در جنوب تهران و نزدیک به شهر ری، جایی میان صدای ماشینآلات و بوی روغن صنعتی، کارخانه ایرانول بهعنوان یکی از زیرمجموعههای شستا نقشی فراتر از یک واحد تولیدی ایفا میکند؛ مجموعهای که با تأمین روانکار صنایع و حملونقل و نیروگاهها، بخشی از چرخ اقتصاد و اشتغال کشور را به حرکت درآورده و پیوند مستقیمی با سرمایههای کارگران و بیمهشدگان تأمین اجتماعی دارد.
بعد از روزهایی که جنگ، سکوت را به خطوط تولید کارخانه های ایران نزدیک کرده بود، حالا یک ماهی است که دوباره صدای دستگاهها در کارخانههای سراسر کشور شنیده میشود؛ کارگرانی که به خط تولید بازگشتهاند، اینبار نه فقط برای ساخت و ساز و انجام وظیفه کارگری، بلکه برای زنده نگه داشتن جریان تولید و حرکت دوباره چرخ صنعت ایران. اینجا امید و تعریف دوباره زندگی، میان دستهای روغنی و دستگاههای روشن جان گرفته است.
زبالههایی که در طبیعت و فضای سبز رها میشوند، تنها یک مشکل ظاهری نیستند؛ آنها یک بحران زیستمحیطی هستند که با تهدید سلامت انسانها و اکوسیستمها همراه است. نباید فراموش کرد که رها کردن زباله در دل طبیعت نه تنها زیبایی محیط را از بین میبرد، بلکه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت انسانها و موجودات زنده دارد.
یکشنبه بازار پس از آتشبس میزبان خانوادههایی شد که برای خرید و بازگشت به ریتم زندگی عادی آمده بودند. سبدها از میوهها و سبزیهای تازه پر شد و گفتوگوها و جریان زندگی میان غرفههای فروش کالاها از سر گرفته شد. این گزارش تصویری از بازاری است که در آن انتخابهای ساده به نشانه زندگی سالم و تلاش مردم برای شروعی آرام پس از روزهای جنگ تبدیل شده است.
میدان فردوسی در روزهای پس از آتشبس دوباره شلوغ شده است؛ رهگذران، خریداران و رانندهها به جریان همیشگی بازگشتند. مغازهها چراغشان را روشن کردند و گفتوگوها در پیادهروها جان گرفت. این گزارش تصویری از میدانی است که پس از روزهای سنگین جنگ، با رفتوآمد مردم و ریتم زندگی شهری، نشانههای آرامش و بازگشت تدریجی زندگی را دوباره به نمایش گذاشت.