تهران پیش از سال تحویل؛ شهری معلق میان جنگ و نوروز
شبهای پایانی اسفند در تهران همیشه ریتم مشخصی داشت؛ شهر تا نیمهشب بیدار میماند، خیابانها پر از جمعیت میشد و پاتوق هایی مانند میدان نیلوفر یا سنایی و ایرانشهر تا بامداد بیدار بود، جایی که مردم کنار خیابان میایستادند، غذا میخوردند، گفتوگو میکردند و حضورشان، زندگی را به خیابان میآورد؛ جایی که صدا، نور، بو و حرکت، در هم میآمیخت و شب عید را تعریف می کرد.
اما امسال همان میدان، با همان مغازهها و همان نورها، تصویر متفاوتی دارد؛ میدان نیلوفر ویرانه شده، مردم هنوز در رفتوآمدند، اما کمتر کسی میایستد، کمتر کسی مکث میکند و غذافروشیها حتی بعد از افطار هم مشتری چندانی ندارند.
در سطح شهر، اولین نشانهای که به چشم میآید، خلوتی خیابانهاست؛ خلوتیای که بیش از آنکه شبیه روزهای پرنشاط نوروز باشد، به روزهای نیمهتعطیل فروردین شباهت دارد، با این تفاوت که از آن حس آرامش و سبکی خبری نیست و جای آن را نوعی اضطراب گرفته که در چهرهها، در سرعت قدمها و در مکثهای کوتاه مردم قابل تشخیص است.
سال گذشته در همین روزها، پیادهروها بهسختی قابل عبور بودند و دستفروشان حتی بخشی از خیابان را هم اشغال میکردند و خودروها با احتیاط از کنار آنها عبور میکردند، اما امسال همان بساطها برقرار است، بدون آنکه خریداری جدی در مقابلشان بایستد یا گفتوگویی شکل بگیرد. در محدوده هفتتیر و ولیعصر، فروشندهها بهجای صدا زدن مشتری، بیشتر نظارهگرند و لباسهایی که باید برای شب عید فروخته میشد، همچنان با برچسب حراج زمستانی روی رگالها ماندهاند؛ برچسبهایی که انگار بیش از آنکه نشانه تخفیف باشند، نشانه رکودند.
یکی از فروشندهها میگوید امسال عملاً شب عیدی در کار نبوده و آنچه در دو روز پایانی دیده میشود، بیشتر یک افزایش محدود و مقطعی در تعداد خریداران است که نمیتواند نشانه بازگشت رونق تلقی شود، بلکه شبیه تلاشی برای حفظ حداقلهای یک رسم قدیمی است.
در عین حال، شهر از نظر ظاهری برای نوروز آماده شده است؛ گلکاریها انجام شده، جدولها رنگ شدهاند، درختان شکوفه دادهاند و نشانههای بهار در فضا دیده میشود، اما این تصویر در بسیاری از نقاط شهر با واقعیتی دیگر قطع میشود؛ واقعیتی که با یک دیوار ترکخورده، یک پنجره شکسته یا یک ساختمان نیمهویران خودش را نشان میدهد.
در گوشهوکنار تهران، خانههایی دیده میشود که در جریان حملات اخیر آسیب دیدهاند؛ ساختمانهایی با دیوارهای فرو ریخته، پنجرههای شکسته و نماهایی که دیگر یکدست نیستند . این خانهها بخشی از بافت شهر شدهاند و در کنار نشانههای بهار، یادآور حضوری مداوم از جنگ در زندگی روزمره شهرونداناند.
تهران در این روزها، همزمان دو چهره دارد؛ شهری که برای نوروز آراسته شده و شهری که نشانههای ویرانی را با خود حمل میکند، و این دو چهره، بدون فاصله، کنار هم دیده میشوند.
بازار تهران هم اگرچه همچنان پر رفتوآمد بود ، اما جنس این شلوغی با سالهای گذشته تفاوت دارد. خریدها کوچکتر شده، تصمیمها محتاطانهتر و بسیاری از مراجعهکنندگان بیشتر برای مقایسه قیمتها یا پرسوجو وارد مغازهها میشوند تا خرید قطعی و این یعنی بازار بیشتر محل سنجش است تا مصرف.
پاساژها باز هستند، اما مغازههای محلی، آنهایی که معمولاً در این روزها بیشترین رونق را داشتند، با کاهش محسوس مشتری مواجهاند و فروشندگان، بیش از آنکه درگیر فروش باشند، درگیر انتظارند. در بخش خدماتی نیز وضعیت مشابهی دیده میشود؛ رستورانها و کافهها بهصورت پراکنده فعالاند و بسیاری از آنها با کاهش قابلتوجه مراجعهکننده روبهرو شدهاند، بهطوری که برخی تنها برای حفظ حضور، چراغها را روشن نگه داشتهاند.
بازار تجریش یکی از پرترددترین نقاط تهران در روزهای پایانی سال بود، امسال حالوهوایی متفاوت دارد؛ ازدحام همیشگی دیده نمیشود ،مغازههای باز هستند اما آنجا هم جمعیت هست ولی مشتری سال های گذشته نه.
سبزهها روی دست فروشنده ها مانده یکی از فروشندگان به شوخی میگوید گلهای مغازه کناری موشک خورده خلوتند ! اما گلهای سالم اوهمفروش نرفته است.
