به دنیا آمدن یک فرزند معلول، در درجه نخست خانواده را با چالشهایی مواجه میکند. فرد معلول برای انجام یک یا چند فعالیت در زندگی به یاری دیگران نیازمند است. یکی از جنبههای مهم زندگی فرد معلول، ارتباط او با محیط اطراف است. نگرش متقابل معلولان و محیط از جمله عوامل تعیینکننده بر کیفیت زندگی آنان است. نگرش تبعیضآمیز و پیشداوری جامعه نسبت به معلولان و طرز تلقی منفی فرد محلول نسبت به خودش از مهمترین مشکلات جامعه معلولان به شمار میرود.
کامران عاروان، مدیرعامل جامعه معلولان درباره عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی معلولان به آتیه آنلاین میگوید: «سبک زندگی، امکانات و شرایطی که به لحاظ پزشکی و اقتصادی در جامعه وجود دارد و نگاه و نگرش انسانها در بروز انواع معلولیتها مؤثر است. معلولیت میتواند به دلایل مختلفی از جمله ژنتیکی و مادرزادی، ضربه ناشی از تصادف، پرت شدن از ارتفاع، بیماری و.... ایجاد شود.»
به گفته او میزان تاثیرگذاری معلولیت بر زندگی فرد با توجه به جنسیت، وضعیت تحصیلی، شغلی و..... میتواند متفاوت باشد: «هرچند در صد سال اخیر در بحث پزشکی، توانبخشی، مراقبت، آموزش و اشتغال معلولان اقداماتی صورت گرفته و قوانینی از جمله قانون سه درصد اشتغال، قانون حمایت از حقوق معلولان (قانون جامع معلولان) تصویب شده اما عملاً هنوز نقصهای اصلی برای حضور افراد معلول وجود دارد.»
معلولیت همراه با مشکلات شناختی و حرکتی هزینه هم به همراه دارد: «مبلغ مستمری فرد معلول بسیار ناچیز است که البته همین هم شامل تمام معلولان نمیشود. با این حقوق چگونه یک خانواده میتواند معلول شدید خود را نگهداری کند؟ در حالی که هزینه مراقبت از یک معلول بسیار بالاست.»
براساس اعلام او بخش عمده هزینههای فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتار درمانی و تهیه لوازم توانبخشی برعهده خانواده و فرد معلول است و بسیاری از این هزینهها تحت پوشش بیمه قرار ندارند: «بسیاری از معلولان بیمه پایه ندرند و قادر به تأمین هزینههای توانبخشی نیستند. این مشکلات باعث به وجود آمدن چرخهای میشود که فرد معلول و خانواده را به سمت فقر یا زیر خط فقر سوق میدهد. بنابراین بایستی سهم پرداختی تأمیناجتماعی و خدمات درمانی افزایش یابد. بهزیستی و سازمانهای دیگر نیز تدابیری بیندیشند که تسهیلات مناسبی برای فرد معلول در نظر گرفته شود. دولتها باید در این زمینه سازوکار مناسبی را ترتیب دهند و به وعدههایشان عمل کنند تا شاهد اتفاقات خوشایندی برای فرد معلول باشیم.»
مدیر جامعه معلولان به نواقصی که قانون حمایت از حقوق معلولان دارد اشاره کرد و ادامه داد: «در نگاه اول، این قانون میتوانست بخش عمدهای از مشکلات ساختاری معلولان را برطرف کند اما بحث تأمین بودجه مورد نیاز در اجرای این قانون سنگ بزرگی پیش پای این دستاورد مهم اجتماعی شد.»
این قانون شامل معلولان خفیف و متوسط نمیشود: «بر اساس ماده (27) قانون حمایت از معلولان، حقوق افراد دارای معلولیت خیلی شدید که فاقد شغل و درآمد هستند باید برابر با حقوق پایه یک کارگر باشد در حالی که کمبود اعتبار و فقدان منابع مالی مناسب و هدفمند آن را عملا بیاثر کرده است و با توجه به افزایش تورم سالانه و هزینههای ناشی از معلولیت، دردی از معلولان دوا نمیکند.»
