به گزارش آتیه آنلاین، یک استاد روانشناسی با اشاره به تأثیر تنشهای اجتماعی، مشکلات اقتصادی و پیامدهای جنگ بر سلامت روان دانشآموزان، از گسترش ناامیدی، اضطراب و کاهش انگیزه در میان آنان خبر داد و معتقد است آموزش و پرورش به تنهایی قادر به حل این بحران نیست و بازسازی امید اجتماعی، حضور دوباره دانشآموزان در مدارس و بازنگری در سیاستهای آموزشی باید در اولویت قرار گیرد.
جلیل فتحآبادی، دانشیار گروه روانشناسی دانشکده شهید بهشتی و معاون آموزشی پژوهشکده علوم شناختی و مغز، در گفتوگو با ایلنا، با اشاره به وضعیت روحی دانشآموزان پس از حوادث ماههای اخیر، اظهار کرد: یکی از جدیترین مشکلاتی که امروز در میان دانشآموزان دیده میشود، از بین رفتن چشمانداز مثبت نسبت به آینده و کاهش امید است.
به گفته وی، بخشی از این ناامیدی به اتفاقات سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بازمیگردد؛ سالی که دانشآموزان همزمان با تنشهای اجتماعی و شرایط ناشی از جنگ مواجه شدند و این اتفاقات نگرانیهای زیادی درباره آینده، امنیت و ادامه مسیر تحصیلی آنها ایجاد کرد.
فتحآبادی تأکید کرد وقتی امید به آینده کاهش پیدا کند، انگیزه برای درس خواندن، برنامهریزی و تلاش نیز از بین میرود و این مسئله مستقیماً سلامت روان نوجوانان را تهدید میکند.
این استاد دانشگاه معتقد است ریشه بخش زیادی از مشکلات روحی دانشآموزان خارج از مدرسه قرار دارد و آموزش و پرورش به تنهایی نمیتواند آنها را برطرف کند.
وی گفت: دانشآموزان پیش از آنکه دانشآموز باشند، اعضای جامعه هستند و مانند همه مردم به امنیت، آرامش، اشتغال، رفاه، امید، امکان تشکیل خانواده و داشتن آیندهای روشن نیاز دارند. تا زمانی که این مؤلفهها در جامعه با چالش روبهرو باشد، نمیتوان انتظار داشت تنها با اقدامات آموزشی، وضعیت روانی دانشآموزان بهبود پیدا کند.
فتحآبادی با اشاره به یکی از مهمترین پیامدهای روانی حوادث اخیر گفت: بسیاری از دانشآموزان اکنون در وضعیتی قرار دارند که در روانشناسی از آن با عنوان «گوشبهزنگی» یا «بیدارباش دائمی» یاد میشود.
او توضیح داد این وضعیت شبیه حالتی است که فرد برای مدت طولانی خواب کافی نداشته باشد و ذهن او همواره آماده مواجهه با یک اتفاق ناخوشایند باشد. در چنین شرایطی دانشآموزان مدام منتظر وقوع بحرانهایی مانند جنگ، افزایش قیمتها یا سایر اخبار نگرانکننده هستند و همین مسئله آرامش روانی آنها را از بین میبرد.
به گفته وی، دانشآموزان از جامعه جدا نیستند و مشکلات اقتصادی خانواده، مهاجرت اجباری، کاهش امکانات رفاهی یا تغییر محل زندگی نیز به احساس ناامنی و ناامیدی آنها دامن میزند.
معاون آموزشی پژوهشکده علوم شناختی و مغز با بیان اینکه یادگیری نیازمند عملکرد مناسب قوای شناختی است، گفت: هوش، حافظه، تمرکز، توجه و انگیزه، مهمترین ابزارهای یادگیری هستند اما همه این تواناییها تحت تأثیر فشارهای روانی اخیر آسیب دیدهاند.
