سازمان بینالمللی کار (ILO) در گزارش جدید خود هشدار داده است که تغییرات عمیق در جهان کار، از جمله گسترش فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، گذار به اقتصادهای پایدار از نظر زیستمحیطی و سالمندی جمعیت، پیامدهای مهمی برای مهارتهای مورد نیاز کارگران دارد. با این همه نظامهای یادگیری در سراسر جهان هنوز نتوانستهاند به طور عادلانه به این تحولات پاسخ دهند و در نتیجه خطر تشدید نابرابریها وجود دارد.
بر اساس این گزارش، فقط۱۶ درصد از افراد ۱۵ تا ۶۴ سال در سراسر جهان اعلام کردهاند که در یک سال پیش، در آموزش ساختاریافته (دورههای رسمی) شرکت کردهاند. این رقم در کشورهای مختلف تفاوت چندانی ندارد. با این حال، در میان کارگران تماموقت با قرارداد دائم در بنگاههای رسمی، مشارکت بسیار بالاتر است و ۵۱ درصد از کارفرمای خود آموزش دریافت میکنند. این شکاف نشاندهنده نابرابری آشکار در دسترسی به یادگیری، به ویژه میان کارگران بخش رسمی و غیررسمی و همچنین در سطوح مختلف تحصیلی است.
شکاف یادگیری: «یادگیری حین کار» در مقابل آموزش ساختاریافته
گزارش تاکید میکند که کارگران با تحصیلات رسمی کمتر، شاغل در مشاغل غیررسمی و یا بنگاههای کوچک، عمدتا به روش «یادگیری حین کار» (Learn-by-doing) مهارت کسب میکنند، درحالیکه سایر کارگران بیشتر از همکاران با تجربه خود یاد میگیرند یا به آموزش ساختاریافته دسترسی دارند. این وضعیت نیاز به سیستمهایی از آموزش را نشان میدهد که بر روشهای واقعی کسب مهارت در طول زندگی کاری افراد متمرکز است.
فراتر از مهارتهای دیجیتال و سبز
یکی از یافتههای کلیدی گزارش این است که تمرکز صرف بر مهارتهای فنی کافی نیست. کارفرمایان در کشورهای با درآمدهای مختلف، به طور فزایندهای به دنبال ترکیبی از مهارتها هستند. مهارتهای دیجیتال و سبز مهم است، اما این مهارتها اغلب در کنار مهارتهای بنیادین شناختی، اجتماعی-عاطفی و مهارتهای دستی مورد نیازند. کارگرانی که دارای این «مهارتهای چرخهای» (همهجانبه) هستند، شانس بیشتری برای دستیابی به مشاغل با دستمزد بالاتر و شرایط کاری بهتر دارند.
تحلیل اصلی ILO از دادههای آگهیهای شغلی آنلاین نشان میدهد که تقاضای قوی برای ترکیبی از مهارتهای دیجیتال، ارتباطی، کار گروهی و حل مسئله وجود دارد. به عنوان مثال، مهارتهای اجتماعی-عاطفی به تنهایی بیش از نیمی از مهارتهای درخواستی در کشورهایی مانند برزیل، مراکش و امارات متحده عربی و بیش از ۴۰ درصد در مصر، اردن، آفریقای جنوبی و اروگوئه را تشکیل میدهد. مهارتهای شناختی و فنی نیز به طور گسترده مورد تقاضا هستند.
در حال حاضر، مهارتهای خاص هوش مصنوعی تنها سهم کوچکی از کل تقاضای مهارت را تشکیل میدهند. انتظار میرود این تقاضا رشد کند، اما نشاندهنده این واقعیت نیز هست که بسیاری از کارگران از ابزارهای آماده هوش مصنوعی استفاده میکنند که نیاز به دانش تخصصی ندارد. در عوض، آنها به مهارتهای بنیادینی مانند سواد دیجیتال، تفکر انتقادی و تواناییهای اجتماعی تکیه میکنند.
مشاغل سبز و مراقبتی؛ چالشها و فرصتها
سازمان بینالمللی کار تخمین میزند که ۳۲ درصد از کارگران در سراسر جهان وظایف مرتبط با محیطزیست را انجام میدهند. با این حال، گزارش هشدار میدهد که مشاغل مرتبط با گذار سبز به خودی خود مشاغل شایسته نیستند و بدون ترکیب مناسبی از مهارتها و سیاستها، ممکن است شرایط کاری بهبود نیابد.
همچنین نیاز رو به رشد به مراقبت (به ویژه سالمندی جمعیت) برجسته شده است. انتظار میرود نیاز جهانی به کارگران مراقبت بلندمدت از ۸۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳ به ۱۵۸ میلیون نفر تا سال ۲۰۵۰ افزایش یابد. با این حال، بسیاری از کارگران مراقبت حقوقی هنوز با شرایط کاری نامناسب مواجه هستند، مسئلهای که نشان میدهد مهارتها در بخشهایی که خدمات حیاتی ارائه میدهند، اغلب کمارزش و کمدستمزد تلقی میشوند.
اولویت سیاستی: یادگیری مادامالعمر
این گزارش خواستار رویکردی جامع برای یادگیری مادامالعمر است که فراتر از آموزش رسمی، فرصتهای یادگیری و آموزش را در محیطهای کار و کل جامعه در بر گیرد. یادگیری مادامالعمر فراتر از قابلیت اشتغال و بهرهوری است و زیربنای کار شایسته، نوآوری واقعی، شهروندی فعال و شمول اجتماعی را تشکیل میدهد.
با این همه در بسیاری از کشورها، سیستمهای یادگیری هنوز پراکنده و به طور مزمن کمبودجه هستند. حتی در کشورهای پردرآمد، ۳۴ درصد از آنها کمتر از یک درصد از بودجه آموزش عمومی خود را به آموزش بزرگسالان اختصاص میدهند. در کشورهای کمدرآمد، این رقم به ۶۳ درصد میرسد.
گزارش تاکید میکند که دولتها، سازمانهای کارفرمایی و سازمانهای کارگری همگی نقشی کلیدی دارند. جهان در وضع کنونی نیازمند دسترسی گستردهتر و برابرتر به یادگیری است؛ این به معنی سیستمهای آموزشی قویتر و سیاستهای یادگیری مادامالعمر که بهتر با زندگی مردم هماهنگ باشد. همچنین به حاکمیت قوی، هماهنگی، تامین مالی و گفتگوی اجتماعی نیاز است. بدون اقدام قاطع، تحولات شکلدهنده به آینده کار، خطر جا گذاشتن بخشهای بزرگی از نیروی کار جهانی را به همراه خواهد داشت.