کشاورزی آمریکا در بحران؛ ورشکستگی مزارع ۴۶ درصد افزایش یافت
سیستم کشاورزی آمریکا با وجود رکوردشکنی در برداشت، با کاهش سودآوری، وابستگی شدید به دو محصول و افزایش ۴۶ درصدی ورشکستگی مزارع روبروست. جنگ ایران آخرین ضربه به این صنعت شکننده است.
سیستم کشاورزی آمریکا با وجود رکوردشکنی در برداشت، با کاهش سودآوری، وابستگی شدید به دو محصول و افزایش ۴۶ درصدی ورشکستگی مزارع روبروست. جنگ ایران آخرین ضربه به این صنعت شکننده است.
هر پنج سال یک بار، کنگره آمریکا لایحه جدید مزرعه (Farm Bill) را تصویب میکند. بیشتر بحثها حول موضوعات حزبی معمول میچرخد؛ اینکه چه مقدار کمک غذایی به نیازمندان داده شود (دموکراتها کمک بیشتر میخواهند، جمهوریخواهان معمولا کمتر) و کشاورزان چه نوع یارانهها و بیمه محصولی دریافت خواهند کرد. لایحه جدید که مجلس نمایندگان آن را تصویب کرده و اکنون در سنا در حال بررسی است، تفاوت چندانی با قبل ندارد. یعنی از پرداختن به مشکل اساسی طفره میرود: صنعت کشاورزی آمریکا دچار زوالی ساختاری شده است.
در نگاه اول شاید اینطور به نظر نرسد. آمریکا سومین تولیدکننده بزرگ کشاورزی در جهان و دومین صادرکننده بزرگ است. با این همه بیشتر تولیدات آن به محصولات زراعی نقدی (cash crops) بهویژه دو محصول عمده ذرت و سویا محدود میشود. این محصولات عمدتا به سوخت، خوراک دام و صادرات برای تغذیه سایر کشورها اختصاص مییابد. درحالیکه تولید غلات داخلی برای دههها رو به افزایش بوده، تولید میوه و سبزیجات در حال کاهش است. آمریکاییها ۵۹ درصد میوه تازه و ۳۵ درصد سبزیجات مصرفی خود را وارد میکنند.
برخی ممکن است بگویند این صرفا عملکرد بازار آزاد جهانی است. اما واقعیت این است که سیستم کشاورزی آمریکا دیگر متناسب با نیازهای ملی یا حتی بینالمللی طراحی نشده است. به تعبیر اقتصاددانان «پیامدهای منفی خارجیِ» چنین سیستمی آنقدر سنگین شده که دیگر نمیتوان نادیدهشان گرفت.
«اندی گرین»، مشاور ارشد سابق کشاورزی دولت بایدن، میگوید: «شاخصهای موفقیت ما اشتباه است. برای ایجاد سیستمی تابآورتر، باید فراتر از بازدهی کوتاهمدت فکر کنیم.»
اگرچه کشاورزان آمریکایی بیش از همیشه مولد هستند (برداشت پاییز سال گذشته رکورد زد)، سودآوری به دلیل عرضه مازاد و افزایش هزینهها به شدت کاهش یافته است.
بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، ورشکستگی مزارع ۴۶ درصد افزایش یافت و به سطحی رسید که آخرین بار در دوره «کمک مزرعهداران» (Farm Aid) در دهه ۱۹۸۰ دیده شده بود. اواخر سال گذشته، دولت ترامپ جدیدا پس از ۳۰ میلیارد دلاری که در دوره اول ترامپ برای کمک به کشاورزان پرداخت شد، اکنون یک طرح کمک ۱۲ میلیارد دلاری دیگر را اعلام کرد. کشاورزان از جنگهای تجاری، بلایای اقلیمی و مهمتر از همه، افزایش قیمت کود و سایر نهادهها آسیب دیدهاند؛ قیمتهایی که پس از جنگ اوکراین بسیار بالا رفته و اکنون به دلیل جنگ ایران باز هم افزایش یافته است.
