«عصر زندگی طولانیتر؛ بازاندیشی در نظامها برای زندگی بهتر» شعار امسال روز جهانی سالمند است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل، جمعیت سالمندان جهان از ٧٢٧ میلیون نفر در سال ٢٠٢٠ به 1.5 میلیارد نفر در سال ٢٠۵٠ خواهد رسید. ایران هم در این معادله جهانی جزو کشورهایی است که به زودی با افزایش جمعیت سالمندان روبهرو خواهد شد. بر اساس اعلام رئیس گروه بهداشت سالمندان وزارت بهداشت اکنون بیش از ۱۰ میلیون نفر یعنی حدود ۱۲ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند و بر اساس دادههای مرکز آمار ایران پیشبینی میشود تا سال ۱۴۳۰ سهم سالمندان به بیش از ۲۶ درصد برسد.
«فکر نمیکردم ورزش نکردن و ناپرهیزی غذایی باعث شود که در 68 سالگی حتی تا سر کوچه هم نتوانم بروم. آدم تا جوان است این چیزها را جدی نمیگیرد.» مریم دیابت نوع 2 ، وزن بالا و دیسک حاد کمر دارد و حالا برای امور ساده زندگی هم نیازمند کمک بچههایش است. سلامت در دوران سالمندی یکی از مهمترین چالشهای بهداشت عمومی، اقتصاد و سیاستگذاری اجتماعی است.
آمارها نشان میدهد حدود ۹۵ درصد افراد بالای ۶۰ سال حداقل به یک بیماری مزمن مبتلا هستند و نزدیک به ۸۰ درصد دو بیماری یا بیشتر دارند. بیماریهای قلبی، دیابت، فشارخون، آرتروز و اختلالات شناختی در سالمندی بروز بیشتری دارد و سلامت سالمندان را تهدید میکند.
کیفیت دوران سالمندی برای همه مهم است اما سخت به دست میآید. به ویژه در ایران، سالمندان در موارد زیادی به دلیل نداشتن سبک زندگی سالم در دوران جوانی و میانسالی، پیری رضایتبخشی ندارند و به درمان و مراقبتهای اطرافیان وابستگی زیادی دارند.
مهسا زارعی، متخصص طب سالمندی در این باره به آتیه آنلاین میگوید: «دوره سالمندی به سه دوره 65 تا 75 سال یعنی سالمندان جوان و 75 تا 85 سال یعنی سالمندان میانی و 85 تا 95 سال یعنی سالمند سالمند تقسیم میشود.»
به گفته او در 65 تا 75 سالگی بیشتر بر پیشگیری تاکید و تمرکز داریم. غربالگریهای سلامت در این دوران برای تشخیص زودهنگام بیماریها، اهمیت زیادی دارند که آن هم نیاز به آگاهیبخشی دارد.»
او ادامه میدهد: «سالمندان باید بدانند در این سنین چه بیماریهایی ممکن است به سراغشان بیاید و چطور باید آن را درمان و مدیریت کنند. وجود مراکز غربالگری و پوششهای بیمهای در این مرحله بسیار مهم است تا سالمندان بهخاطر هزینه بالا غربالگری را کنار نگذارند. البته غربالگری از قبل هم باید باشد.»
به گفته زارعی در گروه دوم سالمندان، انتظار تحلیل عضلانی و شروع پوکی استخوان میرود. در این مرحله عوارض بیماریهای مزمن مانند دیابت و فشارخون که از قبل هم بوده، بیشتر بروز میکند. اینجا دیگر غربالگری معنایی ندارد و تمرکز پزشکان بر درمان و حفظ سلامت سالمند است.
زارعی اقدامات حمایتی را برای گروه سوم مهم میداند: «سالمندان بالای 85 سال دچار شکنندگی و آسیبپذیری هستند و باید به طور کامل از آنها حمایت شود. اینجا چرخشی در وضعیت جسمی سالمند و بیماریهای مزمن صورت میگیرد. اگر فشارخون فرد بالا بوده، حالا پایین میآید، سالمند نحیف و کم وزن میشود، عضله از دست میدهد، اختلال خواب و تعادل ایجاد میشود.»
برای مراقبت و نگهداری در این مراحل آموزش و حمایت اجتماعی لازم است: «وجود مراکز پارهوقت یا 24 ساعته برای دریافت خدمات سالمندان میتواند کمک خوبی باشد. در خیلی موارد لازم نیست سالمند به طور دائمی در مراکز نگهداری سالمندان بماند و همین مراکز موقتی میتوانند خدمات لازم را ارائه دهند.»
یک از نگرانیهای امروز ایران، پیر شدن نسل دهه شصت است. بیبی بومرها اکنون در میانسالیاند و در دو دهه آینده موج سالمندان ایران را تشکیل میدهند. سمیه توحیدلو، استاد دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی، در کانال تلگرامی خود درباره این نسل نوشته است: «نسلی که تمام جوانیاش را زیر بار تورم، نوسانات ارزی و جهش مسکن دویده، نتوانسته اندوخته پایداری شکل دهد و با توجه به ضعف صندوقهای بازنشستگی و شکنندگی ساختارهای حمایتی، بیم آن میرود که بزرگترین نسل تاریخ معاصر در دوران سالمندی به وابستگی مضاعف دچار شود.
