تهران در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای متداخل روبهرو شده از فشارهای زیستمحیطی و ترافیکی گرفته تا مسائل اجتماعی و مدیریتی.در نشست «آیندهنگاری مشارکتی مدیریت شهری تهران در مواجهه با بحرانها» کارشناسان حوزه برنامهریزی و آیندهپژوهی تأکید کردند که تهران دیگر در وضعیت «بحرانهای مقطعی» قرار ندارد، بلکه خودِ بحران به بخشی از زندگی روزمره شهر تبدیل شده است. در چنین شرایطی ادامه مدیریت شهری با الگوهای سنتی ناکارآمد ارزیابی شد و راهحل اصلی، حرکت به سمت حکمرانی شبکهای، مشارکتی و بازنگری در طرح جامع تهران عنوان شد؛ مسیری که به گفته حاضران بدون شکلگیری «اتاق آینده» در شهرداری و فعالسازی واقعی شهروندان ممکن نخواهد بود.
این نشست با حضور علیرضا نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی و مدیر گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس، شهرزاد بخشی، معاون ترویج و توسعه نهاد راهبری و پایش طرحهای توسعه شهری تهران، و رضا حافظی، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور و به دبیری محمدحسن سعیدی مطلق برگزار شد. محور مشترک همه سخنان، یک تغییر پارادایم اساسی بود:عبور از مدیریت شهری فرمانمحور به سمت حکمرانی مشارکتی و شبکهای.
علیرضا نصر اصفهانی در این نشست تأکید کرد که شهرهای امروز بهویژه تهران در وضعیتی قرار گرفتهاند که بحران در آنها نه یک اتفاق غیرمنتظره، بلکه بخشی از ساختار زندگی روزمره است.
او با بیان اینکه آیندهپژوهی به معنای پیشبینی قطعی نیست، گفت:ما در آیندهپژوهی قرار نیست بگوییم چه اتفاقی میافتد، بلکه باید برای سناریوهای مختلف آماده باشیم.
به گفته او، تهران امروز شهری است که در آن نمیتوان به یک مدل واحد مدیریت شهری تکیه کرد، زیرا پیچیدگی مسائل به حدی رسیده که هر تصمیم در یک بخش، بر چندین بخش دیگر اثر میگذارد.
نصر اصفهانی یکی از نکات کلیدی این نشست را تغییر نقش مردم در بحرانها دانست. او گفت تجربه بحرانهای اخیر نشان داده که شهروندان در شرایط بحرانی از حالت منفعل خارج میشوند و تمایل دارند به «کنشگر» تبدیل شوند. به بیان او، مردم در بحرانها دیگر صرفاً مصرفکننده خدمات شهری نیستند، بلکه آمادگی دارند به شریک مدیریت شهری تبدیل شوند.
او تأکید کرد:اگر مدیریت شهری این ظرفیت را نبیند، عملاً بخش مهمی از توان اجتماعی شهر را از دست میدهد.
وی همچنین بر ضرورت ایجاد مدیریت شهری شبکهای تأکید کرد؛ مدلی که در آن، ارتباط و همکاری میان انسانها مهمتر از زیرساختها و منابع مالی است. در این نگاه، شهرداری باید از نقش تصمیمگیر صرف خارج شده و به نقش «تسهیلگر» و «هماهنگکننده شبکههای اجتماعی شهری» تبدیل شود.
نصر اصفهانی پیشنهاد کرد برای تحقق این مدل، ابزارهایی مانند «نقشه مدیریت بحران شهری»، «اتاق آینده شهرداری» و «پلتفرمهای مشارکتی تصمیمگیری» ایجاد شود تا نقش هر ذینفع در شرایط بحران بهطور دقیق مشخص باشد.
رضا حافظی، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور در بخش دیگری از این نشست با تمرکز بر مسئله تصمیمگیری شهری گفت: در مدیریت شهری، هیچ تصمیمی وجود ندارد که از نگاه همه افرادخوب تلقی شود؛ بنابراین راهحل، پذیرش پیچیدگی و حرکت به سمت سناریونویسی است.
او توضیح داد که در شهری مانند تهران باید تصمیمها در شرایط مختلف و در کریدورهای متفاوت شهری آزموده شوند تا بتوان اثرات آنها را بهدرستی سنجید. به گفته او، این رویکرد مانع از تصمیمگیریهای تکبعدی و غیرقابل اصلاح میشود.
حافظی یکی از چالشهای بنیادین تهران را نبود «اتحاد عمومی» میان شهروندان و مدیریت شهری دانست. او گفت:در وضعیت فعلی، شهروندان احساس نمیکنند بخشی از حل مسئله شهر هستند.
به باور او، این شکاف اجتماعی باعث شده ظرفیت عظیم همکاری مردمی در مدیریت شهری بلااستفاده بماند. او تأکید کرد که مدیریت شهری باید از دادههای خرد و تجربههای روزمره شهروندان استفاده کند و آنها را به اطلاعات قابل تصمیمسازی تبدیل کند.امروز دیگر فرصت آزمون و خطای طولانی نداریم. باید از یادگیری سریع در مقیاس شهری استفاده کنیم.
حافظی در ادامه، آینده حکمرانی شهری را در گرو حرکت به سمت مشارکت واقعی دانست؛ مشارکتی که نه نمادین، بلکه ساختاری و مؤثر باشد و همه اقشار جامعه را در فرآیند تصمیمسازی و اجرا درگیر کند.
شهرزاد بخشی، معاون ترویج و توسعه نهاد راهبری و پایش طرحهای توسعه شهری تهران، نیز در این نشست با تأکید بر تغییر ماهیت مسائل شهری گفت: مسائل امروز تهران دیگر صرفاً کالبدی یا فیزیکی نیستند، بلکه وارد مرحلهای از پیچیدگی شدهاند که با عنوان مسائل سرکش شناخته میشوند؛ مسائلی که راهحلهای خطی برای آنها کارایی ندارد.
او با اشاره به تغییر رویکرد حکمرانی شهری در سالهای اخیر افزود:ما به سمت حکمرانی چندعاملی حرکت کردهایم، زیرا مسائل شهر دیگر تکبعدی نیستند.
بخشی نقطه شروع مشارکت را نه در مرحله اجرا، بلکه در مرحله برنامهریزی دانست. به گفته او، اگر مردم از ابتدا در فرآیند تدوین برنامهها وارد شوند، مشارکت آنها در مراحل بعدی مانند بودجهریزی و اجرا نیز پایدارتر خواهد بود.او تأکید کرد:اگر بخواهیم مشارکت را واقعی کنیم، باید آن را از سطح برنامهریزی آغاز کنیم.
این مقام شهری بازنگری در طرح جامع تهران را یکی از مهمترین الزامات تحقق حکمرانی مشارکتی دانست و گفت طرحهای توسعه شهری باید بهگونهای بازطراحی شوند که امکان مشارکت واقعی ذینفعان در آنها فراهم شود.
