جنگ در امتداد کریدورها
جنگ اقتصادی و نظامی آمریکا علیه ایران، نظم ژئواکونومیک اوراسیا را در «جنگ کریدورهای اتصال» تغییر داده؛ جایی که کریدور شرقی-غربی چین و کریدور شمالی-جنوبی روسیه و هند در برابر «IMEC» تحت رهبری آمریکا صفآرایی کردهاند.
جنگ اقتصادی و نظامی آمریکا علیه ایران، نظم ژئواکونومیک اوراسیا را در «جنگ کریدورهای اتصال» تغییر داده؛ جایی که کریدور شرقی-غربی چین و کریدور شمالی-جنوبی روسیه و هند در برابر «IMEC» تحت رهبری آمریکا صفآرایی کردهاند.
جنگ انتخابی آمریکا علیه ایران، نقشه ژئواکونومیک اوراسیا را بیش از هر زمان دیگری به «جنگ کریدورهای اتصال» گره زده است. کریدورهای تجاری، حملونقل و انرژی که قلب فرآیند یکپارچگی اوراسیا را تشکیل میدهند، در این جنگ دچار اختلال، بیثباتی و تغییر مسیر شدهاند.
براساس گزارش جدید نشریه کریدل، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب اوراسیا، کریدورهای عمدهای تمامی بازیگران اصلی این قاره را در هم تنیده است. چهار محور اصلی این «نبرد» عبارتند از: کریدور جاده ابریشم جدید چین (BRI) که تحت رهبری پکن از شرق به غرب کشیده شده است. کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) که روسیه، ایران و هند را به هم متصل میکند. کریدور آمریکایی به نام «IMEC» که تلاش دارد هند را از طریق رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی به اروپا متصل کند. درنهایت کریدورهای پیشنهادی ترکیه به سمت قطر، سوریه و عراق هم درگیر ماجرا هستند.
موقعیت جغرافیایی ایران آن را از مسیرهای باستانی «جاده ابریشم» تا امروز، به عنوان چهارراه حتمی شرق و غرب معرفی کرده است. این نقش توسط جاده ابریشم جدید چین احیا شده و در توافق ۲۵ ساله ۴۰۰ میلیارد دلاری پکن-تهران (۲۰۲۱) دنبال میشود. حرکت اولین قطار باری از «شیان» چین به بهرهبرداری رسمی از این کریدور انجامید و زمان حملونقل را از ۴۰ روز به ۱۵ روز کاهش داد. این مسیر زمینی برای دور زدن سلطه دریایی آمریکا و تنگههای حساسی مثل هرمز، مالاکا و سوئز طرحریزی شده است.
ایران در نقطه تلاقی دو کریدور حیاتی اوراسیا قرار دارد: یکی کریدور شرق به غرب تحت رهبری چین و دیگری کریدور شمال به جنوب (INSTC) که روسیه، ایران و هند عضو اصلی آن هستند. آنچه تا پیش از جنگ بیثبات مینمود، مانور هوشمندانه تهران بین دو قدرت (چین و هند) و دو کریدور بود؛ اما چرخش راهبردی آشکار هند به سمت آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش از حملات فوریه، این معادله را در بلندمدت دگرگون کرده است.
کریدور موسوم به هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) که در اصل کریدور اتصال رژیم صهیونیستی، هند و اروپا است، در نتیجه جنگ ایران به کما رفته است. هدف اصلی این طرح، تبدیل رژیم صهیونیستی به هاب انرژی و تجارت در غرب آسیا و دور زدن اعضای واقعی یکپارچگی اوراسیایی (چین، روسیه و ایران) بود. اما زیرساختهای این کریدور در بنادر حیفا و امارات توسط موشکهای ایرانی هدف قرار گرفته و بخشهای بزرگی از خطوط ریلی آن (نزدیک به ۱۱۰۰ کیلومتر) «گم» شده است. عربستان سعودی به دنبال مصالحه با ایران است، اما امارات متحده عربی عملا درگیر جنگ با تهران شده و اروپا نیز به «خودکشی سیاسی و اقتصادی» مشغول شده است. در این میان، هند برای برگزاری نشست بریکس و همزمان همراستایی با آمریکا دچار حیرت و سرگردانی است.
در این میان، ترکیه تلاش میکند با «پروژه خط لوله» خود، جایگاه منطقهایاش را ارتقا دهد. ایدههای آنکارا از خط لوله نفت بصره-جیحان گرفته تا خط لوله گاز قطر به ترکیه با بودجه ۱۵ میلیارد دلاری، عمدتا به دلیل نبود اجماع سیاسی در عراق، معلق ماندن قطر درباره LNG و معادلات نظامی نامشخص در سوریه، تنها در حد یک کابوس باقی مانده است. خط لوله ترانس-کاسپین که هدف آن اتصال ترکمنستان به اروپاست، نیز به دلیل نداشتن ظرفیت صادراتی مازاد ترکمنستان (چین تمام خروجی گاز آن را خریداری میکند) در هالهای از ابهام است.
آمریکا تاسیسات کلیدی کریدورهای یکپارچگی اوراسیایی (نظیر بندر انزلی، بندرعباس، بندر چابهار و بخشی از راهآهن چین-ایران) را بمباران کرده است. این حملات به جنگی علیه ایران، علیه چین، علیه بریکس و علیه تمامیت قاره اوراسیا تعبیر شده است. اما با وجود تمام این موانع، «جنگ کریدورهای اتصال» به عنوان نیروی محرک اصلی تحولات ژئواکونومیک، جریان تجارت را از غرب آسیا به سوی جنوب و مرکز قاره سوق میدهد. در نهایت، اتصالها هرگز از مسیر خارج نخواهند شد.
