براساس یکی از پژوهشهای سازمان زیباسازی ۲۱۸۰ مجسمه در شهر ثبت شده است؛ از سردیسهای کوچک در بوستانها تا آثاری که سالهاست با نام یک میدان یا خیابان گره خوردهاند. با این حال زندگی یک مجسمه در تهران همیشه با رونمایی آغاز نمیشود و با نصب هم تمام نمیشود. بعضی آثار زیر لایهای از دوده و فضولات پرندگان ماندهاند، بعضی در طول سالها تغییر رنگ دادهاند، تعدادی جابهجا شدهاند و در مواردی هم مجسمه بهطور کامل از جای خود ناپدید شده است. پرسش همینجاست؛ بعد از نصب، چه نهادی باید مرتب وضعیت اثر را بررسی کند و سابقه هر مداخله را نگه دارد؟
نمونه تازه را میتوان در محوطه خانه هنرمندان دید؛ جایی که برخی سردیسها ناشیانه سفید شدهاند .در نقاط دیگر شهر نیز وضعیت یکسان نیست. آلودگی هوا روی سطح بعضی آثار نشسته، فضولات پرندگان مدتها پاک نشده و شکستگی یا فرسودگی در شماری از مجسمهها دیده میشود. این وضع تازه نیست و سابقه آن به سالهایی برمیگردد که حتی آثار چندصدکیلویی هم از شهر ناپدید شدند.
بهار ۱۳۸۹ یکی از عجیبترین دورههای مجسمههای تهران بود. در فاصلهای کوتاه ۱۲ مجسمه برنزی از نقاط مختلف شهر ناپدید شدند؛ از خیابان و پارک تا خانه هنرمندان و دانشگاه تهران. نام مجسمههای ستارخان، باقرخان و مادر و فرزند نیز در میان آثار مفقودشده مطرح شد. بعضی از این مجسمهها چندصد کیلو وزن داشتند و جابهجایی آنها بدون وسیله و تجهیزات آسان نبود. با این حال سرنوشت همه این آثار برای افکار عمومی روشن نشد.
ماجرا به همان سال محدود نماند. سال ۱۳۹۴ مجسمه ۱۲۰ کیلویی «صندوق» از مقابل موزه ارتباطات ناپدید شد. در موارد دیگری بخشی از یک اثر از جا کنده شد یا خود مجسمه به دلیل جابهجایی و جمعآوری از محل همیشگیاش کنار رفت. درباره بعضی آثار نیز روایتهای متفاوتی از محل نگهداری یا مرمت آنها منتشر شد. مجسمه کودکان بازیگوش در آبنمای پارک دانشجو یکی از همین نمونهها بود.
مجسمه شهری اثری است که سالها در یک میدان یا بوستان میماند کمکم بخشی از آن مکان میشود. عابران ممکن است نام سازندهاش را ندانند اما آن را به عنوان نشانی خیابان یا بخشی از خاطره محله به یاد داشته باشند. به همین دلیل ناپدیدشدن یک مجسمه فقط کم شدن یک قطعه برنز از شهر نیست.
مجسمه فردوسی سالهاست با دو رنگ متفاوت دیده میشود؛ بخشی روشن و بخشی خاکستری. درباره علت این تفاوت روایتهای مختلفی مطرح شده بود اما بررسی تخصصی سازمان زیباسازی نشان میدهد بخشهای روشن احتمالا رنگ نشدهاند. در این قسمتها چرک و رسوبات سطح سنگ در یک پاکسازی قبلی برداشته شده و رنگ اصلی مرمر دوباره دیده شده است.
این بررسی در شیارهای مجسمه به مادهای خشک و چسبنده هم رسیده که بخشی از تیرگی سطح را ایجاد کرده است. منشأ این ماده طبیعی تشخیص داده نشده و احتمال داده شده از قالبگیری یا یکی از مداخلات گذشته روی اثر باقی مانده باشد. آلودگی هوای تهران هم روی فردوسی بیاثر نبوده است. گردوغبار، ذرات سیلیسی و ترکیبات سولفاته روی سطح اثر پیدا شده و آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی و باران اسیدی از عوامل فرسایش سنگ معرفی شدهاند.
