افراد دچار معلولیت بخشی از قربانیان خاموش دو جنگ اخیر بودهاند و خسارتهای جنگ اخیر آن را به خوبی نشان میدهد؛ بخشی از تبعات جنگ برای آنها افزایش قیمت اقلام بهداشتی بود. نمونه آن برآورد هزینه اقلام مصرفی معلولان دچار ضایعه نخاعی و بسترگراست که به طور متوسط برای هر فرد در اردیبهشت امسال ۲۵ درصد افزایش داشت و به حدود 15 میلیون و 281 هزار تومان رسید؛ در حالی که کمکهزینه پرداختی سازمان بهزیستی کشور به هر فرد تا اسفند سال ۱۴۰۴ مبلغ یک میلیون و 500 هزار تومان بود و در فروردین هم واریز نشد. افزایش هزینه خرید اقلام بهداشتی این گروه از معلولان در شرایطی رخ میدهد که 155 هزار و 690 نفر در کشور واجد دریافت کمکهزینه این اقلام شناسایی شدهاند و 79 درصد آنها در دهکهای درآمدی یکم تا پنجم قرار دارند.
این دادهها بخشی از گزارش کارشناسی مرکز پژوهشها درباره تبعات جنگ برای معلولان است و نشان میدهد در آن دوره 40 روزه، افراد دچار معلولیت با 10 مشکل اساسی روبرو شدند؛ مشکلاتی مثل کمبود و گرانی شدید اقلام بهداشتی مصرفی که تبعات خود را در بروز مشکلاتی مثل عفونت ادراری و زخم بستر نشان میدهد.
طبق این گزارش، جنگ باعث توقف خدمترسانی یا اختلال در ارائه خدمات توانبخشی در برخی از مراکزغیردولتی، سازمانهای مردمنهاد ومراکزروزانه وابسته به سازمان بهزیستی کشوردر برخی از استانها شده است.
این درحالی است که شرایط اقتصادی خانوارهای افراد دارای معلولیت در تقاطع با کاهش درآمد در وضعیت فعلی، افزایش نرخ برخی از اقلام موردنیاز افراد دارای معلولیت در اثر جنگ، آزادسازی نرخ ارز در ماههای پیشین و دشواریهای عبورومرور وحملونقل برای افراد دارای معلولیت، مشکلات مضاعفی را ایجادکرده است. براساس این یافتههای مرکز پژوهشهای مجلس، بیشترین اقدامهای انجام شده در سازمانهای مردمنهاد اطلاعرسانی طی روزهای جنگ 40 روزه، تهیه بروشورو توزیع اقلام معیشتی بوده و ارائه خدمات تخصصی موردنیاز افراد دارای معلولیت در بخش دولتی وغیردولتی، همچنان یکی ازمهمترین خلأها به شمارمیآید. علاوه بر این خدمترسانی در برخی از این سازمانها در زمان جنگ به طورکامل متوقف شده است.
براساس یافتههای این بخش، مشکلات مرتبط با تأمین اقلام بهداشتی و دارو از نظر دسترسی و تامین مالی در صدر مشکلات مرتبط با افراد دارای معلولیت شناسایی شده است. همچنین برنامهریزی در خصوص اسکانیابی امن افراد دارای معلولیت ساکن در مناطق تحت حمله، اختلال در خدمات توانبخشی برای افراد دارای معلولیت بسترگرا و جسمی-حرکتی شدید و خیلی شدید و تعیین ظرفیتهای اماکن مناسبسازیشده برای انتقال افراد و خانوادههای آسیبدیده از جنگ از جمله موارد مهمی است که به نظر میرسد در فاصله جنگ دوازدهروزه تا اسفندماه ۱۴۰۴ نیز به برنامه عملیاتی منتهی نشده است.
