گزارش کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران با بررسی ساختمان آسیبدیده در 3 نقطه تهران به یک نتیجه مشترک رسیده است. هرجا مقابل ساختمان فضای باز وجود داشته موج انفجار امکان تخلیه بیشتری پیدا کرده و هرجا ساختمانها در فاصله کم از یکدیگر قرار گرفتهاند خسارت به املاک مجاور گسترش یافته است. این گزارش از همین زاویه سیاست افزایش تراکم و فروش طبقه برای تأمین هزینه بازسازی پس از جنگ ۱۲ روزه را زیر سؤال برده و هشدار داده که ادامه این مسیر میتواند تهران را در برابر حملات بعدی آسیبپذیرتر کند.
گزارشی که کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران در تیر ۱۴۰۵ تهیه کرده بحث را از تجربه جنگهای شهری سالهای اخیر آغاز میکند. غزه و سوریه و اوکراین نمونههایی هستند که در این سند به آنها اشاره شده است. استدلال گزارش این است که افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی فقط به معنای حضور تعداد بیشتری ساختمان و ساکن در محدوده اصابت نیست. تراکم بالا میتواند تخریب ناشی از هر پرتابه را در فضای پیرامونی گسترش دهد و از سوی دیگر ریزش آوار در شبکه معابر عملیات آواربرداری و امدادرسانی را مختل کند. گزارش از همین نقطه به سیاستهای ساختمانی تهران میرسد و میگوید فروش تراکم و طبقه پس از جنگ ۱۲ روزه با هدف تأمین هزینه بازسازی در مسیری مخالف تجربههای مورد استناد قرار دارد. نویسندگان سند معتقدند تأمین مالی بازسازی از محل افزایش تراکم میتواند آسیبپذیری شهر را در برابر تخریب و خسارت جانی افزایش دهد.
موضوع اصلی گزارش مفهومی است که از آن با عنوان «اثر دره شهری» یاد شده است. ساختمانهای بلند در دو سوی یک خیابان باریک میتوانند فضایی شبیه یک دره ایجاد کنند. در چنین فضایی موج انفجار امکان تخلیه آزادانه ندارد و بازتاب آن میان جدارههای ساختمانی میتواند شرایط متفاوتی نسبت به فضای باز ایجاد کند.
به همین دلیل نسبت عرض معبر به ارتفاع ساختمانها در این گزارش به یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی ایمنی تبدیل شده است. پیشنهاد سند این است که ابتدا معابر اصلی کلانشهرها با استفاده از شبیهسازی دینامیک سیالات یا CFD بررسی شوند تا تابآوری محدودههای شهری در برابر انفجار سنجیده شود. مرحله بعد نیز باید به بازنگری طرحهای تفصیلی و ضوابط ساختوساز برسد.
نسخه پیشنهادی کمیسیون برای این بازنگری دو محور اصلی دارد. نخست کاهش محصوریت معابر و پیشبینی فضای باز در بلوکهای شهری است. گزارش همچنین استفاده از دیوارهای انحرافی با زاویه ۴۵ درجه در طبقات فوقانی بعضی ساختمانها را مطرح کرده تا هم مسیر تخلیه موج انفجار بهبود پیدا کند و هم احتمال مسدود شدن معبر بر اثر آوار کاهش یابد. محور دوم کاهش تراکم ساختمانی و جمعیتی است. در این بخش حتی پیشنهاد شده برای جبران منافع مالکان در قطعاتی که تراکم آنها کاهش مییابد از سازوکار انتقال حق توسعه یا TDR و سیاست الحاق به بافت شهری استفاده شود.
در سند به استانداردهای نظامی آمریکا و استانداردهای بینالمللی و گزارشهای فنی و مقالات علمی استناد وتأکید شده در مناطق شهری پرخطر باید هندسه خیابان به شکلی باشد که از کانالیزه شدن موج جلوگیری شود. همین بخش استفاده از فاصله ایمنی و دیوارهای انحرافی ۴۵ درجه را نیز به عنوان راهکار مطرح کرده است.
دراین سند به موضوعاتی مانند عرض یک کوچه،ارتفاع ساختمان روبهروو فاصله دو بلوک، وجود یک بوستان یا زمین باز، تعداد طبقات یک ساختمان و تعداد افرادی که در یک هکتار زندگی میکنند توجه شده است .
تهران برای ایمنتر شدن فقط به مقاومسازی ساختمانها نیاز ندارد. شکل شهر نیز باید تغییر کند. کاهش تراکم ساختمانی و جمعیتی. جلوگیری از شکلگیری معابر محصور. حفظ و ایجاد فضای باز در بلوکها. بررسی حریم آوار. شبیهسازی معابر اصلی و بازنگری ضوابط طرحهای تفصیلی بخشی از پیشنهادهای سند هستند. در جمعبندی فنی نیز کنترل هندسی فضاها در رتبه نخست راهکارها قرار گرفته و بهینهسازی مصالح و اعتبارسنجی تحلیلی با دادههای تجربی در رتبههای بعدی آمدهاند.
از این زاویه بحث فروش تراکم بعد از جنگ فقط بحث درآمد شهرداری یا تعداد طبقات یک ساختمان نیست. پرسش گزارش این است که شهری که یک بار اثر انفجار را در بافت متراکم خود دیده است در بازسازی همان بافت چه مسیری را انتخاب میکند. اگر هزینه بازسازی با اضافه کردن طبقه و جمعیت تأمین شود ممکن است منابع مالی امروز شهر از مسیری به دست آید که هزینه حادثه بعدی را افزایش میدهد و پژوهشگران هشدار می دهند؛ بازسازی پس از جنگ نباید تهران را متراکمتر از قبل کند.
