یکی از مسائل اساسی در این زمینه آن است که هر رفتار اجتماعی، ارتباطی یا مدنی را نمیتوان صرفاً به دلیل ارتباط احتمالی آن با اتباع یا نهادهای خارجی، موضوع جرمانگاری قرار داد. در حقوق کیفری، جرمانگاری باید بر پایه ضرورت، تناسب، تعیین دقیق رفتار مجرمانه و رعایت اصل قانونی بودن جرم و مجازات صورت گیرد. از منظر حقوق کیفری، نخستین پرسش آن است که آیا رفتارهای مورد نظر طرح، بهصورت روشن، دقیق و قابل پیشبینی تعریف شدهاند یا خیر. استفاده از عبارات کلی و قابل تفسیر، بدون تعیین عناصر مادی و معنوی جرم، میتواند با اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و ضرورت تفسیر مضیق قوانین کیفری محل بحث باشد.
موضوع دیگر، تمایز میان ارتباط عادی شهروندان با اشخاص، سازمانها و اتباع خارجی و رفتارهایی است که واقعاً واجد وصف مجرمانه و مخل امنیت کشور هستند. صرف وجود ارتباط با بیگانگان، بدون احراز قصد مجرمانه و بدون تحقق رفتار مشخص و زیانبار، بهخودیخود نمیتواند مبنای مسئولیت کیفری قرار گیرد؛ مگر آنکه قانونگذار عناصر جرم را بهطور روشن و منطبق با اصول حقوق کیفری تعیین کرده باشد.
از منظر قانون اساسی نیز محدودیت حقوق و آزادیهای شهروندان باید در چارچوب اصول قانون اساسی و با رعایت الزامات قانونی صورت گیرد. بنابراین، در ارزیابی طرح باید نسبت میان مقررات پیشنهادی و اصولی همچون اصل قانونی بودن مجازاتها، آزادیهای مشروع، حقوق ملت و حدود اعمال محدودیتهای قانونی بررسی شود.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به شماری از اسناد و میثاقهای بینالمللی حقوق بشری پیوسته است. در نتیجه، بررسی طرح نیازمند توجه همزمان به تعهدات بینالمللی ایران و حدود اعتبار و اجرای آنها در نظام حقوق داخلی است. در این زمینه، باید میان تعهدات قراردادی بینالمللی، قوانین داخلی، قواعد آمره حقوق بینالملل و نحوه پذیرش و اجرای هر یک در نظام حقوقی ایران تفکیک قائل شد؛ زیرا نمیتوان صرفاً با یک گزاره کلی، همه اسناد بینالمللی را از حیث جایگاه حقوقی در یک سطح قرار داد.
از منظر فقه کیفری نیز اصل بر آن است که مجازات و سلب آزادیهای اشخاص، نیازمند مبنای معتبر شرعی و قانونی است و نمیتوان با توسعه مفاهیم کیفری و تفسیر موسع، رفتارهایی را که فاقد عنوان روشن شرعی و قانونی هستند، جرم تلقی کرد.
بنابراین، ارزیابی این طرح باید دستکم بر اساس چند معیار صورت گیرد: ضرورت جرمانگاری، تعریف دقیق رفتار مجرمانه، احراز عنصر معنوی، تناسب جرم و مجازات، رعایت اصل قانونی بودن، منع تفسیر موسع قوانین کیفری، حفظ حقوق و آزادیهای مشروع شهروندان و سازگاری مقررات پیشنهادی با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران.
در نهایت، مسئله اساسی نه اصل مقابله با اقدامات واقعاً مخل امنیت ملی، بلکه حدود و شیوه مداخله حقوق کیفری در روابط اجتماعی شهروندان است. حقوق کیفری باید میان رفتارهایی که واقعاً واجد وصف مجرمانه و تهدیدکننده امنیت کشور هستند و رفتارهای عادی شهروندان تفکیک روشن ایجاد کند؛ زیرا توسعه قلمرو جرمانگاری بدون تعیین دقیق حدود آن، میتواند زمینه اختلاف در تفسیر و اجرای قانون و افزایش مداخلات کیفری را فراهم کند.