از میان افراد مشارکت کننده در این پژوهش، ۵۶۲ نفر به قطع یا اختلال در خدمات دارویی اشاره کردهاند. از این تعداد، بیشترین موارد ذکرشده شامل متیلفنیدات، ریسپریدون، آریپیپرازول، والپروات سدیم و انسولین بوده است؛ که از این میان، عدم دسترسی به انسولین تهدیدکننده جدی حیات فرد است.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه برخی از افراد دارای معلولیت همزمان دچار اختلالهای چندگانه مانند بیشفعالی هستند، مشکلات در دسترسی به داروهایی نظیر متیلفنیدات، ریسپریدون، آریپیپرازول، والپروات سدیم، توپیرامات، اتوموکستین، کلونیدین و کوئتیاپین میتواند پیامدهایی چون پرخاشگری و مشکلات مضاعف در آرام کردن کودکان، بهویژه در شرایط بحران، به همراه داشته باشد. دسترسی محدود به داروهایی نظیر والپروات سدیم، توپیرامات، لوتیراستام و اتوموکستین در درمان صرع میتواند پیامدهای جدی در سلامت افراد و تشدید بیماری به دنبال داشته باشد.


طبق دادههای این مطالعه مشاغل 262 نفر از پاسخگویان در سنین اشتغال (15 سال به بالا)، در اثر شرایط جنگ آسیب دیده است. از این میان بیشترین مشاغل آسیبدیده افراد دارای معلولیت در شهر تهران بر اساس پاسخهای دریافت شده، به ترتیب رانندگی در پلتفرمهای آنلاین، کسبوکارهای هنری، فروشندگی ، کارگری، مشاغل آموزشی و مشاغل وابسته به اینترنت بوده است. بیشترین مشاغل آسیبدیده برای زنان اپراتوری، صنایع دستی و کارمندی بوده و در مورد مردان رانندگی، مهارت آموزش در مراکز فنی و حرفهای و کارگری بیشترین کسب و کارهای آسیب دیده به شمار میآیند. پاسخدهندگان به مواردی دیگر مثل بیکاری در مشاغل خویشفرما، کاهش درآمد یا دستمزد، احتمال بیثباتی اوج یا کاهش درآمد و تعدیل توسط کارفرما را از مصادیق آسیبهای وارد شده عنوان کردهاند. نکته حائز اهمیت در این زمینه نرخ بالای بیکاری در میان افراد دارای معلولیت پیش از جنگ است؛ به طوری که حدود 59.6 درصد از پاسخدهندگان در این مطالعه پیش از جنگ نیز بیکار بودهاند.
در این مطالعه، ۹۹۰ نفر از پاسخدهندگان قطع یا اختلال در خدمات درمانی خود را بهعنوان مشکل مطرح کردهاند. بیشترین موارد اشارهشده در این خصوص شامل درمانهای مرتبط با بیماریهای مغز و اعصاب، خون و تالاسمی، دیابت، خدمات پرستاری، خدمات دندانپزشکی و رواندرمانی بوده است.
بیشترین خدمات ضروری که در شرایط جنگ برای افراد دارای معلولیت دچار اختلال شده است به خدمات توانبخشی و توانپزشکی اختصاص داشته است. از مهمترین دلایل مطرحشده در خصوص قطع یا اختلال در خدمات توانبخشی در روزهای جنگ میتوان به تعطیلی خدمات حضوری مراکز روزانه توانبخشی وابسته به سازمان بهزیستی، تعطیلی مراکز غیردولتی، نبود دسترسی به مراکز توانبخشی در شهرها و مناطق اسکان مجدد و کاهش ظرفیت ارائه خدمات در مراکز دولتی شهر تهران اشاره کرد. پاسخدهندگان از کیفیت سازوکارهای جایگزین، مانند ارائه خدمات توانبخشی مجازی در برخی مراکز ابراز نارضایتی کردهاند؛ این نارضایتی عمدتاً ناشی از اختلال در زیرساختهای اینترنتی کشور در دوره جنگ و نیز کیفیت خدمات بوده است.