برخی میوهفروشیها زودتر از موعد تعطیل کردهاند و فروشندگان از کاهش شدید تقاضا صحبت میکنند، بهطوری که حتی روزهای پایانی سال هم نتوانسته بازار آنها را گرم کند.
خریدهای نوروزی در بسیاری از موارد به اقلام ضروری محدود شده و بخشی از این خریدها نیز از طریق کالابرگ انجام میشود، که خود نشانهای از تغییر الگوی مصرف در میان خانوارهاست.
شیرینیفروشیها همچنان فعالاند، اما از صفهای طولانی و خریدهای پرحجم خبری نیست و مشتریان با سرعت بیشتری خرید کرده و محل را ترک میکنند، بدون آن مکث و وسواسی که همیشه بخشی از خرید شب عید بود.
یکی از نقاط خلوت این روزها، وضعیت پارکینگهای عمومی شهر است؛ فضاهایی که در سالهای گذشته در این ایام با کمبود جا مواجه بودند، امسال بهطور محسوسی خلوتتر شدهاند و این خلوتی، نه فقط یک تغییر ظاهری، بلکه نشانهای از کاهش حضور و تحرک در سطح شهر است. کاهش حضور خودروها در این نقاط، بهنوعی بازتابی از کاهش کلی تردد و فعالیت اقتصادی در سطح شهر است و تصویری فشرده از آنچه در کل تهران جریان دارد، ارائه میدهد.
اسفند در اقتصاد ایران همواره ماهی کلیدی محسوب میشد؛ دورهای که با افزایش خریدهای نوروزی، تسویهحسابها و رشد گردش مالی همراه بود و بسیاری از کسبوکارها، بخش مهمی از درآمد سالانه خود را در همین ماه به دست میآوردند. آمارهای سالهای گذشته نیز نشان میدهد که تعداد تراکنشهای مالی در این ماه معمولاً از میانگین سال بالاتر بوده و کسبوکارها در این دوره با تحرک بیشتری مواجه میشدند.
با این حال، در سالهای اخیر این روند بهتدریج تضعیف شده و در اسفند ۱۴۰۴، تحت تأثیر همزمان تورم بالا و شرایط جنگی، به شکل محسوسی تغییر کرده است. افزایش شدید قیمتها، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و نااطمینانی ناشی از شرایط جنگی نیز باعث احتیاط بیشتر در هزینهکرد شده است، بهگونهای که حتی افرادی که توان خرید دارند نیز در تصمیمگیری دچار تردید شدهاند.
در چنین شرایطی، برخی فعالان اقتصادی از کاهش جدی درآمدها خبر میدهند. یک مدیر مالی از پرداخت ناقص عیدی کارکنان برای نخستینبار در سالهای فعالیت خود سخن میگوید و فعالان بازار نیز از دشواری در وصول مطالبات و چکها گلایه دارند. در بخش خدمات و کسبوکارهای نو نیز گزارشهایی از کاهش محسوس درآمدها در اسفند امسال مطرح شده است و بسیاری از مدیران، از ماهی سخن میگویند که برخلاف همیشه، بهجای ایجاد امید، نگرانی به همراه داشته است.
نگرانیها تنها به اسفند محدود نمیشود و بسیاری از فعالان اقتصادی نسبت به فروردین پیشرو نیز ابراز نگرانی میکنند؛ ماهی که بخش قابل توجهی از آن تعطیل است و در سالهای گذشته، کسبوکارها با تکیه بر درآمدهای اسفند آن را پشت سر میگذاشتند، اما امسال این پشتوانه تضعیف شده و همین موضوع، چشمانداز ماههای ابتدایی سال را با ابهام همراه کرده است.
یکی دیگر از ویژگیهای تهران در آستانه نوروز ۱۴۰۵، کاهش حضور جمعیت در شهر است؛ به نظر میرسد بخشی از شهروندان زودتر از موعد تهران را ترک کردهاند و همین موضوع به خلوتتر شدن فضاهای شهری دامن زده است، بهطوری که در بسیاری از نقاط، کاهش تراکم جمعیت بهوضوح قابل مشاهده است.
در عین حال، نشانههای معمول نوروز نیز کمرنگتر از گذشتهاند؛ از المانهای شهری مانند تخممرغهای رنگی بزرگ خبری نیست و حالوهوای عمومی شهر نیز کمتر با فضای آغاز سال نو همخوانی دارد، گویی شهر، اگرچه تقویم را میشناسد، اما حالوهوای آن را از دست داده است.
تهران در آستانه نوروز ۱۴۰۵، در وضعیتی متفاوت از سالهای گذشته قرار دارد؛ شهری که نه به شلوغی معمول اسفند رسیده و نه آرامش فروردین را تجربه میکند و در میانه این دو، با ترکیبی از نشانههای بهار و آثار جنگ، به استقبال سال نو میرود. ترکیب همزمان فشارهای اقتصادی و شرایط جنگی، چهره پایتخت را تغییر داده و باعث شده اسفندی که معمولاً ماه رونق و تحرک بود، امسال به دورهای از احتیاط، کاهش فعالیت و نگرانی تبدیل شود؛ وضعیتی که نهتنها بازارها، بلکه حالوهوای عمومی شهر را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
















