در سومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی توسعه و امنیت آبی با موضوع واکاوی ابعاد راهبردی انتقال آب دریا، سید اویس ترابی با تأکید بر اینکه آب ذاتاً مسئلهای سیاسی و اجتماعی است، هشدار داد انتقال آب بینحوزهای میتواند با ایجاد منبع آب کاذب، زمینه افزایش بارگذاری جمعیتی، صنعتی و کشاورزی و در نهایت تشدید تقاضا و مصرف آب را فراهم کند.
در این نشست سید اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیستپذیری شهری در ادامه با تمرکز بر وضعیت تهران گفت منابع آب این کلانشهر شامل سدهای پنجگانه و منابع آب زیرزمینی است. به گفته او، حجم دینامیک آبخوان تهران حدود ۱۸۶ میلیون مترمکعب و حجم استاتیک آبخوان، پیش از دستاندازی گسترده، حدود ۶ میلیارد مترمکعب برآورد میشده است، اما اکنون حدود دو تا ۲.۵ میلیارد مترمکعب از این ذخیره از دست رفته است.
او با اشاره به ظرفیت برد جمعیتی تهران گفت ظرفیت برد کلانشهر تهران حدود ۱۲ میلیون نفر برآورد شده، در حالی که جمعیت این منطقه در برخی برآوردها به ۱۶ تا ۱۸ میلیون نفر میرسد.
ترابی افزود افزایش جمعیت و بارگذاری در تهران در شرایطی رخ داده که این شهر بخش قابل توجهی از منابع آب موجود را مصرف میکند و نتیجه این بیتوجهی به ظرفیت برد، تبدیل شدن زیست در تهران به یک مسئله مخاطرهآمیز و تشدید تنش آبی است.
او با اشاره به سابقه تاریخی تنش آبی تهران گفت این شهر از زمان شکلگیری شهری خود همواره با مسئله آب مواجه بوده است و حتی در دوره پهلوی اول، آب در محلههای تهران به صورت سهمیهای توزیع میشد.
به گفته ترابی، برای بررسی مخاطره بیآبی در تهران باید سه موضوع افزایش مصرف، کاهش منابع آب و دفع فاضلاب به صورت همزمان بررسی شود.
ترابی کاهش بارش و تغییرات هواشناسی و هیدرولوژیک را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش منابع آب تهران دانست و تأکید کرد نباید این موضوع را با تغییر اقلیم یکی دانست.
به گفته او کاهش بارش باعث کاهش منابع آب سطحی و کاهش حجم آب سدهای پنجگانه میشود. در بخش مصرف نیز عواملی مانند نشت شبکه توزیع آب، آب بدون درآمد، دزدی آب، رعایت نکردن الگوی مصرف، سامانه متمرکز تصفیه فاضلاب، شهرسازی ناپایدار و انتقال آب بینحوزهای بر بحران آب تهران اثر میگذارند.
او با اشاره به آب بدون درآمد گفت در مقاطعی این رقم حدود ۴۵ درصد اعلام شده بود، اما بر اساس برخی اظهارات، با اجرای سیاستهای کاهش فشار شبکه، این رقم به ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است. ترابی تأکید کرد آمار مربوط به آب بدون درآمد باید شفاف باشد تا امکان تحلیل دقیق وضعیت وجود داشته باشد.
او همچنین استفاده بدون کنتور از آب در ساختوسازها را نوعی دزدی آب دانست و گفت در تهران، بسیاری از پروژههای ساختمانی از آب بدون پرداخت هزینه و بدون ثبت در کنتور استفاده میکنند.
ترابی عدم رعایت الگوی مصرف را دیگر عامل افزایش مصرف آب دانست و گفت سرانه مصرف آب در برخی مناطق تهران به حدود ۴۰۰ لیتر در روز میرسد، در حالی که برای اقلیم خشک تهران، مصرف مناسب باید بسیار کمتر و در حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ لیتر در روز باشد.
او در ادامه با انتقاد از سامانه متمرکز تصفیه فاضلاب گفت در تهران قرار بود ۱۲ تصفیهخانه ساخته شود، اما تاکنون تعداد محدودی از این تصفیهخانهها به بهرهبرداری رسیدهاند.
به گفته ترابی، سالانه صدها میلیون مترمکعب آب پس از تبدیل شدن به فاضلاب از شهر خارج میشود و به دلیل اختلاف ارتفاع زیاد میان شمال و جنوب تهران، بازگرداندن این آب به شهر بسیار پرهزینه و دشوار است.