خود مجسمه در زمان بررسی ترک یا شکستگی جدی نداشته است اما ادامه رسوب آلودگی، جمع شدن آب در فرورفتگیها و فضولات پرندگان میتواند به مرور سطح سنگ را فرسوده کند. همین بررسی نشان میدهد پاک کردن یک مجسمه را نمیتوان مثل شستن تجهیزات شهری دید. جنس اثر، نوع آلودگی و مادهای که برای پاکسازی استفاده میشود باید از قبل مشخص باشد.
یکی از پیشنهادهای این مطالعه تشکیل «شناسنامه مرمتی» برای فردوسی است؛ سابقهای که در آن ماده مصرفی، محل استفاده، تاریخ مداخله و عکسهای قبل و بعد ثبت شود. نبود همین سابقه باعث شده سالها بعد برای فهمیدن آنچه روی سطح فردوسی اتفاق افتاده دوباره سراغ آزمایش و عکسهای قدیمی بروند.
پژوهش دیگری که سازمان زیباسازی درباره مجسمههای تهران و چند شهر جهان انجام داده تعداد آثار تهران را ۲۱۸۰ مجسمه اعلام کرده است. در نمونه مورد بررسی شانگهای پنج هزار مجسمه، لندن چهار هزار و اتاوا سه هزار اثر داشتهاند. بعد از این سه شهر تهران قرار گرفته است. از نظر تعداد مطلق، پایتخت کممجسمه نیست.
این ۲۱۸۰ اثر اما در مناطق تهران به یک اندازه توزیع نشدهاند. منطقه ۲۲ به ازای هر ۱۰ هزار نفر ۸.۴۵ مجسمه دارد. این عدد در منطقه ۳ به ۷.۹ و در منطقه ۶ به ۶.۶۵ میرسد. در منطقه ۸ سهم هر ۱۰ هزار نفر فقط ۰.۹۴ مجسمه است. منطقه ۱۳ حدود ۱.۱ و منطقه ۱۴ حدود ۱.۲ مجسمه به ازای هر ۱۰ هزار نفر دارند.
تعداد آثار نیز همین فاصله را نشان میدهد. منطقه ۳ با ۲۶۲ مجسمه در بالای جدول قرار دارد. منطقه ۲ دارای ۲۱۲ اثر و منطقه ۶ دارای ۱۶۷ مجسمه است. در مقابل منطقه ۱۳ تنها ۲۸ مجسمه دارد. منطقه ۱۷ دارای ۳۸ و منطقه ۸ دارای ۴۰ اثر است. بنابراین زیاد بودن تعداد مجسمههای تهران به این معنی نیست که همه بخشهای شهر سهم مشابهی از هنر عمومی دارند.
در همان پژوهش سرانه بودجه هنر عمومی تهران ۱۱ سنت به ازای هر نفر محاسبه شده است. این عدد بودجه مستقیم ساخت یا مرمت مجسمهها نیست و کل هنر عمومی را دربرمیگیرد، با این حال در مقایسه انجامشده پایینترین رقم بوده است. پژوهش همچنین به نبود «طرح جامع هنر شهری مدون و لازمالاجرا» اشاره کرده و نقش مدیریت شهری را در تصمیمگیری درباره هنر عمومی پررنگتر از نقش شهروندان دانسته است.
علیرضا نادعلی رئیس کمیته هنر شورای شهر تهران هم مشکل نگهداشت را محدود به مجسمهها نمیداند. او میگوید: در این دوره استفاده از هنر برای انتقال پیامهای شهری، ملی و مذهبی بیشتر شده و اتفاقات خوبی افتاده است اما هیچکدام از ما شرایط موجود را نقطه ایدهآل نمیدانیم. در کنار این اقدامات باید آسیبشناسی هم انجام شود و هنرمندان، شهروندان، رسانهها و نمایندگان مردم بتوانند مشکلات را منتقل کنند.
نادعلی درباره مراقبت از آثار شهری گفت: ما کلا درخصوص نگهداشت، نه فقط مجسمهها بلکه خیلی از چیزهای شهر باید یک تغییر الگو بدهیم. اگر چیزی در شهر میگذاریم باید برای مراقبت از آن هم روال مشخص تعریف کنیم.
رئیس کمیته هنر شورا درباره مجسمهها نیز گفت:اصل برخی آثار در محل دیگری نگهداری میشود و نسخه بدل در فضای عمومی قرار میگیرد. نادعلی معتقد است سازمان زیباسازی باید برای حفاظت از سردیسها و تندیسها با شهربان، حریمبان و نیروی انتظامی هماهنگ باشد.
