اجاره غیرانتقاعی است هم اشاره و تاکید میکند که این کار غیرقانونی باید تمام شود: «در اسناد مربوط به ملک، کاربری آن عامالمنفعه عنوان شده است. همچنین بازرس استانداری درباره اصل اجاره دادن ملک و همچنین مبلغ اجاره ایراداتی مطرح کرده است. از طرف دیگر واریزی اجاره و مبلغ قرارداد با هم نمیخواند.»
به گفته او چون مالکیت ملک در اختیار آموزشوپرورش نیست، این اداره اساساً حق اجاره دادن آن را نداشته است: «چرا برای ثبتنام در این مدرسه غیرانتفاعی بچهها از بابل بیایند، در حالی که بچههای خود ما مدرسه ندارند؟»
او در ادامه میگوید که مدرسه ۸۰ ساله روستا، دانشآموزانی از روستاهای نوشیروانکلا، قمیکلا، معلمکلا، شیخمحله، عالیزمین، قصابامیر، قصابزالکان، ساداتمحله و آهنگرکلا را در شش پایه پوشش می دهد و حق بچهها تحصیل در مدرسهای سالم و دولتی است: «بچهها سال گذشته در کلاسها تشت میگذاشتند تا آب باران روی سرشان نریزد، این وضعیتی است که بچههای ما باید تحمل کنند؟»
فردی که اکنون مدرسه غیرانتفاعی را در اختیار دارد، حدود چهار ماه است قراردادش تمام شده اما همچنان آن ملک را ترک نکرده: «یکسری مدارس که ملکش متعلق به اداره آموزشوپرورش است میتوانند اجاره داده شوند، اما این ملک مال آموزشوپرورش نیست. همچنین خیرین مدرسهساز دلسرد شدهاند؛ میگویند چرا مدرسهای را که خودمان ساختیم، باید به غیرانتفاعی بدهند؟»

آمارهای اعلامشده از سوی آموزشوپرورش مازندران نشان میدهد سهم دانشآموزان مدارس غیردولتی در استان طی سالهای اخیر افزایش یافته است. حسین کمالی، مدیرکل وقت آموزشوپرورش مازندران، شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرد از مجموع ۵۲۷ هزار دانشآموز استان، ۴۱۷ هزار نفر در مدارس دولتی و ۱۰۰ هزار نفر در مدارس غیردولتی تحصیل میکنند؛ یعنی سهم مدارس غیردولتی حدود ۱۹ درصد بوده است.
فریدون کلبادینژاد، مدیرکل آموزشوپرورش مازندران، در سال ۱۴۰۴ سهم دانشآموزان مدارس غیردولتی را حدود ۲۲ درصداعلام کرد. بنابراین بر اساس آمار رسمی اعلامشده در دو مقطع، سهم دانشآموزان غیردولتی در استان از حدود ۱۹ درصد به حدود ۲۲ درصد رسیده؛ یعنی حدود سه واحد درصد افزایش. این ارقام البته افزایش سهم دانشآموزان را نشان میدهد و بهتنهایی برای اثبات افزایش تعداد خودِ مدارس غیردولتی کافی نیست. در سطح کشور نیز روند کلی مشابهی گزارش شده است؛ بهطوری که بر اساس یک پژوهش منتشرشده در سال ۱۴۰۴، سهم دانشآموزان مدارس غیردولتی از حدود ۳.۷ درصد در سال ۱۳۷۵ به حدود ۲۸ درصد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ رسیده است.
پژوهشنامه سیاستی مرکز پژوهشهای مجلس در شهریور ۱۴۰۳ نیز رابطه وضعیت اقتصادی خانوادهها و فرصتهای آموزشی را بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، فرزندان دو دهک بالای درآمدی سهم بیشتری از مدارس غیردولتی دارند و هزینه آموزشی سالانه آنها، بهویژه در دوره متوسطه، بهمراتب بیشتر از دهکهای پایین است. در مقابل، دانشآموزان دو دهک پایین عمدتاً در مدارس دولتی تحصیل میکنند. پژوهشگران همچنین نشان دادهاند که هزینههای مدارس غیردولتی و هزینههای جانبی آموزش میتواند بخشی از تفاوت عملکرد تحصیلی میان گروههای درآمدی را توضیح دهد.
پژوهشهای حاضر در روستای نوشیروانکلا معنای واقعیت گرفتهاند. اهالی روستا در سالهای اخیر تغییر نگاه روستاییان و بچههایشان را با حضور این مدرسه غیرانتفاعی دیدهاند و نمیدانند در شرایطی که خودشان برای ساخت آن مدرسه هزینه کردهاند چطور آموزش و پرورش آن را اجاره داده است. پیگیریهایشان همچنان ادامه دارد تا در سال جدید که چند روزی از آغازش میگذرد، بچهها به مدرسه سالم روستا برگردند و مدرسه ۸۰ ساله هم بالاخره تعمیر شود.