وی افزود: یکی از مهمترین کارکردهای مدرسه، ایجاد فضایی برای تعامل اجتماعی، تخلیه هیجانات و ارتباط با همسالان است. زمانی که دانشآموزان از حضور در مدرسه محروم میشوند، فرصت بیان نگرانیها، شادیها و احساسات خود را از دست میدهند و این انزوا میتواند مشکلات روحی آنان را تشدید کند.
فتحآبادی با اشاره به نقش مشاوران و روانشناسان مدارس اظهار کرد: استفاده از روانشناس ضروری است، اما نباید انتظار داشت که حضور چند مشاور بتواند تمام مشکلات موجود را حل کند.
وی این شرایط را به درمان یک سوختگی شدید با پماد تشبیه کرد و گفت: تا زمانی که دانشآموز احساس امنیت نکند، از آینده خود مطمئن نباشد و حتی امکان حضور مستمر در مدرسه را نداشته باشد، خدمات روانشناختی به تنهایی اثرگذاری محدودی خواهد داشت.
این استاد دانشگاه همچنین به وضعیت معلمان اشاره کرد و افزود: بسیاری از معلمان نیز مانند دانشآموزان تحت تأثیر پیامدهای جنگ، فشارهای اقتصادی و فرسودگی شغلی قرار گرفتهاند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت آنان بدون دریافت حمایتهای لازم، نقشهای جدید و پیچیدهتری را نیز بر عهده بگیرند.
فتحآبادی مهمترین اقدام آموزش و پرورش در آستانه سال تحصیلی جدید را فراهم کردن شرایط برای حضور دانشآموزان در مدارس دانست.
وی گفت: آموزش صرفاً انتقال محتوا نیست. مدرسه محیطی برای یادگیری مهارتهای زندگی، افزایش تابآوری، تقویت روابط اجتماعی و آموزش مدیریت استرس است؛ موضوعاتی که بدون حضور دانشآموزان در کلاس درس تحقق پیدا نمیکند.
او تأکید کرد اگر قرار باشد دانشآموز فقط فایل آموزشی دریافت کند یا به صورت آفلاین درس بخواند، بسیاری از اهداف نظام آموزشی از بین میرود. به اعتقاد وی، دانشآموزان امروز بیش از هر زمان دیگری به حمایت روانی، ارتباط با همسالان و آموزش مهارتهای مقابله با فشارهای روانی نیاز دارند.
این روانشناس با اشاره به تغییرات گسترده در شیوههای یادگیری گفت: آموزش در جهان دگرگون شده، اما ساختار آموزش و پرورش ایران همچنان با الگوهای گذشته اداره میشود.
وی افزود: امروزه دانشآموزان به کمک هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، در هر ساعت از شبانهروز به منابع آموزشی دسترسی دارند، اما برنامههای درسی، قوانین و شیوههای ارزشیابی مدارس متناسب با این تحولات تغییر نکرده است.
فتحآبادی همچنین از تصمیمگیریهای متمرکز در حوزه آموزش انتقاد کرد و گفت: در جریان جنگ ۴۰ روزه، با وجود آنکه بسیاری از استانهای کشور درگیر نبودند، مدارس آنها نیز به صورت غیرحضوری اداره شدند؛ در حالی که تصمیمگیریها میتوانست متناسب با شرایط هر منطقه انجام شود.
این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد که بهبود سلامت روان دانشآموزان تنها با افزایش تعداد روانشناسان مدارس محقق نمیشود، بلکه نیازمند تصمیمگیریهای کلان، واقعبینانه و هماهنگ در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی است.
به گفته وی، بازسازی امید در میان نوجوانان، ایجاد احساس امنیت، تقویت حضور در مدارس و بهروزرسانی نظام آموزشی، مهمترین اقداماتی است که میتواند زمینه کاهش آسیبهای روانی دانشآموزان و افزایش انگیزه آنها برای ادامه تحصیل را فراهم کند.