او گفت زمانی که فاضلاب به صورت متمرکز از شهر خارج میشود، تغذیه آبخوان نیز کاهش پیدا میکند و این مسئله چرخهای معیوب ایجاد میکند. از سوی دیگر، وقتی آب تصفیهشده در اختیار صنایع قرار میگیرد، این پیام به وجود میآید که منابع آب بیشتری در سرزمین وجود دارد و امکان افزایش بارگذاری صنعتی و کشاورزی همچنان فراهم است.
ترابی شهرسازی ناپایدار را یکی دیگر از عوامل تشدید بحران آب دانست و گفت پوشاندن سطوح شهری با مصالح نفوذناپذیر، باعث کاهش نفوذ آب باران و کاهش تغذیه آبخوان میشود.
او همچنین با اشاره به کانالیزه و بتنی شدن بخش قابل توجهی از روددرههای تهران گفت این روددرهها در گذشته از تغذیهکنندگان اصلی آبخوان دشت تهران کرج بودهاند، اما اکنون بخش زیادی از ظرفیت نفوذ آب در آنها از بین رفته است.
ترابی هفتمین عامل مؤثر بر بحران آب تهران را انتقال آب بینحوزهای دانست و گفت انتقال آب از مناطق دوردست میتواند این پیام را ایجاد کند که منابع آب بیشتری در اختیار سرزمین قرار گرفته است.
به گفته او، انتقال آب بینحوزهای ممکن است زمینه پذیرش جمعیت بیشتر، افزایش بارگذاری صنعتی و کشاورزی و توسعه سکونتگاههای جدید را فراهم کند و در نتیجه، تقاضا و مصرف آب به شکل تصاعدی افزایش یابد.
او با اشاره به انتقال آب میان مناطق مختلف کشور گفت وابسته کردن یک منطقه به منابع آب منطقهای دیگر میتواند تنشهای اجتماعی و سیاسی ایجاد کند. ترابی با اشاره به تجربه تأمین آب زاهدان از منابع چاهنیمه گفت این وابستگی، در شرایط بروز مشکل در منابع تأمین، میتواند خود شهر را با بحران مواجه کند.
ترابی نخستین راهکار را دسترسی عمومی به اطلاعات آب دانست و گفت تمام اطلاعات مربوط به منابع و مصارف آب کلانشهر تهران باید در اختیار مردم و متخصصان قرار گیرد و به دادههای آب به صورت عمومی و شفاف دسترسی وجود داشته باشد.
ترابی همچنین بر توقف ساختوساز جدید در تهران تأکید کرد و گفت برای کنترل جمعیت، لازم نیست مردم را از ورود به شهر منع کرد، بلکه باید تولید خانههای جدید و بارگذاری جدید را کنترل کرد.
او با اشاره به تعداد خانههای خالی در تهران گفت تعداد خانههای خالی در این شهر از نیاز جمعیتی موجود بیشتر است و بنابراین سیاست ساختوساز بیشتر نمیتواند راهحل بحران مسکن و جمعیت باشد.
به گفته ترابی ظرفیت برد تهران باید به صورت رسمی اعلام و در داشبوردهای مدیریتی مشخص شود که این کلانشهر چه میزان ظرفیت پذیرش جمعیت و چه میزان ظرفیت بارگذاری صنعتی، کشاورزی و مسکونی دارد.
او همچنین حذف نشت شبکه، ارتقای فرهنگ مصرف، ایجاد زیرساخت سبز و آبی، رعایت برنامهریزی سهبعدی شهر و توجه به نفوذپذیری سطوح را از دیگر راهکارهای مدیریت بحران آب تهران دانست.
ترابی گفت در برنامهریزی شهری باید علاوه بر سطح، به ارتفاع و عمق نیز توجه شود، زیرا ساختوسازهای بلندمرتبه در مناطق نامناسب میتوانند جریانهای زیرسطحی آب را مختل کنند. به گفته او، ظرفیت مناسب برای بلندمرتبهسازی در دشت تهران وجود دارد، نه در مناطقی مانند شمیرانات که ضخامت آبرفت در آنها کمتر است و ساختوسازهای گسترده میتواند مانند سد زیرزمینی عمل کند.
مهشید طالبی صومعهسرایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و تحقیقات، نیز در این نشست با طرح موضوع تقاضای القایی گفت باید میان نیاز مبتنی بر تقاضا و نیاز واقعی تفاوت قائل شد.
او گفت آب نه تنها یک موضوع فنی یا میانرشتهای نیست، بلکه ذاتاً یک امر سیاسی و اجتماعی است. به گفته طالبی، آب با مسئله قدرت، تخصیص، عدالت و فساد گره خورده است و بخش فنی باید در خدمت سیاستگذاری و تصمیمگیری درست قرار گیرد.