زارعی، متخصص طب سالمندی درباره اقداماتی که این نسل باید انجام دهد تا سالمندی سلامتی را تجربه کند میگوید: «پیری این نسل که تعدادشان هم زیاد است نگران کننده است. از آنجا که فراوانی امکانات اجتماعی و حمایتی مانند امکانات ورزشی و تغذیهای و روانشناختی خاصی برای این نسل پیشبینی نشده توصیه ما این است که منتظر نمانند و به صورت فردی پرورنده سلامت خود را پیگیری کنند تا در سالمندی مشکلات کمتری داشته باشند.»
به گفته او این نسل ناآگاه نیستند و باید هرکدام بسته به توان و شرایط، سبک زندگی خود را اصلاح کنند: «اگر امکانش را دارند باشگاه و استخر بروند، اگر نه کارهای هرچند کوچک مانند استفاده کمتر از اتومبیل و پیادهروی بیشتر، حذف غذاهای مضر و تمرینات در خانه را انجام دهند. اینها وقتی به طور مداوم مثلا 15 سال انجام شود تاثیر چشمگیری دارد و میتواند سالمندی ایمنتری بسازد.»
غذای خوب و سالم یکی از نیازهای دوره سالمندی است که به گفته زارعی نباید آن را سخت گرفت: «سالمندان در بسیاری شرایط میتوانند مانند بقیه غذا بخورند و نباید مدام به آنها امر و نهی کرد که این را بخور، آن را نخور.»
او توضیح میدهد: «در دوران سالمندی تغذیه را سن تعیین نمیکند، بلکه وضعیت جسمی، بیماریهای زمینهای و وضعیت دندانها تعیین میکند. اگر سالمند بیماری زمینهای مانند دیابت و فشارخون و بیماری قلبی و نارسایی کلیه ندارد لازم نیست در تغذیه به او سخت گرفته شود.»
برنامه تغذیه باید عملی باشد نه دستوری: «همین که به سالمند بگوییم نمک و روغن نخور کافی نیست. او نمیتواند این را عملی کند و با عذاب وجدان و سرزنش اطرافیان روبهرو میشود. در بیماران دچار نارسایی کلیه مصرف گوشت و پروتئین مضر است اما حذف آن هم باعث میشود سالمند به ویژه بعد از 70 سالگی عضله از دست بدهد و بافت چربیاش بیشتر شود که به شدت باید از آن جلوگیری کرد. پس داشتن یک برنامه غذایی متعادل میتواند سلامت سالمند را تضمین کند.»
او درباره تغذیه سالمندان 85 سال به بالا میگوید: «در این سن ما دیگر از نظر تخصصی نگران عارضه مواد غذایی نیستیم و میتوانیم سالمند را آزادتر بگذاریم. در این سنین محدود کردن غذاها عوارض منفی بیشتری دارد.»
مهمترین چیزی که در سالمندان به آن توجه میکنیم این است که وزن از دست ندهند: «مهمترین فاکتور سلامت و قدرت بدنی در سالمندان پروتئین است بنابراین حتی اگه سالمند کم غذا شده، باید میزان پروتئین مواد غذاییاش حفظ شود. مقدار پروئین لازم برای سالمندان سالم یک میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و در سالمندان مبتلا به نارسایی کلیه این مقدار تا 0.8 کاهش پیدا میکند.»
گوشت قرمز، گوشت سفید به ویژه مرغ و ماهی و حبوبات و لبنیات میتواند انرژی خوبی برای بدن سالمند فراهم کند: «توصیه ما به بیماران این است که تخم مرغ به عنوان یک منبع پروتئینی خوب در غذای هر روزشان باشد.»
براساس یافتههای علمی مرتبط با سالمندی، خصوصیاتی که در جوانی داریم ممکن است در پیری تشدید شوند. به گفته متخصص طب سالمندی، بحث شناخت، حافظه، توجه و تمرکز در سالمندان به طور مستقیم بر سلامت جسم تاثیر دارد: «اگر کسی اختلالات شناختی ندارد میتواند تعاملات روزمره خود را حفظ کند و از طریق صحبت کردن با دوستان و اطرافیان روحیه خود را بهبود بخشد.»
خانوادهها هم در این میان وظایفی دارند: «سالمند را کودک ندانیم و بگذاریم استقلال خود را داشته باشد. او را صرفا موجود گیرنده خدمات نبینیم و از جمع جدا نکنیم. هر سالمند تا هرجا که توانایی دارد باید مستقل باشد و فقط در مواقعی که فعالیتها و کارها به او آسیب میزند از انجامشان خودداری کند.»
در سالمندان هر دو واکنش به اطرافیان را میبینیم: «بعضی دوست ندارند حتی دو ساعت تنها بمانند، حتی اگر فرزندان مدام به آنها سر بزنند باز هم ناراضیاند اما بعضی زندگی مستقلی دارند و به دیگران وابسته نیستند. در هر دو حالت نباید بگذاریم حس کنند حمایت عاطفی از آنها قطع شده است.»
مسئله سلامت روان در سالمندان و پذیرش پیری پیچیده است: «سالمندان در بسیاری موارد نسبت به پذیرش بیماریهای جسمی مثل دیابت هم مقاومت دارند، چه برسد به بیماریهای روانپزشکی. این مسئله باید خیلی با احتیاط و پیگیری مداوم توسط خانواده و افراد قابل اعتماد فرد انجام شود. بدبینی، وسواس، مقاومت زیاد غیر طبیعی نیست.»
به گفته او افراد معتمد فرد میتوانند به روانپزشک مراجعه کنند و شرح حال بدهند. پزشک دارو را با میزان کم شروع میکند تا سالمند آماده ویزیت شود. در این موارد به خانوادهها آموزش میدهیم که چگونه سالمندان را برای پیگیری درمان قانع کنند.