پیشنهاد نادعلی بیشتر به مراقبت فیزیکی از آثار مربوط است؛ اینکه مجسمه سرقت نشود یا کسی به آن آسیب نزند. تجربه خود تهران نشان میدهد این فقط بخشی از مسئله است.
فردوسی سر جایش مانده اما رد آلودگی و مداخلات قدیمی روی آن دیده میشود. بعضی سردیسها زیر فضولات پرندگان ماندهاند و در مواردی مشخص نیست آخرین مرمت چه زمانی و با چه مادهای انجام شده است.
در شهرهایی که نگهداری آثار شهری برنامه مشخص دارد، کار با نگهبان و دوربین تمام نمیشود. برای هر اثر سابقه میسازند، زمان بازدید تعیین میکنند، مواد مصرفی در مرمت ثبت میشود و برای هزینه سالهای بعد هم از قبل فکر میکنند. تفاوت اصلی همینجاست؛ مجسمه بعد از نصب از چرخه مراقبت خارج نمیشود.
در پاریس بیش از ۸۵۰ مجسمه فضای عمومی زیر نظر واحد تخصصی حفاظت از آثار هنری قرار دارند. برای هر اثر فقط نام هنرمند و نشانی ثبت نمیشود. وضعیت آن هم بررسی میشود؛ چه آسیبی دیده، آخرین بازدید چه زمانی بوده و رسیدگی به آن چقدر فوریت دارد.
اطلاعات تاریخی، جنس مصالح و نتایج بررسیهای فنی هم در پرونده اثر میماند. به این ترتیب مسئولان منتظر نمیمانند تا آسیب آنقدر زیاد شود که از خیابان هم دیده شود.
در نیویورک مرمت، تعمیر، جابهجایی و عملیات حفاظتی روی آثار شهری پیش از اجرا بررسی میشود. وضعیت اثر قبل از شروع کار ثبت میشود و روش پیشنهادی نیز باید مشخص باشد. بعد از پایان کار عکسهای قبل و بعد، مواد مصرفی و شرح عملیات در پرونده باقی میماند. اگر چند سال بعد رنگ یا سطح یک اثر تغییر کند میتوان به همین سابقه مراجعه کرد. مشخص است چه کسی، چه زمانی و با چه مادهای روی مجسمه کار کرده است. چیزی که در ماجرای فردوسی نبودنش خودش تبدیل به مسئله شد.
در لندن حفاظت از مجسمه پیش از نصب شروع میشود. احتمال سرقت، خرابکاری و آسیب بررسی میشود و بعد از نصب نیز بازدیدهای دورهای ادامه دارد. اگر حفظ اثر در محل دشوار باشد جابهجایی هم یکی از گزینههاست. سال ۲۰۲۴ یکی از آثار بنکسی پس از بررسی خطر به محل امنتری منتقل شد. ابتدا پوشش محافظ و نگهبانی برای آن در نظر گرفته بودند اما در نهایت جابهجایی را راه مناسبتری دانستند.
در تورنتو هنگام پذیرش بعضی آثار فقط به هزینه ساخت و نصب نگاه نمیشود. بخشی از پول برای نگهداری سالهای بعد کنار گذاشته میشود و در برخی دستورالعملها این رقم دستکم ۱۰ درصد هزینه پروژه است.
تهران ۲۱۸۰ مجسمه دارد که توزیع آن در مناطق متفاوت است. در شهری که بودجه هنر عمومی پایین است، سابقه سرقت و ناپدیدشدن مجسمهها وجود دارد و بررسی مجمسه فردوسی هم نشان داده رد یک مداخله میتواند سالها روی اثر بماند.
شناسنامهای که برای فردوسی پیشنهاد شده اگر برای همه آثار شهری وجود داشته باشد دستکم بخشی از این آشفتگی کم میشود. تاریخ نصب، جنس اثر، آسیبها، زمان بازدید، نام مرمتگر، مواد مصرفی و عکس قبل و بعد میتواند در یک پرونده ثبت شود. برای آثاری که احتمال سرقت یا آسیب بیشتری دارند نیز سطح حفاظت از همان ابتدا مشخص شود.
مسئله بعد از رونمایی شروع میشود؛ زمانی که اثر باید سالها در خیابان بماند. همان بخش از کار که اگر رها شود یک روز خودش را در دوده روی سنگ نشان میدهد و یک روز در جای خالی مجسمهای که دیگر آنجا نیست.
