در روزهایی که تهران بهظاهر خلوتتر از همیشه بود، زیر این سکوت ظاهری، آمارها چیز دیگری میگفتند: روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ اصابت در نقاط مختلف شهر. در همان زمان، سازمان آتشنشانی تهران همچنان مأموریتهای عادی خود را نیز انجام میداد؛ روزانه حدود ۳۵۰ عملیات معمول، بهعلاوه مدیریت صحنههای جنگی. در این میان، نیروهای امدادی با شرایطی روبهرو بودند که همزمان چند لایه بحران را تحمیل میکرد: آوار، آتش، انفجار و اضطراب.
در یکی از همین عملیاتها، یک کودک ۱۴ ماهه از زیر آوار بیرون کشیده شد؛ مادری جان باخته بود و پدر مجروح، اما کودک زنده ماند و تا رسیدن خانواده تحت مراقبت نیروهای آتشنشانی قرار گرفت. در مجموع، حدود ۴۳۰ نفر از زیر آوار با همکاری آتشنشانی و هلالاحمر نجات یافتند؛ عملیاتهایی که گاهی یک ساعت طول میکشید و گاهی ۹ ساعت، با این واقعیت که کوچکترین خطا میتوانست به فاجعه منجر شود. در حادثهای دیگر، ۱۵ نفر در فضای بستهای گرفتار شده بودند و در آستانه خفگی قرار داشتند. یکی از آتشنشانان با ورود داوطلبانه به فضای بسیار محدود، مسیر تزریق اکسیژن را باز کرد و جان همه نجات یافت.
قدرتالله محمدی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران، میگوید در اوج بحران حدود ۵ هزار آتشنشان بهصورت شبانهروزی در آمادهباش کامل بودند. میانگین زمان رسیدن به صحنه حادثه نیز حدود ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه ثبت شد؛ رقمی که در شرایط عادی هم چالشبرانگیز است، چه برسد به شهری درگیر چند ده عملیات همزمان. همکاری دستگاههای خدماتی مانند آب، برق و گاز نیز یکی از نقاط کلیدی مدیریت بحران بوده است؛ هماهنگیای که به گفته مسئولان، حاصل جلسات مشترک و تجربههای پیشین بوده است.
در این ۴۰ روز، حضور میدانی فرماندهان نیز بخشی از مدیریت بحران بود. محمدی تأکید میکند که خود او بهصورت مستمر در صحنهها حضور داشته و حتی شبها در نزدیکی محل عملیات مستقر بوده است؛ اقدامی که هم برای افزایش روحیه نیروها و هم برای تصمیمگیری سریعتر انجام شده است.
در این دوره، هیچ مورد شهادت در میان آتشنشانان ثبت نشد، اما ۳۴ نفر از نیروها در حین مأموریت مصدوم شدند؛ برخی بر اثر ترکش و برخی در جریان عملیاتهای سنگین. یکی از پیچیدهترین عملیاتها زمانی رخ داد که گزارش اولیه از اصابت در بازار بزرگ تهران منتشر شد، اما بررسیها نشان داد حادثه در آن محدوده رخ نداده است. همزمان گزارش دیگری از میدان شهدا تأیید شد. در نهایت مشخص شد یک موشک کروز وارد یک واحد مسکونی شده است. چهار موشک کروز به سمت شرق تهران شلیک شده بودند که یکی از آنها توسط پدافند رهگیری شده بود. سرجنگی این موشک حدود ۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت و پس از ورود به ساختمان، از پذیرایی عبور کرده و در مسیر راهپله متوقف شده بود.عملیات خارجسازی آن با جرثقیل و رعایت کامل اصول ایمنی انجام شد؛ در حالی که ساکنان در زمان حادثه در خانه حضور نداشتند و از یک فاجعه انسانی جلوگیری شد.
در کنار خطرات فیزیکی، فشار روانی بر نیروهای امدادی نیز سنگین بود؛ مواجهه با اجساد کودکان، خانوادههایی که در خواب جان باخته بودند و صحنههای آوار، بخشی از واقعیت روزهای بحران بود. با این حال، روایت مدیرعامل آتشنشانی نشان میدهد که همبستگی مردم نیز در این دوره نقش مهمی داشته؛ از پرهیز از تجمع در محل حادثه تا کمکهای سادهای مانند آب و غذا برای نیروهای عملیاتی.
۴۰ روز بحران در تهران شهری که همزمان در حال سوختن، نجات دادن و دوباره ایستادن بود. از نجات ۴۳۰ نفر زیر آوار تا خنثیسازی موشک کروز در یک خانه مسکونی، از ۴۰ هزار اصابت تا ۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه زمان رسیدن نیروها. تحلیل تجربه این ۴۰ روز نشان می دهد میزان خسارت در بافتهای فرسوده بسیار بالاتر بوده است. این در حالی است که ساختمانهای مقاوم توانستهاند نقش مهمی در کاهش تلفات ایفا کنند؛ موضوعی که به گفته مسئولان، ضرورت نوسازی شهری را دوچندان میکند.