تا پیش از جنگی که نهم اسفند آغاز شد، پدرام همیشه از ناشران پروژهای برای تصویرگری کتاب داشت. سفارشهای آنلاین از صفحه اینستاگرام، فروش کارهای سرامیکی و تصویرگری محصولات مختلف هنوز برقرار بود و زندگی و معیشت از راه حرفهاش قطع نشده بود. جنگ همه سفارشهای تصویرگری کتاب را از او گرفت و قطعی اینترنت تیر خلاص را به معیشت او زد. حالا او به فکر شروع کاری بدون ارتباط به تصویرگری است؛ چون ناشران دیگر کتابی برای چاپ در دست ندارند.
نشانههای بحران در صنعت نشر کمی پیش از جنگ خودش را نشان داده بود؛ زمانی که اینترنت در جریان اعتراضات دی ماه قطع و تبلیغ کتابهای جدید متوقف شد. چرخه فروش فرصت زیادی برای بازیابی خودش پیدا نکرد و با شروع جنگ آسیبهای مستقیم و غیرمستقیم آن را درگیر کرد. چند کتابفروشی در تهران و خرمآباد و اصفهان و کرمانشاه، کتابخانهها، دفاتر نشر و واحدهای فعال در حوزه چاپ هم از موج انفجارها، آسیب دیدند. حالا ناشران و فعالان این صنعت، از تصویرگر و ویراستار تا تولیدکننده محتوا میگویند تیرخلاص را وضعیت اقتصادی، آینده نامطئن و گرانی کاغذ به چرخه فروش زد.
پدرام کازرونی 33 ساله و تصویرگر حوزه کودک و نوجوان، از آغاز جنگ تا اوایل خرداد هیچ درآمد مالی نداشته است؛ چون «هیچ کدام از ناشران مطرح کتاب کودک کاری منتشر نکردهاند و به فکر پروژههای جدید نیستند.» قراردادهای حوزه تصویرگری کتاب کودک پروژهای است و برای تصویرگری هرکتاب معمولا حدود 30 تا 40 میلیون تومان دستمزد پرداخت میشود. هر پروژه تصویرگری بین سه تا شش ماه زمان میبرد و این یعنی یک تصویرگر میتواند در طول سال سه تا چهار پروژه داشته باشد. شرایطی که کازرونی درباره آن میگوید حتی کفاف خریدن وسایل هنری را هم نمیدهد و حتما باید همزمان چند کار مختلف را با هم انجام داد: «بعد از جنگ و قطعی اینترنت تمام بخشهای حرفهام تحت تاثیر قرار گرفت و فروش کارهای سرامیکی، تدریس و تصویرگری و تولیداتم به طور کامل قطع شد.»
بسیاری از ناشران بعد از حوادث دی ماه، فعالیت خود را کم یا متوقف کردند؛ دلیل آن هم قطعی اینترنت و افزایش شدید قیمت کاغذ بود و انتشاراتی که مهران موسوی در آن کار میکرد از این شرایط استثنا نشد. موسوی سرویراستار سابق انتشاراتی است که به دلیل مشکلات داخلی و مالی که جنگ آن را تشدید کرد، کار خود را از دست داد. بسیاری از ناشران کتابهایی را که قرار بود در طول سال 1404 منتشر کنند، لغو کردند و آن را به نویسنده و مترجم برگرداندند و بسیاری دیگر هم تعدیل نیروی شدیدی داشتهاند. موسوی حالا در شغلی دیگر به صورت پروژهای مشغول به کار شده است؛ چون «بازار کار بسیار خراب بود و حتی کسانی که در انتشاراتیهای بزرگ هم کار میکردند به من مراجعه میکردند و میپرسیدند در انتشارات، کتابی برای ویراستاری داریم یا نه؟» او میگوید تا پیش از سال 1404 کتابهای زیادی در دست بود که حتی گاهی وقتی برای انجام آن باقی نمیماند، اما به مرور و بعد از جنگ 12 روزه این روند معکوس شد.
