حضور کودکان کار در کشور طی دهههای اخیر روندی افزایشی داشته و جزئی از تصویر شهر شده است؛ بهعبارتی کودکان کار به عنصری از شهر بدل شدهاند.
علی قائدنیای جهرمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اینکه از لحاظ قانونی، بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال، ممنوع است میگوید: «آنچه در کار کودکان منع میشود انجام اموری است که سلامت جسمی، روانی و عزت نفس آنها را خدشهدار کرده و موجب سوءاستفاده و ایجاد آسیب میشود. در قانون کار کشورمان افراد بین ۱۵ تا ۱۸ سال، کارگران نوجوان به حساب میآیند که در صورت تأیید پزشک معتمد تأمیناجتماعی و با رعایت پیششرطهایی به رسمیت شناخته میشوند.»
به گفته او کار کودک بچهها را از دنیای کودکی و قدر و منزلت انسانی محروم میکند و برای رشد و تکامل ذهنی آنها مضر است.
هدف از قوانین و مقررات مربوط به کودکان کار پیشگیری از مخاطراتی است که در کمینشان قرار دارد: «قانونگذار نسبت به این موضوع، قوانین سختگیرانهای وضع کرده است. کارفرمایانی که برخلاف قوانین مربوطه، کودکان را بهکار بگیرند، مجازات خواهند شد.»
علت شکلگیری و پیدایش کودکان کار در جامعه به بیان این کارشناس، عوامل اجتماعی و اقتصادی است: «فقر، اعتیاد و طلاق مثلث نابودی خانواده و کودکان است. کار کودک ریشه در بیپناهی و فقر دارد. بسیاری از مواقع کودکان به دلیل وجود اوضاع و احوال خانوادگی، شرایط اجتماعی و مشکلات عدیده اقتصادی مجبور به انجام کارهای سخت و طاقتفرسا میشوند. آنان معمولاً خانوادههای پرجمعیت و ازهمگسیخته و والدین بیمار، ناتوان و یا درگیر اعتیاد دارند. گروهی از کودکان کار هم مهاجران افغاناند که به دلیل نداشتن مدارک هویتی از تحصیل محروم مانده و به اجبار وارد چرخه اقتصاد میشوند.»
قائدینیای جهرمی در ادامه به بیان ویژگیهای کار کودکان میپردازد: «کارهایی که کودکان انجام میدهند برای سنشان سخت و طاقتفرساست، دستمزدشان ناچیز است و در اکثر مواقع از همان حقوق و دستمزد اندک هم بهرهمند نمیشوند.»
براساس اعلام او کودکان کار تنها افرادی نیستند که بر سر چهارراهها فال یا گل میفروشند: «کار کودک اشکال مختلفی دارد که کار در کارگاهها، مغازهها، تولیدیها و حتی کار در خانه و مزرعه را دربر میگیرد. کودکانی که در بازار باربری میکنند و یا در کارگاههای زیرزمینی و بدون مجوز فعالیت دارند کودک کار محسوب میشوند. در این کارگاهها به علت عدم نظارت نهادی وضعیت این کارگران کوچک دیده نمیشود.»
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی مدیریت کودکان کار به دست باندهای تبهکاری را در همه موارد تایید نمیکند: «این دیدگاه کموبیش هنوز هم وجود دارد ولیکن فعالیت نهادهای مردمی و دولتی تا حدی این نگاه را تغییر داده است. بیشتر کودکان کار با خانواده زندگی میکنند اما به علت فقر و شرایط نامطلوب خانوادگی بعضی شبها و اکثر ساعات روز را در خیابانها سپری کرده و با مشکلات معیشتی، اعتیاد، بیکاری و حاشیهنشینی دست و پنجه نرم میکنند. گروه اقلیتی از این کودکان هم وجود دارند که رابطه آنها با خانواده به حداقل رسیده و یا اساساً چنین ارتباطی وجود ندارد.»
این کارشناس با اشاره به سوءاستفادههای گوناگون از این کودکان میگوید: «حسرت بخش بزرگی از زندگیشان است. زندگی خیلی زود مجبورشان میکند دست از آرزوهایشان بکشند و فرصت کودکی کردن را از دست بدهند. درصد بسیاری از این کودکان دچار سوءتغذیه هستند که این مسئله بر روند تکامل و رشدشان تأثیر منفی میگذارد.»
همچنین کارهای سخت و خطرناک (مثل حمل بارهای سنگین، کار در محیطهای صنعتی یا کشاورزی) منجر به ایجاد آسیبهای عضلانی، استخوانی و مفصلی آنان میشود. بسیاری از کودکان در محیطهای کاری مانند کارگاهها، معادن یا خیابانها در معرض خطر تصادفات شدید (مثل سوختگی، بریدگی، سقوط از ارتفاع) قرار میگیرند.
قائدنیای جهرمی با بیان اینکه هرگونه رفتار ما با کودکان کار در آیندهشان تأثیرگذار است، درباره چگونگی رفتار با کودکان کار میگوید: «باید از پرخاشگری، بیاحترامی، ترحم و بیتوجهی به این کودکان اجتناب کنیم. به محض اینکه آنان را در معرض آسیب و یا خطری دیدیم با اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس گرفته و گزارش دهیم. این کودکان نباید نادیده گرفته شوند؛ چراکه جزئی از جامعهاند. آنان را غیرعادی جلوه ندهیم و سؤال پیچشان نکنیم.»
سازمانهای مردمنهاد (سمنها) و مؤسسات خیریه نقش مهمی در حمایت از کودکان کار دارند: «این مؤسسات تلاش میکنند از طریق برداشتن موانع پیشروی کودکان، فرصت بازگشت به زندگی عادی و معمولی را برایشان فراهم کنند. بنابراین برای حمایت از این قشر حتماً از طریق سازمانهای مردم نهاد اقدام کنیم. سمنها با دارا بودن نیروهای متخصص خانوادههای این کودکان را مورد شناسایی قرار داده و بهتر میتوانند به آنان کمک کنند. مؤسسات خیریه دانشجویی هم در زمینه آموزش این کودکان فعالیت میکنند. اگر بتوانیم سواد و تحصیلات این کودکان را به حدی برسانیم که حداقل وقتی به سن قانونی ۱۸ سال میرسند از کارهای پرخطر فاصله بگیرند و توانمند شوند گام بزرگی در کاهش معضلات آنان برداشتهایم.»