یکی دیگر از مشکلات مطرح شده در حوزه دارو و درمان، کمیاب بودن باتری سمعک در بازار به دلیل انبار کردن توسط توزیعکنندگان و احتمال افزایش قیمتها در ماههای پیشرو بوده است. همچنین مشکلاتی مانند تنظیمات سمعک، جابهجایی و تهیه ویلچر، نبود سرویسهای بهداشتی مناسبسازیشده برای افراد دارای معلولیتی که ناگزیر از جابهجایی شدهاند، اختلال در سیستم حملونقل عمومی و سرویسهای حملونقل ویژه افراد دارای معلولیت در سامانههای شهرداری و سازمان بهزیستی از دیگر موارد مشکلساز برای افراد دارای معلولیت در دوران جنگ بوده است.
در استان تهران، از ابتدای جنگ تحمیلی سوم تا پایان هفته اول اردیبهشتماه، فعالیت رسمی حضوری در مراکز روزانه مورد نیاز افراد دچار معلولیت تعطیل اعلام شده و خدمات بهصورت مجازی ادامه داشته است؛ در حالی که قطع درمان یا افت کیفیت درمانهای توانبخشی برای گروههایی از افراد دارای معلولیت، بهویژه برای کودکان در دوره سنی طلایی و افراد دارای معلولیت بسترگرا، تبعات غیرقابل جبرانی به دنبال دارد.
25 درصد از افراد دچار معلولیت که در مطالعه مرکز پژوهشهای مجلس شرکت کردهاند، تحت پوشش بیمه درمانی پایه (بیمه سازمان تأمین اجتماعی، بیمه سلامت، خدمات درمانی نیروهای مسلح) قرار داشتهاند. تحلیل پاسخها نشان میدهد که 78 درصد از پاسخدهندگان تحت پوشش بیمه درمانی پایه، تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی، همچنین از بین پاسخدهندگان فقط 8.4 درصد بیمه تکمیلی داشتند. 
بخشی از این مطالعه درباره چالشهای سلامت روان به ویژه در کودکان و بحران مکانیابی روزهای جنگ برای این گروه است؛ ه218 نفر از افراد دارای معلولیت مشارکتکننده در مطالعه شرایط جسمی خود را مهمترین علت جابجا نشدن از واحدهای مسکونی خود در وضعیت حملات متعدد اعلام کردهاند؛ بیشترین این افراد در مناطق 15 تا 22 شهر تهران و شهر ری ساکن بودهاند.
علاوه بر این کودکان دچار معلولیت به ویژه کودکان طیف اتیسم، در روزهای جنگ با نشانههای اضطراب، بیقراری و ترس شدید روبرو بودهاند. بسیاری از خانوادهها به بیقراری کودک در اثرماندن در خانه یا یادآوری آسیبهای وارده به منزل و صدای بمباران، نگرانیهای مالی، پرخاشگری، افکار خودکشی و خودزنی را اشاره کردهاند.
در کنار این آسیبها، جنگ خسارتهای دیگری هم برجا گذاشت و بخشی از امکانات اندک افراد دارای معلولیت را از بین برد. تنها در بازه زمانی نهم اسفند تا 19 فروردین ۱۷۰۰ واحد مسکونی مددجویان تحت پوشش بهزیستی آسیب دید که ۸۲ واحد بهطور کامل تخریب و سایر واحدها بین ۲۰ تا ۸۰ درصد خسارت دیدند. علاوه بر این ۲۹۷۵ کارگاه و طرح اشتغال و 35 مرکز توانبخشی آسیب دیدند و در مجموع حدود ۱۲ میلیارد تومان خسارت به افراد دارای معلولیت وارد شد. در این حملات دفتر انجمن حمایت از معلولان در خیابان رجایی محله نازیآباد تهران هم بر اثر اصابت موشک به صورت کامل تخریب شد.