انتشارات سابق او تا اوایل مهر سال گذشته حدود هشت کتاب آماده داشت، اما تنها یکی از آنها به چاپ رسید؛ درحالیکه دو سال قبل تعداد بیشتری کتاب آماده و بخش زیادی از آنها را منتشر کرد. بسیاری از همکاران ویراستار او که با ناشران مختلف همکاری میکردند، در دوره بیکاری بعد از جنگ در حوزه تولید محتوا مشغول به کار شدند و حالا مهران موسوی فقط به آینده دور خوشبین است: «به دلیل بحران کاغذ و وارد نشدن آن تصور نمیکنم در کوتاه مدت دوباره بتوانم به حوزه کاری خودم برگردم و این بحران حل شود. اما خوشبینم که در طولانیمدت شرایط به حالت عادی برگردد.»
غیر از آسیب به چرخه فروش ناشران، حالا به دلیل خسارت به صنایع پتروشیمی مواد اولیه مثل زینک، جوهر و سلفون و ... در دسترس نیست و قیمت تمامشده کتاب افزایش زیادی داشته و ناشران برای قیمتگذاری سردرگم شدهاند. افزایش حدود 11 برابری کاغذ که گفته میشود به دلیل محاصره دریایی ایران رخ داده، انتشار کتاب را غیراقتصادی کرده است؛ همین چرخه باعث تعدیل یا کاهش ساعت کاری نیروها و قطع همکاری با نیروهای پروژهای شده است. بررسیها نشان میدهد بسیاری از ناشران چاپ کتاب جدید را متوقف کرده و فقط کتابهای پرفروش را تجدید چاپ میکنند.
هاله، مدیرتوسعه دیجیتال یکی از ناشران بزرگ است و با آغاز جنگ، همه نیروهایش از تهران خارج شدند. مجموعه حقوق و عیدی نیروها را تا پیش از عید پرداخت کرد و از هفته دوم فروردین، مدیران آن تصمیم گرفتند که تا آخر ماه به مرخصی بدون حقوق بروند تا «تکلیف جنگ روشن شود.» اوایل اردیبهشت مدیران نشر اعلام میکنند به نیروهایشان برای چند ساعت در هفته نیاز دارند. هاله میگوید این تصمیم برای جلوگیری از تعدیل نیرو انجام و قرار شد همکارانش ساعتی و پارهوقت به کارشان ادامه دهند. شرایط کار برای همه بخشهای این انتشارات بزرگ یکسان نبود. جنگ رویدادهای معرفی کتاب را تعطیل کرده بود و کارکنان این بخش به محل کار نمیآمدند. نیروهای شبکههای اجتماعی هم به دلیل قطعی اینترنت، برنامهای دیگر را برای تبلیغات آغاز کرده بودند.
هاله تعریف میکند مجموعه در این مدت همکاری خود را با چند نیروی تولیدکننده محتوای تصویری پروژهای قطع کرد. از ابتدای خرداد روال کاری عادی شد، اما به دلیل گران شدن بیسابقه کتاب، تجدید چاپ هم با قیمت بسیار زیادی انجام میشود. او میگوید به دلیل هزینههای بالای چاپ کتاب، انتشارات حدود 100 کتاب را به نویسندگان و مترجمان برگردانده است؛ چون امکان چاپ آنها وجود نداشت و حالا «به دلیل نبودن و گرانی کاغذ ترجیح داده میشود کتابهای پرفروش چاپ کنیم تا به درآمدی برسیم. تعداد کتابهای جدیدی که چاپ میشود بسیار کم است.» بعد از قطعی اینترنت بینالمللی این انتشارات به اس.ام.اس مارکتینگ ( بازاریابی با پیام کوتاه) روی آورد و وارد شبکههای اجتماعی داخلی نشد. بخشی از تبلیغات هم سنتی انجام شد و آگهیهای تبلیغاتی کاغذی معرفی کتاب در کتابفروشیها توزیع میشد. بحران اصلی برای این انتشارات در دی ماه آغاز و تبلیغات در شبکههای اجتماعی متوقف شد؛ در نهایت این روند باعث کاهش میزان خرید کتاب از این نشر شد.