مناسبسازی اماکن و معابر عمومی برای تسهیل زندگی معلولان یکی از مسائلی است که بارها مورد تاکید قرار گرفته است: «یک فرد معلول جسمی- حرکتی، نیازهای متفاوتی نسبت به افراد عادی دارد. افراد معلول در خانههای عادی هم میتوانند زندگی کنند اما مطمئناً دچار مشکلاتی میشوند و آنطور که باید و شاید در خانه آرامش ندارند. برای داشتن خانهای با ویژگیهای خاص و متناسب برای این گروه از معلولان، به ناچار بایستی قیمت بیشتری پرداخت شود.»
به گفته عاروان علاوه بر خانههای مسکونی، لازم است وضعیت ساختمانهای اداری و اماکن عمومی نیز برای معلولان مناسبسازی شود.
او توضیح داد: «معلولان به عنوان بخش قابل توجهی از جامعه، دارای حقوق یکسانی با افراد عادی هستند و نباید محدودیتهای جسمی - حرکتی آنان مانعی برای عدم استفاده از امکانات حملونقل شهری باشد. وسایل نقلیه عمومی اعم از تاکسی، مترو، اتوبوس و... بایستی از استانداردهای لازم مطابق با نیازهای معلولان و افراد کمتوان برخوردار باشد.»
اما در زمینه تسهیل حملونقل معلولان، اقدامات جدی صورت نگرفته است: «برای رفع این مشکل باید ساختارهای عینی زندگی برای معلولان مناسبسازی شود. مناسب کردن محیط کار، خیابان و مکانهای فراغتی و مؤسسات ارائهکننده خدمات آموزشی و درمانی شرط لازم بهبود زندگی معلولان است. اجرای قانون جامع حمایت از معلولان در جامعه میتواند ساختارهای عینی مساعدتری را برای زندگی محلول فراهم کند.»
اشتغالزایی و تولید شغل برای معلولانف یکی دیگر از مشکلات این قشر است: «برگزاری آزمونهای استخدامی به منظور جذب معلولان فرصت ارزشمندی است که در دستگاههای اجرایی انجام میشود. البته ناگفته نماند که در دستگاههای دولتی نبایستی اعمال سلیقه حاکم باشد و معلولان برای مشاغلی چون معلمی و یا کار در بانک هم استخدام شوند.»
او درباره تجربه کشورهای دیگر گفت: «در سایر کشورها از نیروی معلولان در جهت توسعه کشور استفاده میکنند و از تواناییهای آنان بهرهمند میشوند. حتی بیمار سندرم داون دکترای حقوق میگیرد. یک معلول همه امکانات و توانایی لازم برای مشاغل مهم را داراست. اشتغال سبب افزایش کارایی، بازگرداندن هرچه بیشتر تواناییها و به حداقل رساندن محدودیتهای افراد معلول میشود؛ به طوری که فرد معلول میتواند روی پای خود بایستد و خودکفا شود.»
در همین زمینه صندوق حمایت از فرصتهای شغلی افراد دارای معلولیت به منظور توسعه و تقویت اشتغال، کارآفرینی و حمایت از فرصتهای شغلی ایجاد شده است: «ضرورت دارد بستری آماده کنیم تا از کارفرمایانی که معلول استخدام میکنند حمایت شود. آنها باید رغبت کنند که محیط کارشان را برای افراد معلول مناسبسازی کنند تا افراد معلول تحصیلکرده استخدام شوند.»
مدیر عامل جامعه معلولان آموزش و مهارتافزایی معلولان را ضروری دانست: «مشکل بیکاری برای افراد دارای معلولیت در جامعه بهدلیل شرایط خاص بیشتر از سایر قشرها مشهود است. بسیاری از معلولان به دستفروشی، شغلهای کاذب و غیرثابت روی میآورند. فقدان وجود مهارتهای مورد نیاز بازار کار، نقش بسزایی در این زمینه ایفا میکند. بنابراین نقش آموزشهای فنی و حرفهای در رشد و بهبود فرهنگ کار حائز اهمیت است. از جمله نتایج این آموزشها کاهش سطح بیکاری و تبعات منفی آن، کاهش معضلات اجتماعی، توانمندسازی کارآموزان دارای معلولیت برای داشتن زندگی بهتر است. اشتغال پایدار معلولان، به همکاری و تعامل سازمانهای دولتی و بخشهای خصوصی نیاز دارد.»