تامین اجتماعی برای بسیاری از جوانان موضوعی دور از زندگی روزمره است؛ مسئلهای که بیشتر به دوران سالمندی و بازنشستگی مربوط میشود تا نیازهای امروز. همین تصور، یکی از موانع مهم گسترش پوشش بیمهای در میان نسل جوان است. جوانان معمولا خطرهای کوتاهمدت را جدیتر از پیامدهای بلندمدت در نظر میگیرند و به همین دلیل ممکن است مزایای آینده پرداخت حق بیمه را در مقایسه با نیازهای مالی فعلی کماهمیت بدانند.
این رفتار صرفا به تصمیمهای فردی محدود نیست. اقتصاد رفتاری آن را با مفهوم «سوگیری زمان حال» توضیح میدهد؛ تمایلی که باعث میشود افراد برای نیازها و پاداشهای فوری ارزش بیشتری قائل شوند و منافع آینده را کمتر در نظر بگیرند. این مسئله در تصمیمگیری درباره پرداخت حق بیمه و پسانداز بازنشستگی اهمیت ویژهای دارد.
از سوی دیگر، نخستین تجربههای شغلی جوانان همیشه در قالب اشتغال رسمی شکل نمیگیرد. ناآگاهی از حقوق بیمهای، پیچیدگی مقررات و دشواری ارتباط با نهادهای تامین اجتماعی هم میتواند مشارکت آنان را محدود کند. بنابراین، افزایش پوشش بیمهای نسل جوان تنها با اطلاعرسانی درباره بازنشستگی امکانپذیر نیست؛ نهادهای مسئول باید مزایای تامین اجتماعی را به نیازهای جاری جوانان، از جمله سلامت، اشتغال، ایمنی محیط کار و استقلال مالی، پیوند دهند.
تجربههای گردآوریشده از سوی انجمن بینالمللی تامین اجتماعی (ISSA) در شش کشور ژاپن، سنگاپور، فرانسه، لهستان، کلمبیا و اکوادور، رویکردهای متفاوتی را برای تحقق این هدف نشان میدهد. این تجربهها از آموزش حضوری و کتابهای مصور تا بازیهای دیجیتال و طرحهای عضویت انعطافپذیر را در بر میگیرد.
در ژاپن، انتشار اطلاعات نادرست درباره آینده نظام بازنشستگی، از جمله این ادعا که این نظام در آینده فروخواهد پاشید و نسل جوان مستمری دریافت نخواهد کرد، به نگرانی و بیاعتمادی دامن زده بود. در پاسخ، اداره بازنشستگی وزارت بهداشت، کار و رفاه این کشور برنامهای با عنوان «ارتباطات مثبت» راهاندازی کرد تا شناخت جوانان از نظام بازنشستگی و حقوق آینده خود را افزایش دهد.
در سال ۲۰۲۰، آموزش حضوری درباره بازنشستگی در مدارس ابتدایی، متوسطه و دانشگاهها آغاز شد. در این برنامه، از روش آموزشی «بازنشستگی من و بازنشستگی ما» استفاده شد و کارکنان جوانتر برای ارتباط نزدیکتر با دانشآموزان و دانشجویان در آموزش مشارکت کردند.
تولید کتاب مصور به سبک مانگا با همکاری یک ناشر آموزشی و تهیه آزمون ویدئویی با مشارکت یک کانال محبوب یوتیوب، از دیگر بخشهای این طرح بود. نتیجه ارزیابیها نشان داد ۹۸ درصد بازخوردها مثبت بوده است. شمار مدارسی که آموزش حضوری در آنها اجرا شد هم از ۹ مدرسه در سال ۲۰۲۰ به ۲۳ مدرسه در سال ۲۰۲۱ رسید. ویدئوی آزمون در یک ماه ۵۳۰ هزار بازدید و کتاب مصور ۱۲ هزار بازدید داشت.
این تجربه نشان میدهد آموزش تامین اجتماعی میتواند پیش از ورود افراد به بازار کار آغاز شود و با استفاده از ابزارهای متناسب با علایق نسل جوان، از انتقال اطلاعات صرف فراتر برود.