بعد از جنگ و قطعی اینترنت، فروشگاههای کتاب و سایت آن فروش چندان پایینی نداشتند و مشکل پخش کتاب در شهرهای دیگر با بازگشایی کتابفروشیها بعد از عید برطرف شد، اما بحران هنوز ادامه دارد و «در عمل کتاب به کالای لوکس تبدیل شده و امکان پیشبینی قیمت آن وجود ندارد.»؛ درست برخلاف روزهای بعد از جنگ 12 روزه که اختلالی برای کار ایجاد نشد، بحران کاغذ وجود نداشت و قیمتها قابل کنترل بود.
«بعد از جنگ 12 روزه، مشکل اصلی حوزه نشر وضعیت تعلیق بود؛ چون مردم منتظر بودند جنگی دوباره آغاز شود؛ به همین دلیل در آن بازه زمانی بسیاری از پروژههای این حوزه به ویژه کتابهای تالیفی متوقف شد. حالا بعد از پایان جنگی دیگر و شرایط آتشبس ناپایدار، مساله اصلی این است که کتاب قرار است با چه قیمتی چاپ شود و چه کسی میتواند آن را تهیه کند؟» شیوا حریری، فعال صنعت نشر در حوزه کتابهای کودکان و نوجوانان است؛ او هم از یک سال پیش و بعد از پایان جنگ 12 روزه، شرایط تعلیق را در بازار نشر پشت سر گذاشته، اما شباهتی به جنگ 40 روزه نداشته است. حریری توضیح میدهد در حال حاضر بسیاری از ناشران، کتابی چاپ نمیکنند یا فعالیت خود را به تجدید چاپ محدود کردهاند؛ هرچند که هزینه تجدید چاپ هم افزایشی بیسابقه دارد که برای ناشر صرفه اقتصادی ندارد و باید از فروش آن مطمئن باشد. اتفاقی که به دلیل افزایش قیمت کاغذ و کمبود موادی مثل زینک و سلفون و جوهر و ... رخ داده است.
کتابهای ترجمه حوزه کودک و نوجوان به دلیل چاپ رنگی نیاز به کیفیت بالایی دارند، اما بعد از جنگ و به دلیل شرایط اقتصادی، ناشران ممکن است به خریدن نسخههای پی.دی.اف رایگان روی بیاورند؛ این یعنی کتابهایی با کیفیتی پایینتر. حریری یادآوری میکند که بعد از شروع تحریمهای جدید، چاپ کتاب افت شدیدی داشت؛ چون چسب خوبی در بازار موجود نبود و او تصور میکند در شرایط فعلی اقتصادی و بعد از جنگ هم کیفیت کتابهای چاپی کاهش پیدا کند.
«جنگ باعث شد رویدادهای معرفی کتاب متوقف شود و قطعی اینترنت ضربه آخر را هم به تبلیغات این حوزه وارد کرد.»؛ حریری این شرایط را «خلا» توصیف میکند، چون هیچ ارتباطی با مخاطب وجود ندارد و قطع و وصل مداوم احساس ناامنی و تعلیق و بلاتکلیفی ایجاد میکند و امکان برنامهریزی طولانیمدت را میگیرد. او و همکارانش بعد از پایان جنگ، کارهایی را آغاز کردهاند که هزینه کمتری دارد و نیازی به همکاری با نیروهای خارج از انتشارات ندارد؛ رویهای که بسیاری از ناشران در پیش گرفتهاند.
در کنار آن، همکاری با ناشران خارجی هم به دلیل قیمت دلار برایشان به صرفه نیست، حتی اگر نویسنده کمترین رقم را برای حق تکثیر(کپیرایت) در نظر بگیرد: «ما شغلهایی در صنعت نشر داشتیم؛ نویسنده، مترجم، نمونهخوان، تصویرگر و ویراستار. در چنین بحرانهایی برای آماده سازی کتاب، تولید کاهش پیدا میکند و در نتیجه نیاز به نیروی خارج از انتشارات کم و برونسپاریها تعطیل میشود. دیگر کسی با ویراستار و نمونهخوان و گرافیست بیرون دفتر کاری ندارد. قراردادهای صنعت نشر همیشه درصدی بودند، اما وقتی به قرارداد خرید قطعی تبدیل میشوند؛ یعنی نویسنده و مترجم از چاپ کتاب درآمدی نخواهد داشت.»