بخشی از این فشارها نتیجه مستقیم اقدامات خود ترامپ است. با این حال، حتی اگر سیاستهای کاخ سفید بهتر از این هم بود، سیستم کشاورزی آمریکا به لطف رویکردهایی که دههها پیش اتخاذ شدند، همچنان به سمت بحران رانده میشد. ریشه این بحران سیاستهای «بزرگ شو یا حذف شو» است که «ارل بوتز»، وزیر کشاورزی دوران ریچارد نیکسون، مطرح کرد. او بسیاری از سیاستهای «نیو دیل» (دوران فرانکلین روزولت) را لغو کرد. این سیاستها صادرات را با حمایت از کشاورزان کوچک و تنوع محصولات متعادل میکردند، اما رویکرد بوتز، سیستمی بسیار متمرکز را تشویق کرد که فقط به تولید کالری ارزان و واگذاری بقیه امور به بازار آزاد میاندیشد.
امروز همانطور که ریسک گلوگاهها در صنعت نیمههادی و نفت را میفهمیم (بهویژه در عصری که تجارت دارد به سلاح تبدیل میشود)، هزینههای واقعی سیستم کشاورزی آمریکا آشکارتر میشود؛ سیستمی که فقط بازدهی بالای کوتاهمدت چند محصول خاص را اولویت میدهد.
نخست، کشت تکراری یک محصول در یک زمین، سال پس از سال، آسیبپذیری شدیدی در برابر هزینههای نهادههایی مانند انرژی و کود ایجاد میکند. این نوع کشاورزی صنعتی، مواد مغذی خاک را میمکد و برای حفظ عملکرد به مواد شیمیایی بیشتری نیاز دارد (نگرانیها درباره سمی بودن این نوع کشاورزی نیز در حال افزایش است، همانطور که در پرونده حقوقی «مونسانتو» دیده میشود).
بسیاری از کشاورزان دوست دارند محصولات متنوعتری بکارند، اما سیستم یارانههای بیمه محصول، آنها را به سمت کشت تکمحصولی سوق میدهد. دلیلش این است که یارانه بیمه با افزایش سطح زیر کشت (تعداد هکتار) بالاتر میرود. بنابراین کشاورز برای دریافت یارانه بیشتر، مجبور است سطح زیر کشت خود برای یک محصول را افزایش دهد. بهترین راه برای این کار، کاشتن یک یا دو محصول اصلی (مثل ذرت و سویا) در زمینهای وسیع است. تنوع محصولات این امکان یارانهای را از او میگیرد. همینطور کمکهای دولتی (bailouts) به ازای هر هکتار پرداخت میشود. این موضوع، همراه با تمرکز بالا در بخش خردهفروشی، کشاورزی کوچکتر، متنوعتر و پایدارتر را دلسرد میکند، چرا که زنجیرههای بزرگ مواد غذایی ترجیح میدهند با پردازشگران و تولیدکنندگان بزرگ کار کنند.
بهعلاوه صادرات ارزان محصولات نقدی، ریسک اقتصادی دارد. خرید سویای آمریکا توسط چین در بحبوحه جنگ تجاری به شدت کاهش یافت. چین به طور فعال به سوی خودکفایی غذایی حرکت میکند. این که آمریکا همچنان میلیاردها دلار برای کمک به کشاورزانی خرج کند که تشویق میشوند محصولی را تولید کنند که بزرگترین خریدارش دیگر آن را نمیخرد، به هیچ وجه منطقی نیست.
لایحه جدید اگر ایالتها را از وضع قوانین خود منع کند، به نفع بزرگترین تولیدکنندگان مانند شرکت چینی «اسمیتفیلد» (بزرگترین تولیدکننده گوشت خوک در آمریکا) تمام میشود. این اقدام هرچند از نظر تئوری ایرادی ندارد، اما برای کشوری که در آن کاهش وابستگی به چین یک هدف دوحزبی است، عجیب به نظر میرسد؛ مانند بسیاری از جنبههای سیستم غذایی آمریکا، این وضعیت منطقی به نظر نمیرسد.
منبع: فایننشیال تایمز