او افزود در ایران آب از یک مسئله سیاسی و اجتماعی به موضوعی فنی تقلیل داده شده و در عین حال، در بخشهایی که باید تصمیمگیری مبتنی بر منافع عمومی و شنیدن صداهای مختلف باشد، سیاستزدگی و منافع خاص وارد شده است.
او با انتقاد از ساختار مدیریت منابع آب گفت تبدیل ادارات آب به شرکتهایی که باید درآمدزایی کنند، تعارضی جدی ایجاد کرده است. به گفته او، وقتی شرکتهای آب منطقهای باید از منابع آب درآمد کسب کنند، ممکن است در سالهای پربارش نیز از کاهش برداشت و محدود کردن چاههای غیرمجاز استقبال نکنند.
طالبی همچنین مرزبندیهای اداری و سیاسی را یکی از عوامل تشدید اختلافات آبی دانست و گفت مرزهای سیاسی استانها با مرزهای هیدرولوژیک همخوانی ندارند و همین مسئله در سالهای گذشته زمینه اختلاف بر سر ورودی و خروجی منابع آب بین استانها را فراهم کرده است.
او با اشاره به تجربه اصفهان گفت اجرای طرحهای توسعهای بدون توجه کافی به ظرفیت منابع آب، موجب شد این استان با بحرانهای جدی مواجه شود.
طالبی با تأکید بر اهمیت تعارض منافع گفت باید پرسید چرا با وجود تجربههای تاریخی و بازاندیشیهای انجامشده در جهان، ایران دوباره به سیاستهای توسعه بیمحاسبه منابع آب بازگشته است.
او گفت بخشی از پاسخ را باید در تعارض منافع جستوجو کرد. به گفته طالبی، منابع آب محدود است و برداشت بیشتر برای یک فرد یا یک بخش، لزوماً به معنای برخورداری دیگران از منابع بیشتر نیست، اما منافع اقتصادی ناشی از برداشت آب میتواند افراد و گروهها را به ادامه این روند ترغیب کند.
طالبی تأکید کرد مسئله آب را نمیتوان تنها با پروژههای فنی و انتقال آب حل کرد و تصمیمگیری درباره آب باید بر مبنای ظرفیت سرزمین، عدالت، منافع عمومی، شفافیت و اصلاح ساختارهای حکمرانی انجام شود.
در این نشست، نصرت خوشنیاز، مدیرعامل شرکت توسعه آب آسیا، با رد مفهوم تقاضای القایی در بخش صنایع معدنی، گفت تقاضای ایجادشده برای انتقال آب به فلات مرکزی واقعی است و نمیتوان معادن را جابهجا کرد. به گفته او، بخشهایی از فرآوری مواد معدنی، از جمله فرآیندهای مربوط به مس و آهن، در کنار معادن انجام میشود و انتقال ماده معدنی به سواحل از نظر اقتصادی امکانپذیر نیست.
او با اشاره به کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت بارش، کاهش ذخایر آب زیرزمینی و افزایش تنش آبی در کشور، گفت فلات مرکزی با کمبود حدود ۱۱ میلیارد مترمکعب آب مواجه است و در این میان، بخش صنعت با وجود سهم کمتر از مصرف آب، از کمبود منابع آبی تأثیر زیادی پذیرفته است.
خوشنیاز با اشاره به افت سالانه حدود ۵۵ سانتیمتری سطح آبهای زیرزمینی، کاهش ذخایر تجمعی و کاهش حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعبی ذخایر آب زیرزمینی کشور، تأکید کرد کاهش منابع آب در کنار افزایش جمعیت و کاهش سرانه آب قابل دسترس، شرایطی ایجاد کرده که ادامه فعالیت برخی صنایع بدون تأمین منابع جدید آب امکانپذیر نیست.
او همچنین با اشاره به ناترازی حدود ۲۱.۵ میلیارد مترمکعبی آب در کشور گفت بخشی از این ناترازی به حقابههای محیطزیستی و بخشی به جبران ناترازیهای گذشته مربوط است.
به گفته خوشنیازدر برنامه هفتم توسعه، انتقال آب از دریا و توسعه آبشیرینکنها مورد توجه قرار گرفته و وزارت نیرو مکلف شده است از طریق خرید تضمینی آب شیرینشده، زمینه تأمین آب مورد نیاز استانهای ساحلی را فراهم کند. او توقف پروژه انتقال آب دریای عمان به شرق کشور را نیز ناشی از نبود تضمین خرید آب دانست و گفت این پروژه با وجود برآورد حدود سه میلیارد دلاری، به دلیل نبود اطمینان برای سرمایهگذاران متوقف شده است.