هیئت مرکزی صندوق پسانداز آتی سنگاپور (CPF) متوجه شد که ارتباط جوانان با این نظام عمدتا سطحی است. همهگیری کووید ۱۹ و کاهش تعاملات حضوری هم ضرورت یافتن روشهای تازه آموزشی را برجسته کرد.
این نهاد بازی دیجیتالی «گرفتن بیخوابی» را طراحی کرد؛ یک بازی ماجراجویانه در فضای متاورس برای افراد ۱۳ تا ۳۵ ساله که در آن کاربران با حل معماها، مفاهیم مرتبط با صندوق و سواد مالی را یاد میگیرند. بازی همچنین ارتباط میان خواب، احساسات و تصمیمهای مالی را به تصویر میکشد. توسعه آن با استفاده از یک بستر متنباز و ابزارهای هوش مصنوعی حدود چهار ماه طول کشید.
بیش از سه هزار و 500 جوان در این برنامه مشارکت کردند و ۸۰ درصد کاربران آن را به دیگران توصیه کردند. ارزیابی پیش و پس از بازی هم از بهبود ۲۵ درصدی در درک مفاهیم صندوق و آموزش مالی حکایت داشت.
تجربه سنگاپور نشان میدهد ابزارهای دیجیتال میتوانند موضوعی پیچیده و ظاهرا دوردست مانند بازنشستگی را به تجربهای تعاملی تبدیل کنند. با این حال، اهمیت فناوری در اینجا به توانایی آن برای افزایش مشارکت و فهم موضوع مربوط است، نه صرفا استفاده از ابزارهای جدید.
در فرانسه، نگرانی این بود که جوانان نظام حمایت اجتماعی را امری بدیهی تلقی کنند، بدون آنکه حقوق و مسئولیتهای مرتبط با سازوکارهای همبستگی اجتماعی را بشناسند. قدیمی به نظر رسیدن دستگاه اداری هم بر این فاصله میافزود. از آنجا که تامین اجتماعی در برنامه درسی مدارس جایگاه مشخصی نداشت، مدرسه عالی ملی تامین اجتماعی ماموریت یافت اصول آن را میان جوانان ترویج کند.
این نهاد درگاه آموزشی «سکو ژون» را برای افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله راهاندازی کرد. محتوای آن بر اساس مراحل مختلف زندگی، از نخستین شغل و تحصیل تا سلامت، مسکن و سفر، سازماندهی شده است. مسابقه ملی دوسالانه، وبینارها، بازیها، اتاقهای فرار مجازی و کتابهای مصور برای کودکان ۸ تا ۱۲ ساله هم این برنامه را تکمیل میکنند.
از سال تحصیلی ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، بیش از ۳۰ هزار دانشآموز متوسطه در مسابقه ملی این طرح مشارکت کردهاند و هر سال حدود پنج هزار دانشآموز در وبینارهای زنده آن حضور دارند. شمار بازدیدکنندگان درگاه هم طی پنج سال از ۶۸ هزار به ۲۲۰ هزار نفر افزایش یافت.
اهمیت تجربه فرانسه در این است که تامین اجتماعی را نه فقط به بازنشستگی، بلکه به رویدادهای واقعی زندگی پیوند میدهد و آموزش را در قالب مجموعهای از فعالیتهای مستمر دنبال میکند.
در لهستان، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزی (KRUS) برای افزایش آگاهی جوانان ۱۳ تا ۲۱ ساله درباره ایمنی و سلامت در کار کشاورزی، مسابقه ساخت فیلم کوتاه «چشمانداز صفر من» را برگزار کرد. شرکتکنندگان باید با ساخت فیلم، شیوههای ایمن کار در مزرعه را ترویج میکردند.
این روش به جوانان امکان میداد با نگارش فیلمنامه و ساخت اثر خود، اصول پیشگیری از حوادث را بهصورت عملی بیاموزند. مسابقه در سال ۲۰۲۲ به تولید ۹۲ فیلم و در سال ۲۰۲۳ به تولید ۳۶ فیلم انجامید؛ هر دو رقم از هدف سالانه ۲۰ فیلم بیشتر بود. همکاری با مدارس، جوایز جذاب و هماهنگی برنامه با تقویم تحصیلی از عوامل مهم اجرای طرح معرفی شدند.
