چرا در عصر بحران، فناوری آخرین مرجع قابل اتکاست
در فضای متشنج ایران، خبرهایی دستبهدست میشود: «میلیونها دلار روی جنگ ایران شرطبندی شده است». آنچه در بازارهای پیشبینی دیده میشود، تبدیل ترسها، انتظارات و برآوردهای واقعی بازیگران انسانی به دادهای قابل اندازهگیری است. این داده ممکن است ناخوشایند باشد، اما انکار آن، واقعیت را تغییر نمیدهد.


این روزها در فضای متشنج ایران، خبرهایی با لحن هیجانی دستبهدست میشود: «میلیونها دلار روی جنگ ایران شرطبندی شده است». نام هم معمولاً در مرکز این روایت قرار میگیرد؛ روایتی که تلاش میکند یک پدیده پیچیده فناورانه را به سطح «قمار سیاسی» تقلیل دهد. اما این سادهسازی، بیش از آنکه توضیح بدهد، صورت مسئله را پاک میکند. مسئله اصلی نه شرطبندی است و نه بیاخلاقی کاربران؛ مسئله، فروپاشی اعتماد به انسانها و نهادهایی است که تا همین چند دهه پیش مرجع تفسیر واقعیت بودند.
در جهانی که سیاستمدار دروغ میگوید، رسانه گزینش میکند و نظرسنجیها بهسادگی دستکاری میشوند، پرسش محوری تغییر کرده است. دیگر سؤال این نیست که «چه کسی راست میگوید؟» بلکه این است که کدام سیستم را میتوان راستیآزمایی کرد؟ ظهور بازارهای پیشبینی، پاسخی فناورانه به همین بحران اعتماد است.
فناوری بهجای نیت؛ مهندسی اعتماد
بازارهای پیشبینی مانند Polymarket، بر یک فرض ساده اما رادیکال بنا شدهاند: به نیت انسان اعتماد نکن، هزینه خطا را بالا ببر. در این مدل، افراد آزادند هر باوری داشته باشند، اما تنها زمانی که حاضرند برای آن باور هزینه بدهند، نظرشان وارد محاسبه جمعی میشود. این تفاوت بنیادین با نظرسنجیهاست؛ جایی که نظر دادن رایگان است و در نتیجه، نویز فراوان تولید میشود.
از منظر فناوری، این پلتفرمها نوعی سیستم پالایش اطلاعات هستند. شایعه، تحلیل ضعیف و امیدواری احساسی در آنها دوام نمیآورد، چون بازار بهسرعت آنها را تنبیه میکند.
در مقابل، اطلاعات بهتر و تحلیل دقیقتر پاداش میگیرد. این نه اخلاق است، نه عدالت؛ این طراحی انگیزه است. فناوریای که به انسان خوشبین نیست، اما او را مجبور میکند مسئولیت حرفش را بپذیرد.
جنگ، پیشبینی و سوءتفاهم عمومی
وقتی گفته میشود «روی جنگ شرطبندی شده»، واکنش احساسی قابل فهم است، اما تحلیل درست نیست. بازار پیشبینی جنگ را ایجاد نمیکند؛ همانطور که دماسنج تب را بهوجود نمیآورد. آنچه در این بازارها دیده میشود، تبدیل ترسها، انتظارات و برآوردهای واقعی بازیگران انسانی به دادهای قابل اندازهگیری است. این داده ممکن است ناخوشایند باشد، اما انکار آن، واقعیت را تغییر نمیدهد.
در واقع، واکنش منفی به چنین پلتفرمهایی اغلب نشانه یک ناتوانی عمیقتر است: ناتوانی در مواجهه با تصویری که فناوری بدون سانسور از وضعیت روانی و تحلیلی جامعه ارائه میدهد.
مسئله Polymarket «شرطبندی روی جنگ» نیست؛ مسئله این است که برای نخستین بار، واقعیت احتمالاتی بدون عبور از فیلتر روایتهای رسمی دیده میشود.
سرکوب فناوری، تشدید تاریکی اطلاعاتی
در جمعبندی، اگر بخواهم این بحث را از موضع یک متخصص فناوری ببندم، مسئله نه دفاع از Polymarket است و نه تطهیر یک پدیده جنجالی. مسئله عمیقتر از یک پلتفرم یا یک بازار خاص است. جهان وارد مرحلهای شده که «اعتماد» دیگر یک فضیلت اخلاقی، یک قرارداد اجتماعی یا نتیجه حسننیت بازیگران نیست؛ اعتماد به یک ویژگی معماری سیستمها تبدیل شده است.
ما به فناوری پناه نمیبریم چون انسانها بدتر شدهاند، بلکه چون همان انسانهای همیشگی حالا در مقیاسی تصمیم میگیرند که هزینه خطا، سرعت بحران و دامنه اثر آن، دیگر با روایت، نیت یا شعار قابل مهار نیست. بازارهای پیشبینی، بلاکچین و سیستمهای قابل راستیآزمایی قرار نیست آینده را بسازند یا اخلاق را نجات دهند؛ کار آنها سادهتر و بیرحمانهتر است:
دروغ را پرهزینه میکنند و خودفریبی را ناپایدار.
اگر خروجی این سیستمها آزاردهنده است، مسئله خود فناوری نیست؛ مسئله شکافی است میان تصویری که دوست داریم از واقعیت ببینیم و تصویری که سیستمهای بدون تعارف پیش روی ما میگذارند. شکافی که دیگر نمیتوان آن را با حذف فناوری، برچسبزنی یا واکنشهای احساسی پنهان کرد.





