به گزارش آتیهآنلاین، حالا در شرایطی که آمارهای رسمی از رشد سهم زنان در کسبوکارهای خانگی خبر میدهد، گزارشهای اجتماعی هشدار میدهند که بخش بزرگی از این روند نه از مسیر توانمندسازی اقتصادی، بلکه از دل حذف تدریجی زنان از بازار رسمی کار شکل گرفته است.
زنان حدود ۷۰ درصد متقاضیان مجوز مشاغل خانگی را تشکیل میدهند؛ آماری که نشان میدهد زنان بیش از هر زمان دیگری به فعالیتهای اقتصادی در خانه روی آوردهاند. از تولید صنایعدستی و پوشاک گرفته تا آشپزی، خدمات آنلاین و فروش اینترنتی، دامنه این مشاغل گسترده شده و برای بسیاری از خانوادهها به بخشی از درآمد روزانه تبدیل شده است.
اما پشت این آمار، واقعیتی تلختر قرار دارد. بسیاری از زنانی که وارد مشاغل خانگی شدهاند، یا فرصت ورود به بازار رسمی کار را نداشتهاند یا در سالهای اخیر به دلیل رکود اقتصادی، تعدیل نیرو و کاهش ظرفیت اشتغال، شغل خود را از دست دادهاند. در شرایطی که تورم و افزایش هزینههای زندگی فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کرده، زنان ناچار شدهاند برای تأمین بخشی از هزینههای خانواده، به هر شکل ممکن وارد بازار کار شوند؛ بازاری که برای آنان اغلب به مشاغل غیررسمی و کمدرآمد محدود میشود.
زنان؛ نخستین قربانیان بحران و ناامنی
گزارشیهای منتشر شده در رسانهها، تصویری نگرانکننده از وضعیت زنان پس از جنگها و بحرانهای اقتصادی ارائه میدهد. در این گزارش، کارشناسان اجتماعی هشدار میدهند که زنان در دورههای بحران، نخستین گروهی هستند که از بازار کار حذف میشوند و همین مسئله آنان را به پایینترین سطوح سلسلهمراتب اقتصادی و اجتماعی سوق میدهد.
اگرچه ایران درگیر جنگ مستقیم نیست، اما سالها تحریم، تنشهای منطقهای، نااطمینانی سیاسی و بحران اقتصادی، شرایطی مشابه اقتصادهای بحرانزده ایجاد کرده است؛ شرایطی که در آن امنیت شغلی کاهش پیدا میکند و فرصتهای اشتغال پایدار کوچکتر میشود. در چنین فضایی، زنان بیش از مردان آسیب میبینند، زیرا بخش بزرگی از اشتغال آنان در حوزه خدمات، فروش، آموزش و مشاغل پارهوقت متمرکز است؛ حوزههایی که معمولاً در زمان بحران سریعتر دچار رکود میشوند.
کارشناسان میگویند حذف زنان از بازار کار فقط به معنای از دست رفتن درآمد نیست، بلکه تبعات اجتماعی گستردهای دارد. کاهش استقلال مالی، افزایش وابستگی اقتصادی، محدود شدن قدرت تصمیمگیری و تشدید فقر زنانه، از جمله پیامدهایی است که در سالهای اخیر بیشتر دیده میشود. زنان سرپرست خانوار در این میان آسیبپذیرترند، زیرا بیکاری برای آنان مستقیماً به بحران معیشت تبدیل میشود.
اشتغال خانگی؛ راه نجات یا عقبنشینی اجباری؟
در چنین شرایطی، مشاغل خانگی برای بسیاری از زنان به راهی برای بقا تبدیل شده است. دولت طی سالهای گذشته با پرداخت وامهای خرد و تسهیل صدور مجوز، از توسعه این مشاغل حمایت کرده، اما بسیاری از فعالان حوزه کار معتقدند رشد اشتغال خانگی لزوماً به معنای بهبود وضعیت زنان نیست.
بخش زیادی از زنان شاغل در خانه، ساعتهای طولانی کار میکنند بدون آنکه از بیمه، بازنشستگی یا حمایتهای قانونی برخوردار باشند. آنان همزمان مسئولیت کار خانگی و مراقبت از خانواده را نیز بر دوش میکشند و درآمدشان اغلب ناپایدار و وابسته به وضعیت بازار است. به همین دلیل، برخی جامعهشناسان معتقدند گسترش مشاغل خانگی در شرایط بحران، بیش از آنکه نشانه توسعه اقتصادی باشد، نوعی عقبنشینی اجباری زنان از بازار رسمی کار است.
با وجود این، بسیاری از زنان همچنان تلاش میکنند از همین فرصتهای محدود برای حفظ استقلال اقتصادی خود استفاده کنند. اما کارشناسان تأکید دارند که بدون ایجاد شغل پایدار، حمایت بیمهای و کاهش تبعیضهای جنسیتی در استخدام، افزایش تعداد مجوزهای مشاغل خانگی نمیتواند بحران اشتغال زنان را حل کند. در غیر این صورت، رشد این مشاغل بیش از هر چیز تصویری از اقتصادی خواهد بود که زنان در آن، زیر فشار بحران و ناامنی، ناچار به سازگاری با حداقل امکانات شدهاند.