در کلمبیا، ضعف آموزش مالی در مدارس و آگاهی محدود از برنامه مزایای اقتصادی دورهای (BEPS)، ویژه افراد دارای درآمد کمتر از حداقل دستمزد، چالش اصلی بود. نهاد مدیریت بازنشستگی این کشور، «کولپِنسیونِس»، برنامهای ملی برای ترویج سواد مالی و فرهنگ پسانداز طراحی کرد. این برنامه از کارگاههای تعاملی برای دانشآموزان پایههای نهم تا یازدهم و مسابقه «پسانداز یعنی پیروزی» برای کودکان ۷ تا ۱۲ ساله تشکیل شده است.
ارزیابی برنامه از افزایش آگاهی درباره پسانداز و برنامهریزی مالی و تقویت همکاریهای محلی حکایت داشت. این طرح به سههزار و 236 دانشآموز و یکهزار و 518 کودک رسید و از اهداف تعیینشده فراتر رفت. در این دو تجربه، تامین اجتماعی با پیشگیری از حوادث شغلی و توانایی مدیریت مالی پیوند خورده است؛ حوزههایی که میتوانند پیش از شکلگیری نیازهای دوران بازنشستگی، برای جوانان ملموس باشند.
موسسه تامین اجتماعی اکوادور در فوریه ۲۰۲۴، تعداد جوانان گروه هدف خود را حدود ۳۶۴ هزار نفر برآورد کرد. حدود ۷۰ هزار نفر از آنان میتوانستند عضو جدید بالقوه باشند؛ در حالی که از میان افرادی که نه شاغل بودند و نه تحصیل میکردند، فقط ۱۰ هزار و ۸۱۳ نفر بهصورت داوطلبانه ثبتنام کرده بودند.
برنامه «عضویت جوانان»، ترتیبات انعطافپذیرتری برای پرداخت حق بیمه در نظر گرفت. دو گروه «داوطلبان جوان» ۱۸ تا ۲۴ ساله و «کارآفرینان جوان» ۱۵ تا ۲۴ ساله میتوانستند نیمی از حق بیمه استاندارد را بپردازند، در حالی که سهم مربوط به پوشش درمانی کامل باقی میماند.
در نهایت برنامه ۹.۱ میلیون دلار حق بیمه ایجاد کرد و نرخ پرداخت بهموقع حق بیمه به ۸۳ درصد رسید. همچنین سههزار و ۶۱۸ کارآفرین و ۱۰ هزار و ۱۰۳ ثبتنام داوطلبانه جوانان جذب شدند.
این تجربه نشان میدهد آگاهیبخشی زمانی میتواند به گسترش پوشش بیمهای منجر شود که با امکان واقعی عضویت همراه باشد. انعطاف در پرداخت، حفظ پوشش درمانی و ارتباط مستقیم با گروه هدف، ابزارهایی بودند که در این برنامه به کار گرفته شدند.
تجربه کشورهای بررسیشده نشان میدهد ارتباط با جوانان باید از سنین پایین آغاز شود، به نیازهای کنونی آنان بپردازد و از ابزارهای آموزشی متناسب با گروههای سنی مختلف استفاده کند. مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزش حرفهای میتوانند پیش از ورود افراد به بازار کار، زمینه شناخت حقوق و مسئولیتهای بیمهای را فراهم کنند. در کنار آنها، شبکههای اجتماعی، بازیها و محتوای تصویری میتوانند انتقال مفاهیم پیچیده را آسانتر کنند.
با این حال، آموزش بهتنهایی کافی نیست، در نهایت ارتباط با نسل جوان نباید به یک کارزار تبلیغاتی محدود شود. موفقیت واقعی زمانی حاصل میشود که جوانان از نخستین تماس با نظام تامین اجتماعی، حقوق و تعهدات خود را بشناسند، بتوانند آگاهانه وارد پوششهای بیمهای شوند و در طول زندگی کاری خود رابطهای پایدار با این نهادها برقرار کنند. معیار موفقیت هم تنها شمار بازدیدها یا شرکتکنندگان نیست؛ بلکه باید دید این ارتباط تا چه اندازه به مشارکت آگاهانه، پرداخت مستمر حق بیمه و اعتماد بلندمدت به نظام تامین اجتماعی منجر میشود.
منبع: ISSA
